فرضیهٔ تکاملیِ اینکه فشارهای انتخابیِ زنمحور در جهت هوش اجتماعی و خوداهلیسازی، زنان را در خط مقدم تکامل انسان قرار دادهاند، بررسی میکند.
اگر هوش اجتماعی ما را انسان کرد، زنان نخست انسان شدند


فرضیهٔ تکاملیِ اینکه فشارهای انتخابیِ زنمحور در جهت هوش اجتماعی و خوداهلیسازی، زنان را در خط مقدم تکامل انسان قرار دادهاند، بررسی میکند.

بررسی جامع اندیشمندانی که مدلهای تکاملیِ آگاهی انسانی را مطرح کردهاند، از هگل و کنت تا گبسر و ویلبر، با ترسیم مراحلی از آگاهی بدوی تا آگاهی مدرن.

از عدن، در گذر از لوگوسِ یوحنا و اسطورههای بدیلِ گنوسی، تا آیینهای جهانیِ «خدای بر دارآویخته»، این جستار بازسازی میکند که خودآگاهیِ بازاندیشانه چگونه پدید آمد، تکرار و تحول یافت و سرانجام خود را نظریهپردازی کرد.

مروری جامع که مفهوم «خودِ روایی» را در حوزههای فلسفه، روانشناسی، علوم اعصاب و نظریهٔ ادبی بررسی میکند.

کاوشی در تکامل خودآگاهی از رهگذر سفر پیدایش، لوگوسِ یوحنا، گنوسیگری و اسطورههای قربانی، که مارِ عدن را به مسیح و زایشِ خودِ آگاه پیوند میدهد.

نظریهای جامع و میانرشتهای که مطرح میکند آگاهی انسان بهعنوان ابداعی فرهنگی در دوران پیشاتاریخ پدید آمده است؛ زنان احتمالاً پیشگام این ابداع بودهاند و آن را از طریق آیین و زبان گسترش دادهاند.

مروری که شواهد مربوط به چگونگی تأثیر کروموزوم Y بر شناخت انسان را تلفیق میکند و بر اختلالهای عصبیرشدی، ژنهای خاص، ساختار مغز و زمینهٔ تکاملی تمرکز دارد.