دیانای باستانی و مدلهای ژنتیک کمّی از تداوم انتخاب بر صفات شناختی انسان در سراسر هولوسن پرده برمیدارند.
انتخاب بر هوش انسانی در هولوسن: واقعیتسنجیِ ۵۰٬۰۰۰ساله


دیانای باستانی و مدلهای ژنتیک کمّی از تداوم انتخاب بر صفات شناختی انسان در سراسر هولوسن پرده برمیدارند.

یک تلفیق گمانهزنانه: تابوی اولیه و الزامآورِ زنای با محارم، برونهمسری و شبکههای ائتلافی را گسترش داد، اندازهٔ مؤثر جمعیت و هتروزیگوسیتی را افزایش داد و به H. sapiens کمک کرد بر خویشاوندان باستانیِ خود پیشی بگیرد.

بررسی ژرف شباهتها و تفاوتهای حافظه حیوانی و انسانی، با کاوش در حافظه رویهای، معنایی و شبهاپیزودیک در گونههای مختلف و بررسی عواملی که حافظه زندگینامهای انسان را منحصربهفرد میکنند.

از عدن، در گذر از لوگوسِ یوحنا و اسطورههای بدیلِ گنوسی، تا آیینهای جهانیِ «خدای بر دارآویخته»، این جستار بازسازی میکند که خودآگاهیِ بازاندیشانه چگونه پدید آمد، تکرار و تحول یافت و سرانجام خود را نظریهپردازی کرد.
بررسی شواهد ژنتیکی، کالبدشناختی و فرهنگی دال بر اینکه انسانها از طریق «بقای دوستداشتنیترینها» خود را اهلی کردهاند.

دیدگاههای داروین دربارهٔ سرعت بالای تکامل انسان، که برهمکنش ژن و فرهنگ، شهرت، زبان و نهادهای اجتماعی آن را پیش میرانند.

بررسی عمیق اینکه چارلز داروین چگونه ممکن بود به نظریه حوا دربارهٔ آگاهی بنگرد—فرضیهای نوین دربارهٔ تکامل خودآگاهی انسان—و چه جنبههایی از این نظریه او را متقاعد یا شگفتزده میکرد.

دیانای باستانی، امتیازهای چندژنی و ژنتیک روانپزشکی، همگی نشان میدهند که ذهن انسان از عصر یخبندان تاکنون بهطور چشمگیری تکامل یافته است—برخلاف افسانهٔ «۵۰٬۰۰۰ ساله».

ده مقالهٔ اخیر در زمینهٔ ژنتیک و علوم اعصاب که بیسروصدا از نظریهٔ حوا دربارهٔ آگاهی پشتیبانی میکنند: گزینش در زمینهٔ زبان، روانپریشی و خویشتنِ انسانی.

با استفاده از دیانای باستانی و امتیازهای چندژنی، و از دریچهٔ نظریهٔ حوا، به تصور اسکیزوفرنی، اختلال دوقطبی، هوش و آگاهی در اروپای آغازینِ هولوسن میپردازد.