نخستین‌بار در Vectors of Mind منتشر شد.


تصویری از پست مشترکان سپتامبر

پیش‌تر در Vectors of Mind#

اگر این مسیر را ادامه دهم، سال آینده عنوان‌هایم پاراگراف‌های کاملی خواهند بود. برای کسانی که مطلب چت‌بات را از دست داده‌اند، در سرور SenpAI Discord وقت می‌گذرانم تا دربارهٔ تازه‌ترین درمانگران LLM گفت‌وگو کنیم؛ از جمله، طبعاً، حالت صوتی جدید و چشمگیر OpenAI.

پیوندها#

تصویری از پست مشترکان سپتامبر

دوست وبلاگ، استتسون، پادکستی را با نخستین قسمتِ بسیار جذابی دربارهٔ فرزندپروری آغاز کرده است. گوش دهید، مشترک شوید و نگاهی بیندازید. شاید بعضی‌ها به یاد داشته باشند که استتسون به من کمک کرد نخستین پادکست VoM را ضبط کنم.

قسمت ۱: پدرانه‌گویی

دیدگاه‌هایی از کلیو-ماندو

برای راه‌اندازی پادکست «دیدگاه‌هایی از کلیو-ماندو»، منجول و من دربارهٔ فرزندپروری از منظر شخصی، فلسفی و جامعه‌شناختی گفت‌وگو می‌کنیم. هر دوی ما نسبتاً تازه‌واردِ عرصهٔ پدری هستیم و می‌خواهیم برای فرزندانمان بهترین عملکرد را داشته باشیم.

هزارتوی آغازین#

یک عصب‌فیزیولوژیست استدلال می‌کند که هنر صخره‌ای حاصل الگوهای تکرارشونده در دستگاه بینایی بوده است؛ الگوهایی که در میگرن، توهم و تجربه‌های نزدیک به مرگ نیز رایج‌اند:

تصویری از پست مشترکان سپتامبر

سوراخِ مرکز جالب است، زیرا ممکن است برای چرخاندن مارپیچ به کار رفته باشد. خوانندگان وبلاگ با سوی دیگر این اثر باستانی آشنایند:

تصویری از پست مشترکان سپتامبر

این قدیمی‌ترین اثر آیین مار است که شناسایی کرده‌ام؛ اثری وابسته به فرهنگ مالتا-بوره در ۲۴٬۰۰۰ سال پیش در سیبری. در همان محوطه، ده‌ها پیکرک ونوس نیز وجود داشت. یونگی‌ها مارپیچ یا هزارتو را با مسیر فردیت‌یابی مرتبط می‌دانند. اما می‌خواهم اشاره کنم که مارپیچ اغلب با نماد دیگری که در VoM بررسی کرده‌ایم، یعنی squatter، پیوند دارد. نمونه‌ای از آن را در والکامونیکا، ایتالیا، در ۸٬۰۰۰ سال پیش1 می‌بینید:

r/europagans - هنر صخره‌ای والکامونیکا

و در اینجا، در کلمبیا (با تاریخی نامشخص).

تصویری از پست مشترکان سپتامبر

مدام به نمونه‌های بیشتری برمی‌خورم، از جمله در ادبیات دانشگاهی. اخیراً، دو متخصص حوزهٔ هنر صخره‌ای (یکی در منطقهٔ دریاچه‌های بزرگ و دیگری در جنوب‌غربی آمریکا) دربارهٔ کاربرد مشابه این نماد در سراسر جهان تأمل کرده‌اند. آنان با فرضیهٔ انتشار میان‌قاره‌ای همدل‌اند. من در این مقالات از این دیدگاه دفاع کرده‌ام:

از منظر معنا، در مطلب نظریهٔ حوا، از یک نگارهٔ عصر جدید با هزارتو استفاده کردم تا EToC را خلاصه کنم:

«به من بگو، اودین چگونه چشمش را از دست داد؟ برای آموختن جادوی پنهان زنان. هرگز در پی رازهای زنان مباش، اما همیشه به آن‌ها توجه کن. این زنان‌اند که اسرار مردان را می‌دانند.»
«به من بگو، اودین چگونه چشمش را از دست داد؟ برای آموختن جادوی پنهان زنان. هرگز در پی رازهای زنان مباش، اما همیشه به آن‌ها توجه کن. این زنان‌اند که اسرار مردان را می‌دانند.»

بخشی از جذابیت EToC این است که بسیاری از ادیان گوناگون، از جمله پیروان عصر جدید، «حق دارند». این همان «بله، و…» است که بداهه‌پردازی (و گفت‌وگو) را روان می‌کند.

