نخست در Vectors of Mind منتشر شد.

اگر هنوز در آن شرکت نکردهاید، لطفاً نظرسنجی لحظات بیداری را بررسی کنید. بهزودی آن را در ردیت و X منتشر میکنم تا نمونهٔ بزرگتری به دست آید (لطفاً آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید)، اما فعلاً این نظرسنجی راهی مضاعف برای آشنایی با خوانندگان VoM است. برای نمونه، نیمی از شما مدرک تحصیلات تکمیلی دارید و پس از سفیدپوستان، رایجترین قومیت، یهودی است (با ۱۳٪).
پیشتر در Vectors of Mind#
پیوندها#

- ذهن خدا | دن اکرِفلد (ساباستک). دن برخی ایدههای ایدئالیسم را بسط میدهد که در پادکست «بیش از تمثیل» با آنها بازی کرده بودیم.
- آیا مردان و زنان متفاوتاند؟ | فیک نوس (ساباستک)
- اگر آن نوشته نظریه را مطرح میکند، پراکسیس آن این مقالهٔ بسیار محبوب با عنوان «آنچه زنان دربارهٔ مردان درک نمیکنند» است.
- شادی اختیاری نیست | آیلا (ساباستک). کودکآزاری در چارچوب آگاهی.
- دیانای باستانی نشان میدهد اروپاییان عصر حجر از راه دریا به آفریقا سفر میکردهاند | نیچر
- راز قدیمیترین نظام نوشتاری جهان تا زمانی حلنشده باقی ماند که چهار پژوهشگر رقیب برای رمزگشایی از آن با یکدیگر مسابقه دادند | اسمیتسونین مگ
- درخت بزرگ دین (تبارزایشی که به آغاز بازمیگردد)
- پادزهر همگانی شاید از مردی پدید آید که اجازه داد مارها ۲۰۰ بار او را نیش بزنند | نیویورک تایمز
- آیا وراثتگرایی نادرست است؟ | ایست هانتر (ساباستک)
- خط زمانی هوش مصنوعی (تاریخی مختصر)
- وضعیت پیشرفت هوش مصنوعی (و موانع مرتبط با انفجار هوش) | اینترکانکتس (ساباستک). «هوش مصنوعی پیشرفت بسیار زیادی خواهد کرد، اما این پیشرفت بهوضوح شتابگرفته نخواهد بود.»
- بهکارگیری هندسهٔ همگانی بازنماییهای تعاملی (Embeddings) | arXiv. شواهدی برای فرضیهٔ بازنمایی افلاطونی: مدلهای زبانی مختلف بازنماییهای یکسانی از واژهها میآموزند. هنگام پژوهش دربارهٔ ساختار شخصیت در مدلهای زبانی متوجه این موضوع شدم. مدلهایی که در محکهای سنتی یادگیری ماشین عملکرد بهتری داشتند، در تولید ساختاری شبیه پنج عامل بزرگ نیز بهتر عمل کردند، حتی وقتی مدلها تفاوت بسیار زیادی با هم داشتند.
- یمیر در هند، چین ــ و فراتر از آن. فرهنگهای اروپا، آسیا و پلینزی میگویند زمین با قطعهقطعه کردن غول نخستین ساخته شد. مایکل ویتسل استدلال میکند که این اسطورهای پارینهسنگی و بهطور گسترده پراکندهشده است.
- برادر ترنس مککنا، دنیس، در سال ۲۰۰۸ دربارهٔ زهر مار بهعنوان یک انتئوژن گفتوگو میکند. شگفتانگیز آنکه او پیش از ورود این موضوع به ادبیات علمی، از لانههای مار هندی باخبر شده بود. (قسمت ۳۵، در دقیقهٔ ۳۲.)
- تغییر کارمند باعث شد چتبات xAI وارد سیاست آفریقای جنوبی شود | نیویورک تایمز. گروک بهمدت یک روز شیفتهٔ نسلکشی سفیدپوستان در آفریقای جنوبی شده بود؛ سایهای تاریک از کلودِ گلدن گیت. در نهایت ماسک «کارمند خودسر» را مقصر دانست. پاسخ گروک به این توییت را ببینید: «زمین اینگونه به نظر میرسد و مردم فکر میکنند اینجا هستند تا برای امتحانها درس بخوانند و تمام روز زیر نور مصنوعی کار کنند…»

