نخستینبار در Vectors of Mind منتشر شد.

پیشتر در Vectors of Mind#
اگر این مسیر را ادامه دهم، سال آینده عنوانهایم پاراگرافهای کاملی خواهند بود. برای کسانی که مطلب چتبات را از دست دادهاند، در سرور SenpAI Discord وقت میگذرانم تا دربارهٔ تازهترین درمانگران LLM گفتوگو کنیم؛ از جمله، طبعاً، حالت صوتی جدید و چشمگیر OpenAI.
پیوندها#

دوست وبلاگ، استتسون، پادکستی را با نخستین قسمتِ بسیار جذابی دربارهٔ فرزندپروری آغاز کرده است. گوش دهید، مشترک شوید و نگاهی بیندازید. شاید بعضیها به یاد داشته باشند که استتسون به من کمک کرد نخستین پادکست VoM را ضبط کنم.
دیدگاههایی از کلیو-ماندو
برای راهاندازی پادکست «دیدگاههایی از کلیو-ماندو»، منجول و من دربارهٔ فرزندپروری از منظر شخصی، فلسفی و جامعهشناختی گفتوگو میکنیم. هر دوی ما نسبتاً تازهواردِ عرصهٔ پدری هستیم و میخواهیم برای فرزندانمان بهترین عملکرد را داشته باشیم.
هزارتوی آغازین#
یک عصبفیزیولوژیست استدلال میکند که هنر صخرهای حاصل الگوهای تکرارشونده در دستگاه بینایی بوده است؛ الگوهایی که در میگرن، توهم و تجربههای نزدیک به مرگ نیز رایجاند:

سوراخِ مرکز جالب است، زیرا ممکن است برای چرخاندن مارپیچ به کار رفته باشد. خوانندگان وبلاگ با سوی دیگر این اثر باستانی آشنایند:

این قدیمیترین اثر آیین مار است که شناسایی کردهام؛ اثری وابسته به فرهنگ مالتا-بوره در ۲۴٬۰۰۰ سال پیش در سیبری. در همان محوطه، دهها پیکرک ونوس نیز وجود داشت. یونگیها مارپیچ یا هزارتو را با مسیر فردیتیابی مرتبط میدانند. اما میخواهم اشاره کنم که مارپیچ اغلب با نماد دیگری که در VoM بررسی کردهایم، یعنی squatter، پیوند دارد. نمونهای از آن را در والکامونیکا، ایتالیا، در ۸٬۰۰۰ سال پیش1 میبینید:

و در اینجا، در کلمبیا (با تاریخی نامشخص).

مدام به نمونههای بیشتری برمیخورم، از جمله در ادبیات دانشگاهی. اخیراً، دو متخصص حوزهٔ هنر صخرهای (یکی در منطقهٔ دریاچههای بزرگ و دیگری در جنوبغربی آمریکا) دربارهٔ کاربرد مشابه این نماد در سراسر جهان تأمل کردهاند. آنان با فرضیهٔ انتشار میانقارهای همدلاند. من در این مقالات از این دیدگاه دفاع کردهام:
از منظر معنا، در مطلب نظریهٔ حوا، از یک نگارهٔ عصر جدید با هزارتو استفاده کردم تا EToC را خلاصه کنم:

بخشی از جذابیت EToC این است که بسیاری از ادیان گوناگون، از جمله پیروان عصر جدید، «حق دارند». این همان «بله، و…» است که بداههپردازی (و گفتوگو) را روان میکند.
دشمنان باستانی#

بسیاری از قبایل پوئبلویی، مانند هوپی، زونی و تیوا، گونههایی از رقص مار ــ که در بالا تصویرش آمده و در EToC v3 دربارهاش بحث شده است ــ دارند. bullroarer بخشی از آیین است و تصویر اصلیای بود که برای مطلب bullroarer استفاده کردم:

به نظر میرسد چنین اعمالی در میان پوئبلوییها باستانی باشد، زیرا در سراسر جنوبغربی، تصاویری از دهها شمن در دستگرفتن مارها وجود دارد که به هزاران سال پیش بازمیگردند. در موآبِ یوتا، حتی پیکرهای با ماری در دهان وجود دارد:

وقتی در کودکی، در برنامهٔ درسی اصلی یوتا، دربارهٔ نیاکان پوئبلوها آموختم، آنان را آناسازی مینامیدند. از آن زمان، این اصطلاح با «پوئبلوهای نیاکانی» جایگزین شده است، زیرا Anasazi نامی ناواهو به معنای «دشمن باستانی» است. این احساس بهکلی از میان نرفته است. برای نمونه، کانال یوتیوب Navajo Teachings را در نظر بگیرید که معمولاً به خرد زندگی و محتوای آموزشی میپردازد. نمونهٔ معمول آن، این ویدئوست که باور ناواهو دربارهٔ مردمان مقدسی را توضیح میدهد؛ مردمانی که مهمترین آیینهای آنان را بنیان گذاشتند:
بااینحال، وقتی صحبت از آناسازیها به میان میآید:

