نخست در Vectors of Mind منتشر شد.


فرسکوی معبد ایسیس در پومپئی. به کبرا توجه کنید.
فرسکوی معبد ایسیس در پومپئی. به کبرا توجه کنید.

اگر هنوز در آن شرکت نکرده‌اید، لطفاً نظرسنجی لحظات بیداری را بررسی کنید. به‌زودی آن را در ردیت و X منتشر می‌کنم تا نمونهٔ بزرگ‌تری به دست آید (لطفاً آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید)، اما فعلاً این نظرسنجی راهی مضاعف برای آشنایی با خوانندگان VoM است. برای نمونه، نیمی از شما مدرک تحصیلات تکمیلی دارید و پس از سفیدپوستان، رایج‌ترین قومیت، یهودی است (با ۱۳٪).

پیش‌تر در Vectors of Mind#


پیوندها#

تصویری از نوشتهٔ ویژهٔ مشترکان در ماه مه
تصویری از نوشتهٔ ویژهٔ مشترکان در ماه مه

مستندی کوتاه دربارهٔ پارادوکس انسان خردمند در قاره‌های آمریکا، هرچند هرگز نامی از آن برده نمی‌شود. پیش از فرهنگ کلوویس، یعنی ۱۳٬۰۰۰ سال پیش، انسان‌ها در آنجا حضور داشتند، اما از نظر فرهنگی چیزی بیش از یک مهره از خود بر جای نگذاشتند. نه هنری در کار بود و نه چیزی جز چند نشانه از ابزارهای سنگی آن‌قدر ابتدایی که برخی استدلال می‌کنند صرفاً سنگ‌های فروافتاده یا ابزارهای ساخته‌شده به‌دست میمون‌ها هستند. EToC این موضوع را توضیح می‌دهد.

«و مسئله فقط این است: چرا گسترهٔ عظیمی از ابزارها را برای مردمی که ۲۰٬۰۰۰ سال پیش می‌زیستند نداریم؟ اگر آن‌ها در وایت سندز بوده‌اند، اگر خود را به برزیل رسانده‌اند، چرا نمی‌توانیم ابزارهایشان را پیدا کنیم؟ چرا ابزارهایشان به‌اندازهٔ این‌ها رایج نیست؟ نمی‌دانم. نمی‌دانم. چرا ــ به آن فکر کنید. منظورم این است که فکر می‌کنم کاملاً ممکن است که روز دیگر داشتم نخستین محوطه‌های استرالیا را بررسی می‌کردم و بسیاری از این مردم ظاهراً فقط واقعاً از ــ خب، می‌دانید ــ تراشه‌های سنگی نسبتاً ساده‌ای استفاده می‌کردند که به‌وضوح به‌دست انسان ساخته شده‌اند، اما ابزارهای ساده‌ای هستند، درست است؟»


VoM در جهان:#

فرقهٔ مارِ آگاهی، دو سال بعد، در r/slatestarcodex. چارچوب‌بندی من:

دو سال پیش، اسکات پیوند نوشتهٔ مرا منتشر کرد؛ نوشته‌ای که این مفهوم را مطرح می‌کرد که «خود» از طریق آیین روان‌گردان کشف و به‌صورت میم‌وار پراکنده شده است. استدلال من این است که این امر به تغییری بنیادین در روان‌شناسی انسان انجامید و در اسطوره‌های آفرینش جهان به یادگار مانده است. در این پیگیری، برخی از آن پیش‌بینی‌ها را بررسی می‌کنم. آیا زهر مار یک انتئوژن است؟ استفاده از آن تا چه اندازه گسترده بوده است؟ آیا در پایان عصر یخبندان، یک آیین اسراری در سراسر جهان پراکنده شد؟ آیا کسی در جریان اصلی علم استدلال می‌کند که چنین تعامل ژن ـ فرهنگ می‌تواند تکامل فراشناخت را توضیح دهد؟ (بله)

مایکل اسمیت در X دربارهٔ تکامل ایگو (و راه برخورد با آن) بحث می‌کند.

«حدس می‌زنم بزرگ‌ترین مزیت مطلقاً فوق‌العاده‌ای که انسان‌ها نسبت به بقیهٔ زیست‌کره دارند، سفر ذهنی در زمان است. ما آموختیم رابطه‌مان با زمان را چنان ساختاربندی کنیم که بتوانیم برنامه‌های دلخواهی بریزیم و دربارهٔ آن‌ها با یکدیگر هماهنگ شویم. هر چیز دیگری حاشیه‌نویسی است.»

مردم در X به‌هیچ‌وجه ادعای مرا مبنی بر این‌که زنان نخستین انسان‌ها بودند نپذیرفتند.

تصویری از نوشتهٔ ویژهٔ مشترکان در ماه مه

لحظات بیداری#

اسکات، مطابق معمول، در خلاصه‌کردن مجموعه‌ای از نوشته‌ها از سراسر اینترنت کار خوبی انجام می‌دهد؛ این بار دربارهٔ نخستین خاطرات مردم:

لحظات بیداری

استرال کدکس تن

شماری از مردم می‌گویند نخستین خاطره‌شان، آگاه‌شدن است:

پستی که @mandziypat به اشتراک گذاشته است

پستی که @mandziypat به اشتراک گذاشته است

ازجمله گرایمز:

تصویر برگرفته از پست ماه مه برای مشترکان

یکی از برترین دیدگاه‌ها: «هنگامی که به یک پرده‌نگار موزاییکی که معلمم به دیوار آویخته بود خیره شده بودم، به خودآگاهی رسیدم و بعد، در تمام باقی‌ماندهٔ کلاس، در حالی که به آن خیره بودم، بی‌سروصدا وارد یک مارپیچ ذهنی شدم؛ اوقات خوشی بود.» اجازه دهید شیوهٔ انجام این کار در دوران پارینه‌سنگی را به شما معرفی کنم:

لوح عاج ماموتِ کنده‌کاری‌شده، کاربرد ناشناخته
لوح عاج ماموتِ کنده‌کاری‌شده، کاربرد ناشناخته

روی دیگر:

تصویر برگرفته از پست ماه مه برای مشترکان

اگر بدانید، می‌دانید.

تصویر تولیدشده