مستندی کوتاه دربارهٔ پارادوکس انسان خردمند در قارههای آمریکا، هرچند هرگز نامی از آن برده نمیشود. پیش از فرهنگ کلوویس، یعنی ۱۳٬۰۰۰ سال پیش، انسانها در آنجا حضور داشتند، اما از نظر فرهنگی چیزی بیش از یک مهره از خود بر جای نگذاشتند. نه هنری در کار بود و نه چیزی جز چند نشانه از ابزارهای سنگی آنقدر ابتدایی که برخی استدلال میکنند صرفاً سنگهای فروافتاده یا ابزارهای ساختهشده بهدست میمونها هستند. EToC این موضوع را توضیح میدهد.
«و مسئله فقط این است: چرا گسترهٔ عظیمی از ابزارها را برای مردمی که ۲۰٬۰۰۰ سال پیش میزیستند نداریم؟ اگر آنها در وایت سندز بودهاند، اگر خود را به برزیل رساندهاند، چرا نمیتوانیم ابزارهایشان را پیدا کنیم؟ چرا ابزارهایشان بهاندازهٔ اینها رایج نیست؟ نمیدانم. نمیدانم. چرا ــ به آن فکر کنید. منظورم این است که فکر میکنم کاملاً ممکن است که روز دیگر داشتم نخستین محوطههای استرالیا را بررسی میکردم و بسیاری از این مردم ظاهراً فقط واقعاً از ــ خب، میدانید ــ تراشههای سنگی نسبتاً سادهای استفاده میکردند که بهوضوح بهدست انسان ساخته شدهاند، اما ابزارهای سادهای هستند، درست است؟»
VoM در جهان:#
فرقهٔ مارِ آگاهی، دو سال بعد، در r/slatestarcodex. چارچوببندی من:
دو سال پیش، اسکات پیوند نوشتهٔ مرا منتشر کرد؛ نوشتهای که این مفهوم را مطرح میکرد که «خود» از طریق آیین روانگردان کشف و بهصورت میموار پراکنده شده است. استدلال من این است که این امر به تغییری بنیادین در روانشناسی انسان انجامید و در اسطورههای آفرینش جهان به یادگار مانده است. در این پیگیری، برخی از آن پیشبینیها را بررسی میکنم. آیا زهر مار یک انتئوژن است؟ استفاده از آن تا چه اندازه گسترده بوده است؟ آیا در پایان عصر یخبندان، یک آیین اسراری در سراسر جهان پراکنده شد؟ آیا کسی در جریان اصلی علم استدلال میکند که چنین تعامل ژن ـ فرهنگ میتواند تکامل فراشناخت را توضیح دهد؟ (بله)
مایکل اسمیت در X دربارهٔ تکامل ایگو (و راه برخورد با آن) بحث میکند.
«حدس میزنم بزرگترین مزیت مطلقاً فوقالعادهای که انسانها نسبت به بقیهٔ زیستکره دارند، سفر ذهنی در زمان است. ما آموختیم رابطهمان با زمان را چنان ساختاربندی کنیم که بتوانیم برنامههای دلخواهی بریزیم و دربارهٔ آنها با یکدیگر هماهنگ شویم. هر چیز دیگری حاشیهنویسی است.»
مردم در X بههیچوجه ادعای مرا مبنی بر اینکه زنان نخستین انسانها بودند نپذیرفتند.

لحظات بیداری#
اسکات، مطابق معمول، در خلاصهکردن مجموعهای از نوشتهها از سراسر اینترنت کار خوبی انجام میدهد؛ این بار دربارهٔ نخستین خاطرات مردم:
استرال کدکس تن
شماری از مردم میگویند نخستین خاطرهشان، آگاهشدن است:


یکی از برترین دیدگاهها: «هنگامی که به یک پردهنگار موزاییکی که معلمم به دیوار آویخته بود خیره شده بودم، به خودآگاهی رسیدم و بعد، در تمام باقیماندهٔ کلاس، در حالی که به آن خیره بودم، بیسروصدا وارد یک مارپیچ ذهنی شدم؛ اوقات خوشی بود.» اجازه دهید شیوهٔ انجام این کار در دوران پارینهسنگی را به شما معرفی کنم:

روی دیگر:

اگر بدانید، میدانید.