دشمنان باستانی#

دوشیزه وینتگه رقص مار هوپی را تماشا می‌کند | بایگانی | newbernsj.com
رقصندهٔ مار با مارهای زنگوله‌دار در دهان. سان ژورنال، ۱۹۱۶.

بسیاری از قبایل پوئبلویی، مانند هوپی، زونی و تیوا، گونه‌هایی از رقص مار ــ که در بالا تصویرش آمده و در EToC v3 درباره‌اش بحث شده است ــ دارند. bullroarer بخشی از آیین است و تصویر اصلی‌ای بود که برای مطلب bullroarer استفاده کردم:

تصویری از پست مشترکان سپتامبر

به نظر می‌رسد چنین اعمالی در میان پوئبلو‌یی‌ها باستانی باشد، زیرا در سراسر جنوب‌غربی، تصاویری از ده‌ها شمن در دست‌گرفتن مارها وجود دارد که به هزاران سال پیش بازمی‌گردند. در موآبِ یوتا، حتی پیکره‌ای با ماری در دهان وجود دارد:

تصویری از پست مشترکان سپتامبر

وقتی در کودکی، در برنامهٔ درسی اصلی یوتا، دربارهٔ نیاکان پوئبلوها آموختم، آنان را آناسازی می‌نامیدند. از آن زمان، این اصطلاح با «پوئبلوهای نیاکانی» جایگزین شده است، زیرا Anasazi نامی ناواهو به معنای «دشمن باستانی» است. این احساس به‌کلی از میان نرفته است. برای نمونه، کانال یوتیوب Navajo Teachings را در نظر بگیرید که معمولاً به خرد زندگی و محتوای آموزشی می‌پردازد. نمونهٔ معمول آن، این ویدئوست که باور ناواهو دربارهٔ مردمان مقدسی را توضیح می‌دهد؛ مردمانی که مهم‌ترین آیین‌های آنان را بنیان گذاشتند:

بااین‌حال، وقتی صحبت از آناسازی‌ها به میان می‌آید:

تصویر از پست مشترکان سپتامبر

بر اساس گفته‌های آموزگار ناواهو، آناسازی‌ها خود را بالاتر از قوم مقدس قرار دادند و حتی می‌گفتند که خودشان قوم مقدس‌اند. سرانجام، همین امر به سقوطشان انجامید. تاریخ شفاهی بسیار زیادی در کتاب‌های قدیمیِ انسان‌شناسان ثبت شده است و اکنون نیز کانال‌هایی مانند «آموزه‌های سنتی ناواهو» وجود دارند. بخشی از وعدهٔ هوش مصنوعی این است که می‌تواند چندین مرتبهٔ بزرگی بیشتر از هر انسان آن را هضم کند و قطعاتی از داستان‌ها را از زوایای متعدد به دست آورد. در آینده، این منبعی ارزشمند برای فهم گذشته خواهد بود.

مطالب پراکنده#

طولانی و پرطرف‌دار است. اگر تاکنون فرصت خواندنش را پیدا نکرده‌اید، ارزش مطالعه دارد:

مت یگلسیاس در مقام اَبَرانسان نیچه‌ای

کدکس نجومی ده

به همین ترتیب، اگر به ژانر فرقه‌های خودیاری که به بیراهه رفته‌اند علاقه دارید:

اختراع زنبوردرمانیِ شمنیِ اروپایی

یکپارچگی شورمندانه

این داستانی طولانی و عجیب است؛ پس یک فنجان چای درست کنید، جایی راحت پیدا کنید و خود را در آن غرق کنید. خواندنش به مدت یک ماه رایگان است — با اشتراک‌گذاری و مشترک‌شدن می‌توانید از کار من حمایت کنید.

عنوان طعمهٔ کلیکی را ببخشید:

تصویر از پست مشترکان سپتامبر

  1. مانند همیشه، دربارهٔ همهٔ تاریخ‌گذاری‌های هنر صخره‌ای باید یک ستارهٔ بزرگ در نظر گرفت؛ به‌ویژه از آن‌رو که از این تصویر خاص در واقعاً ده‌ها وبلاگ استفاده شده است (اغلب با تاریخ ۸٬۰۰۰)، اما نتوانستم مقاله‌ای مرتبط یا حتی منبعی در ویکی‌پدیا پیدا کنم. این برای استاندارد من در یک پست «پیوندها» کافی است، اما برای یک مقاله کافی نیست. ↩︎