نخستینبار در بردارهای ذهن منتشر شد.

پیشتر در بردارهای ذهن#
این یکی دو ماه خیلی پرمشغله بوده است. حسابی دارید پولتان را میگیرید! (رایگان است؛ برای پرداخت پول هیچ مزیتی وجود ندارد.)
پادکستهای دیگر#
همچنین وقتی برای سمپوزیوم عشق در سانفرانسیسکو بودم، فرصتی پیدا کردم که در دنیای واقعی با Eneasz Brodski و Steven Zuber صحبت کنم. از دقیقهٔ ۱۵ تا ۳۰ میکروفن در اختیار من است. (و یک قسمت کامل دربارهٔ فرقهٔ مار و از دست دادن دین نیز بعداً منتشر خواهد شد.)
توطئهٔ بیزی
از گفتوگوهای عمومیای که افتخار داشتیم در برنامهٔ زندهمان در لایتهیونِ برکلی برگزار کنیم، لذت ببرید. تشکر ویژه از Andrew، Matt، J، Ben و Garrett!
DeepLeftAnalysis دربارهٔ فرقهٔ مار با من مصاحبه کرده است:
گفتوگو با Andrew Cutler دربارهٔ فرقههای مار
تحلیل عمیق چپ
پیوندها#

مقالهٔ جدیدی شواهدی از انتخاب علیه اسکیزوفرنی در ۱۰٬۰۰۰ سال گذشته مییابد: بهرهگیری از DNA باستانی برای کشف نشانههای انتخاب طبیعی در اروپا که بر اثر آمیزش یا رانش ژنتیکی از دست رفتهاند. آن را با مقالهٔ آزمایشگاه Reich که به همین نتیجه رسید اشتباه نگیرید.
چگونه خنجر وجدان ما را واقعاً خودآگاه کرد. این مقالهای جالب دربارهٔ این است که پشیمانی چگونه میتوانسته در تکامل خودآگاهی انسان نقشی محوری داشته باشد. این دیدگاه چندان از استدلالهای من دربارهٔ زادهشدن خود از دل فراخود دور نیست.
«فرهنگ انسانی بهطور منحصربهفردی گشوده و بیانتهاست، نه اینکه بهطور منحصربهفردی انباشتی باشد» برداشت دیگری از آن مادهٔ ویژهٔ انسانی. بااینحال، اگر همین ویژگی ما را انسان میکند، گشودگیِ بیانتها در چه زمانی پدیدار است؟ و به کدام سازوکار شناختی متکی است؟ حدس من این است که بازگشت از حدود ۵۰ هزار سال پیش آغاز شده باشد. و آیینهایی که «من» را، بهعنوان نوع خاصی از بازگشت، آموزش میدادند، ۱۵ هزار سال پیش در سراسر جهان گسترش یافته باشند.
کدکس نجومی ده
از نیویورک تایمز: «چاقوی ارتشی سوئیسی» طبیعت: از زهر چه میتوانیم بیاموزیم؟
پژوهش دربارهٔ زهر هیولای گیلا به آغاز انقلاب داروهای کاهش وزن کمک کرد. اما دانشمندان معتقدند این تازه شروع کار است.
مقایسه کنید با [این مقالهٔ سال ۲۰۱۸](https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC6118079/#:~:text=Therefore%2C%20snake%20venom%20AChE%20is,to%20the%20synapses%20(18) که ادعا میکند: «بنابراین، استیلکولیناسترازِ زهر مار بهترین منبع برای طراحی دارو بهمنظور درمان بیماری آلزایمر است.» یا از سوی دیگر، این مقالهٔ مروری افسردگی، هذیان و اختلال استرس پس از سانحه را پس از مارگزیدگی شایع میداند. به یاد داشته باشید که زهر آنها یک نوروتوکسین است.
Big Think مقالهای در دفاع از فرضیهٔ میمونِ نشئه منتشر کرده است. اما به خط زمانی توجه کنید:
«بین حدود ۱۰۰٬۰۰۰ و ۴۰٬۰۰۰ سال پیش، دورهای از رشد شناختی سریع در تکامل انسان وجود داشت که به «انقلاب شناختی» یا «جهش بزرگ به پیش» معروف است.… اغراق نیست اگر بگوییم این گذار تکاملی نمایانگر «تولد انسانیت» است.»