بر اساس گفتههای آموزگار ناواهو، آناسازیها خود را بالاتر از قوم مقدس قرار دادند و حتی میگفتند که خودشان قوم مقدساند. سرانجام، همین امر به سقوطشان انجامید. تاریخ شفاهی بسیار زیادی در کتابهای قدیمیِ انسانشناسان ثبت شده است و اکنون نیز کانالهایی مانند «آموزههای سنتی ناواهو» وجود دارند. بخشی از وعدهٔ هوش مصنوعی این است که میتواند چندین مرتبهٔ بزرگی بیشتر از هر انسان آن را هضم کند و قطعاتی از داستانها را از زوایای متعدد به دست آورد. در آینده، این منبعی ارزشمند برای فهم گذشته خواهد بود.
مطالب پراکنده#
طولانی و پرطرفدار است. اگر تاکنون فرصت خواندنش را پیدا نکردهاید، ارزش مطالعه دارد:
مت یگلسیاس در مقام اَبَرانسان نیچهای
کدکس نجومی ده
به همین ترتیب، اگر به ژانر فرقههای خودیاری که به بیراهه رفتهاند علاقه دارید:
اختراع زنبوردرمانیِ شمنیِ اروپایی
یکپارچگی شورمندانه
این داستانی طولانی و عجیب است؛ پس یک فنجان چای درست کنید، جایی راحت پیدا کنید و خود را در آن غرق کنید. خواندنش به مدت یک ماه رایگان است — با اشتراکگذاری و مشترکشدن میتوانید از کار من حمایت کنید.
عنوان طعمهٔ کلیکی را ببخشید:
خواندنیِ ضروری: سم آلتمن دربارهٔ عصر هوش
- «ممکن است ظرف چند هزار روز (!) به ابرهوش دست پیدا کنیم.»
- «باور دارم آینده آنقدر درخشان خواهد بود که هیچکس نمیتواند با تلاش برای نوشتن دربارهٔ آن در زمان حاضر حق مطلب را ادا کند؛ ویژگی تعیینکنندهٔ عصر هوش، رفاه عظیم خواهد بود.»
پرامپت سیستمیِ جدیدترین حالت صوتی OpenAI، که یک کاربر ناشناس افشا کرده است.
ضدشهودیترین واقعیتها در سراسر ریاضیات، علوم رایانه و فیزیک
دو رشتهتوییت در نقد مقالهٔ آزمایشگاه رایش که شواهدی از انتخاب برای هوش در ۱۰٬۰۰۰ سال گذشته یافته است:
این فراتحلیل از فرضیهٔ هوش اجتماعی پشتیبانی میکند. این موضوع از منظر نظریهٔ ایو بهویژه جالب است، زیرا اگر اجتماعیبودن کلید موفقیت انسان بوده باشد، در آن صورت نتیجه میشود که زنان در پیشتاز تکامل انسانی در زمینههایی مانند زبان و نظریهٔ ذهن بودهاند.
زبانشناس، یوهانا نیکولز، مقالهای جدید دربارهٔ این دارد که توزیع ضمایر چه اطلاعاتی میتواند دربارهٔ جمعیت بنیانگذار قارههای آمریکا به ما بدهد. او دو دهه پیش مقالهای جاهطلبانهتر دربارهٔ دستور زبان مشترک در پیرامون اقیانوس آرام نوشت. این مقاله زبانهای قارههای آمریکا را با زبانهای آسیا و استرالیا مقایسه میکرد: گسترش زبان در پیرامون اقیانوس آرام، در سای-هاب در دسترس است
تبارزایی جهانی گرهها راه دیگری برای گردآوری شواهد دربارهٔ انتشار فرهنگی است.
مقالهٔ کلاسیک سه قانون ژنتیک رفتاری و معنای آنها نوشتهٔ اریک ترکهایمر تقریباً ۲۰ سال پیش نگاشته شده است. بازگشت به آن ارزشمند است، زیرا دلالت آن این است که اگر رفتار با بقا همبستگی داشته باشد، پس باید در گرایشها و شاید تواناییهای انسانی، تغییرات متأخری رخ داده باشد.

مانند همیشه، دربارهٔ همهٔ تاریخگذاریهای هنر صخرهای باید یک ستارهٔ بزرگ در نظر گرفت؛ بهویژه از آنرو که از این تصویر خاص در واقعاً دهها وبلاگ استفاده شده است (اغلب با تاریخ ۸٬۰۰۰)، اما نتوانستم مقالهای مرتبط یا حتی منبعی در ویکیپدیا پیدا کنم. این برای استاندارد من در یک پست «پیوندها» کافی است، اما برای یک مقاله کافی نیست. ↩︎
