کاوش در سنتهای عرفانیِ جرقهٔ الهی در وجود انسان و پیوند آنها با نظریهٔ حوا دربارهٔ آگاهی.
خدای درون و نظریهٔ حوا دربارهٔ آگاهی


کاوش در سنتهای عرفانیِ جرقهٔ الهی در وجود انسان و پیوند آنها با نظریهٔ حوا دربارهٔ آگاهی.

ژرفسازی تلفیقیِ فرضیهٔ «ذهن آیینیشده» تام فروزه و نظریهٔ «حوا/فرقهٔ مارپرست» اندرو کاتلر، با حلوفصل پارادوکس خردمند از طریق بازگشتپذیریِ میانجیشده بهوسیلهٔ آیین، عاملیت زنان، و جاروبهای ژن–فرهنگی.

شواهد میانرشتهای تازه ــ از آیینها و اسطورههای پیشاتاریخی تا ژنها و عصبشیمی ــ از نظریهٔ حوا دربارهٔ آگاهی حمایت میکند؛ نظریهای که بر آن است آیینهای مبتنی بر زهرِ مار، به رهبری زنان، موجب پیدایش خودآگاهی انسانی شدند.

چگونه زبان بازگشتی، FOXP2 و دیانای تنظیمیِ بهسرعتتکاملیابنده، جهان اسطورهایِ مرد زرین را به تبعید خودآگاهانهٔ حوا از باغ بدل کردند.

در اسطورهشناسیهای گوناگون، خدایان مارگونه و آیینهای مارپرستی نشانگر آستانههای دانش، قانون و بیداریاند و ازاینرو، مار به نمادی تکرارشونده از نیروی آگاهیبخش بدل شده است.

مدرنیته تبارشناسی دارد، اما اسطورهٔ آفرینش ندارد. EToC تداوم داروینی را با زایش اسطورهایِ خودِ تأملورز انسانی از نو پیوند میدهد.

نظریهٔ حوا دربارهٔ آگاهی را بررسی میکند؛ این نظریه مطرح میسازد که خودآگاهی انسان نوآوری فرهنگیِ متأخری بوده است که از طریق آیینهای باستانیِ مارپرستی آموزش داده شده و شکاف میان مدرنبودگیِ کالبدشناختی و رفتاری را توضیح میدهد.

بازصورتبندی نظریهٔ ایو دربارهٔ آگاهی (EToC) بهمثابهٔ ظهور تکاملی حلقههای توجه بازگشتی، که همتکاملی ژن و فرهنگ آن را پیش میراند.

بازصورتبندی نظریهٔ حوا دربارهٔ آگاهی (EToC) بهمثابهٔ فرایندی همتکاملی میان ژن و فرهنگ که به پیدایش توجه بازگشتی و خودارجاع انجامید و در پی آن، گذاری فازی در آگاهی انسان رخ داد.

بررسی نظاممند ۱۲ معمای تکاملی، باستانشناختی و اسطورهای و اینکه نظریهٔ حوا دربارهٔ آگاهی چگونه مدعی حل آنهاست.