نخستینبار در وکتورهای ذهن منتشر شد.

دکتر تام فروزه پژوهشگری در حوزه هوش مصنوعی انکتیو است که سازمانیافتگی نظاممند حیات و ذهن را بررسی میکند. او دکترای خود را در علوم شناختی از دانشگاه ساسکس دریافت کرده، در دانشگاه توکیو پژوهش پسادکتری انجام داده و در UNAM (برترین دانشگاه مکزیک) سرپرستی یک گروه پژوهشی را بر عهده داشته است که شناخت تجسمیافته و خاستگاههای پیچیدگی اجتماعی در میانامریکا را مطالعه میکرد. او در حال حاضر عضو هیئت علمی مؤسسه علم و فناوری اوکیناوا و سردبیر مجله رفتار سازشی است.
ما عمدتاً درباره فرضیه تغییر آیینی ذهنِ فروزه بحث میکنیم؛ این فرضیه بر آن است که در پارینهسنگی زبرین، آیینهایی پدید آمدند که به استقرار جدایی سوژه-ابژه کمک کردند. این آیینها شامل موارد زیر بودند:
- دورههای طولانی محرومیت حسی (برای مثال در غارها یا از طریق گوشهنشینی)
- دشواریهای جسمانی و درد، که با واداشتن آگاهی به بازگشت به بدن، به ایجاد جدایی سوژه-ابژه کمک میکنند
- انزوای اجتماعی برای مختل کردن شیوههای معمولِ غرقبودن در جهان
- مواد روانگردانی که کارکرد معمول ذهن را بهطور عمیق مختل میکنند
- جنبههای آیینیِ جمعی که مشارکتکنندگان بسیاری را دربرمیگیرند
- وقوع غالباً در دوران بلوغ/نوجوانی، هنگامی که آگاهی تأملی ضرورت بیشتری پیدا میکند
بینش مهمی از مقاله سال 2014 دکتر فروزه، ایده اصلی را چنین بیان میکند:
«هدف نخستین این آیینها ممکن است با تسهیل رشد هستیزادیِ ذهنهای عموماً کاملاً موقعیتمندِ نوآموزان جوان، به سوی شکلی دوگانهانگارانهتر و باثباتتر از سوژه-ابژه مرتبط بوده باشد؛ شکلی که برای فرهنگپذیری درون فرهنگی نمادین مناسبتر است… با گذشت زمان، این هدف نخستینِ رشد ذهنیِ تقویتشده از سوی جامعه، اهمیت کمتری پیدا میکرد، زیرا ما و زمینههای فرهنگیمان بهطور همتکاملی به شرایطی رسیده بودیم که افراد بتوانند آسانتر خود را با انواع گوناگون اعمال نمادینِ پیچیده سازگار کنند و آنها را بازتولید نمایند.»
ممکن است متوجه شوید که این دقیقاً همان چیزی است که من دو سال پیش در فرقه مارِ آگاهی پیشنهاد کردم. در این جهان، منحصربهفرد بودن دشوار است (هرچند من درباره زنان، مارها، اسطورهها و جز اینها مطالبی افزودهام). اما در علم، اینکه افراد متعددی به یک مدل یکسان برسند، امر خوبی است. اینکه فروزه متخصص این حوزه است و نسخه او از داوری همتا عبور کرده، نشانه خوبی برای نظریه حوا درباره آگاهی است.
در دقیقه 57:00، فرصت پیدا میکنم نظریهام را با او در میان بگذارم که نخستین ماده مخدر منتخب، زهر مار بوده است. او بلافاصله درمییابد که این امر مشکل دسترسی و آزمایش را حل میکند—نخستین مصرف احتمالاً با رضایت انجام نشده بوده است. همچنین درباره امکان تداوم آیینها از عصر یخبندان، بهویژه در ارتباط با تابخوردن با قلاب، بحث میکنیم. برای اطلاعات بیشتر درباره پرداخت من به «آیین»، بنگرید به:
یادداشتهای برنامه:#
0:00-5:00
- معرفی
- پیشینه فروزه در مهندسی، علوم رایانه و سایبرنتیک
- مسیر او از هوش مصنوعی تا مطالعه تکامل انسان
5:00-20:00
- محدودیتهای مدلهای کنونی درباره خاستگاههای انسان
- بحث درباره فشارهای محیطی در برابر تغییرات ژنتیکی
- چرایی رضایتبخش نبودن تبیینهای صرفاً ژنتیکی
20:00-35:00
- فرضیه تغییر آیینی ذهن
- چگونگی تجربه جهان از سوی حیوانات بدون جدایی سوژه-ابژه
- تفاوت میان حالتهای غرقشدگی و آگاهی تأملی
35:00-45:00
- بحث درباره اسکیزوفرنی بهعنوان مسئلهای مرزی میان خود و جهان
- پژوهشهای hyperscanning که همبستگی مغزی را در جریان تعامل اجتماعی نشان میدهند
- بلوغ و رشد اولیه انسان و شکلگیری خود
45:00-59:00
- اسطورههای آفرینش و اینکه تا چه مدت میتوانند دوام بیاورند
- بحث درباره اسطورههای مربوط به پیدایش آگاهی
- الگوهای میانفرهنگی در آیینهای تشرف
59:00-1:07:00
- زهر مار بهعنوان فناوری روانگردان
- کاربرد کنونی آن در هند و شواهد تاریخی
- همگرایی میان مدل فروزه و فرضیه فرقه مار