اما پیش از ۵۰ هزار سال پیش، تقریباً هیچ شواهدی از شمنیسم روانگردان—یا شمنیسم بهطور کلی—وجود ندارد. جذابیت فرضیهٔ میمونِ نشئه در این است که ما میتوانستهایم از طریق تعامل ژن و فرهنگ تکامل یافته باشیم؛ تعاملی که میتواند توضیح دهد چرا خردمندی از شکافهای ژنتیکی Homo Sapiens جوانتر است. گروههای واگرا در یک فناوری فرهنگی سهیم شدند که این گونه را ارتقا داد. در آن صورت، چرا باید گفت این فرایند در ۴۰ هزار سال پیش کامل شده است؟ به هر حال، نویسنده ساباستکی جالب دارد که بر «اینکه دربارهٔ آن چه باید کرد» تمرکز میکند. محبوبترین مقاله با این جملات آغاز میشود:
«این مقالهٔ ۶۰۰۰کلمهای با ترسیم مفاهیم معنویِ فلسفهٔ دینی شرق و غرب بر روایت یک کیهان خودسازمانده، بنیانی برای دینی جهانشمول ارائه میکند. بازخوردها و ایدههای شما برای شکلدادن و بهینهسازی هرچه بیشتر فرادین به کار گرفته خواهد شد. برای بازکردن قفل مقالهٔ کامل و حمایت از پروژهٔ راه بهسوی امگا، مشترک پولی شوید.»
Wild Wild Country یکی از مستندهای محبوب من است—تنها برنامهٔ تلویزیونیای که دو بار تماشایش کردهام. بااینحال، فرقهٔ اوشو بسیار تاریکتر از چیزی است که این مجموعه نشان میدهد. حدس من این است که دلیلش این باشد که مستندها زمانی بهترین عملکرد را دارند که بر خطی گام بردارند که شما را به فکر وامیدارد. شاید اوشو نکتهای درخور توجه داشت؟ پیروان او چه دیدگاهی داشتند؟ اگر مستند بهرهکشی جنسی از کودکان را آشکار کند، معاشقه با همدلی دشوارتر میشود.
آنچه Wild Wild Country ناگفته گذاشت
تلفیق خلسهآمیز
این داستان حاوی موضوعات حساسی دربارهٔ تجاوز و کودکآزاری است.
مقالهای عالی از یک مراقبهگر همهذهنانگار دربارهٔ هبوط:
عارف مغز چپ
«پس خداوندگار خدا آنها را از باغ عدن بیرون راند تا زمینی را که از آن گرفته شده بودند، کشت کنند.» - پیدایش ۳:۲۳
قطع انگشت در اسناد قومنگارانه و باستانشناختی، موضوعی که در قسمت گفتوگو با Tom Froese بهاختصار دربارهاش صحبت میکنم.
مدلهای زبانی بزرگ مبتنی بر متون تاریخی میتوانند ابزارهای اطلاعرسانی برای علم رفتار فراهم کنند.
وایکینگها در آمریکا، نوشتهٔ مجلهٔ Aeon. وایکینگها ممکن است با مایاها تعامل داشته باشند.
دکتر Paulette Steeves نقشهای از دهها محوطهٔ باستانشناختی پیشاکلویسی کلویس نگهداری میکند. او انسانشناسی از تبار بومیان آمریکاست و قویاً بر این باور است که انسانها بسیار دیرینتر از آنچه بهطور سنتی پذیرفته شده، در قارههای آمریکا حضور داشتهاند.
وسوسهانگیز است که این را نشانهٔ سرانجام فروریختن الگوی «نخست کلویس» بدانیم. اما این پروژه بسیار شبیه چیزی است که Joseph Campbell در سال ۱۹۸۳ در اطلس تاریخی اسطورهشناسی جهان ارائه کرد. همواره دربارهٔ زمان سکونتیافتن انسانها در قارههای آمریکا بحث وجود داشته است. چیزی که الگوی «نخست کلویس» را جذاب میکرد این بود که مجموعهٔ فناورانهٔ جدیدی در حدود ۱۳٬۰۰۰ سال پیش بهسرعت در آمریکای شمالی و جنوبی گسترش یافت. اگر پیش از آن انسانهایی در اینجا بودهاند، چه بر سرشان آمد؟ چرا فناوریهایشان چنین ساده بود؟ این همان پارادوکس خردمندی در شدیدترین شکل خود است.

مثل همیشه، از بخش دیدگاههای اینجا برای بحث دربارهٔ همهچیزِ مربوط به بردارهای ذهن استفاده کنید. دوست دارید با چه کسی مصاحبه کنم؟ به کدام پادکستها بروم؟
