نخستین‌بار در Vectors of Mind منتشر شد.


تصویر
شاه‌ماران دورگه‌ای زن/مار، ساکن غار، است که در اسطوره‌شناسی ایران، عراق، آناتولی، ارتفاعات ارمنستان و کردستان یافت می‌شود. هنگامی که مردی در غار او گم می‌شود و باغش را کشف می‌کند، شاه‌ماران عاشق او می‌شود و دربارهٔ گیاهان دارویی به او می‌آموزد.

نه یک، بلکه دو خواننده دربارهٔ اسطورهٔ ترکی شاه‌ماران از من پرسیده‌اند؛ زن‌ماری اسطوره‌ای که در غاری زندگی می‌کند. او، از جمله، تاریخ نوع بشر را به جوانی می‌آموزد. سرانجام گرفتار می‌شود و او را می‌خورند. «اکنون که در آستانهٔ مرگم، راز خود را به تو خواهم گفت. هرکس دم مرا بخورد، به خردی بی‌اندازه و عمری دراز دست خواهد یافت؛ اما هرکس سر مرا بخورد، خواهد مرد.» یادآور دو درخت در باغ عدن یا مار در حماسهٔ گیلگمش.

این بازگویی حق مطلب را دربارهٔ داستان ادا نمی‌کند، و خواندن نسخه‌های متعدد این اسطوره ــ که در اصل به زبان‌های ترکی، ایرانی و عربی‌اند ــ و مرتبط کردن آن‌ها با دیگر اسطوره‌های مار و ایده‌های منحصربه‌فرد آیین مار، کار بسیار زیادی است. اما در اینجا حدود ۱٬۰۰۰ خواننده از ۶۸ کشور حضور دارند که به چنین محتوایی علاقه‌مند خواهند بود. بنابراین امیدوارم برخی خوانندگان بی‌باک اینجا این چالش را بپذیرند و دربارهٔ اسطوره‌ها یا اعمال خاصی بنویسند که آیین مار آن‌ها را به یادشان می‌اندازد. با کمال میل به آن‌ها پیوند خواهم داد. این موضوع شامل نقدهای آیین مار نیز می‌شود، از جمله پیوند کمتر محبوب آن با تکامل. هنگام نوشتن، یکی از موانع بزرگ این است که احساس کنیم داریم در خلأ فریاد می‌زنیم. در این موضوع، این احساس اندکی کمتر صادق است. همچنین این موضوع بیش از دیدگاه‌های من ــ که ریشه در زبان انگلیسی و یهودیت-مسیحیت دارد ــ به دیدگاه‌های بیشتری نیاز دارد.

پیوندها#

تصویر از نوشتهٔ ویژهٔ مشترکان در ماه مارس

اگر هنوز این کار را نکرده‌اید، چند ساعت را کنار بگذارید و EToC v3 را بخوانید. اگر مدتی است وبلاگ را دنبال می‌کنید، من آیین مار را با این ایده معرفی کردم که مارها واقعاً در اسطوره‌های آفرینش پیوندهایی با مواد توهم‌زا دارند. در این نوشته، شواهدی ارائه می‌کنم مبنی بر اینکه زهر آن‌ها در یونان، هند و قارهٔ آمریکا به‌عنوان انتئوژن استفاده می‌شده است. درست از آب درآمدن چنین چیزی عجیب است!

اسکیزوفرنی در انسان‌ها در حال کاهش است#

داویده پیفر و امیل کرکگارد مقالهٔ جدیدی دارند: روندهای تکاملی نمره‌های چندژنی در جمعیت‌های اروپایی از پارینه‌سنگی تا دوران مدرن. آن‌ها سطح اسکیزوفرنی، اوتیسم، هوش و دیگر صفات شناختی را در اروپا طی ۳۰٬۰۰۰ سال گذشته برآورد کرده‌اند، هرچند داده‌ها پیش از ۱۲٬۵۰۰ BP تا حدی اندک بود. مدل EToC دربارهٔ تکامل انسان این است که «من» توهمی باثبات است، و این توهم در ۵۰٬۰۰۰ سال گذشته باثبات شده است؛ موضوعی که باید با کاهش اسکیزوفرنی همبستگی داشته باشد. مسیر تکاملی توصیف‌شده در EToC v3.0:

«بنابراین، وقتی می‌گویم «مقیاس‌های زمانی تکاملی»، منظورم آن‌قدر طولانی است که میان توانایی‌های بازگشتی دو جمعیت هیچ هم‌پوشانی‌ای وجود نداشته باشد؛ آن‌قدر طولانی که از نظر شناختی بیگانه باشند. قبیله‌هایی که در آن‌ها مردان در نوزادی در برابر دوران بلوغ به خودآگاهی می‌رسند، یا میزان اسکیزوفرنی در آن‌ها ۱٪ در برابر ۱۰٪ است.»

این با یافته‌های پیفر و کرکگارد سازگار است:

تصویر از نوشتهٔ ویژهٔ مشترکان در ماه مارس

دربارهٔ برآورد استعداد ژنتیکی صفات در محیط و جمعیتی بسیار متفاوت، ملاحظات هشداردهندهٔ بسیاری وجود دارد؛ همچنین دربارهٔ اینکه اسکیزوفرنی تا چه اندازه جانشین مناسبی برای حالت‌های پیشینِ «همانندسازی با صدای درونی» یا خودآگاهی بازگشتی است. اما شیب، از نظر جهت‌گیری درست و نسبتاً تند است. برای مطالعهٔ بیشتر، نوشتهٔ امیل را در ساب‌استک اینجا بخوانید:

ژنوم‌های باستانی دربارهٔ تکامل اخیر انسان چه نشان می‌دهند؟

چیزهای مخصوص امیل کرکگارد

من و داویده پیفر پژوهش جدیدی منتشر کرده‌ایم: Piffer, D., & Kirkegaard, E. O. W. (2024). Evolutionary Trends of Polygenic Scores in European Populations From the Paleolithic to Modern Times. Twin Research and Human Genetics, 1–20. https://doi.org/10.1017/thg.2024.8

پیتر فراست، انسان‌شناس، نیز نوشته‌ای دربارهٔ این پژوهش دارد و حتی در بخش مربوط به کاهش اندازهٔ مغز از عصر یخبندان، به EToC v3.0 استناد می‌کند:

ظرفیت جمجمه، و در نتیجه اندازهٔ مغز، پس از آخرین عصر یخبندان در میان اروپاییان کاهش یافت (برای مروری بر ادبیات پژوهشی، هاوکس، ۲۰۱۱ را ببینید). بااین‌حال، در همین دوره، میانگین توانایی شناختی در میان اروپاییان ثابت ماند یا افزایش یافت. چگونه این تناقض ظاهری را توضیح دهیم؟

شاید مغز در حال آغازِ انجام کارهای بیشتر با منابع کمتر بوده است؛ به‌ویژه با اتکای بیشتر به تفکر بازگشتی (کوربالیس، ۲۰۱۴؛ کاتلر، ۲۰۲۴).

تداوم عصر سنگ میانه تا هولوسن#

این مقالهٔ ۲۰۲۱ فناوری عصر سنگ میانه را توصیف می‌کند که در آفریقا یافت شده و قدمت آن فقط به ۱۱ kya می‌رسد. از ویکی‌پدیا:

«عصر سنگ میانه (یا MSA) دوره‌ای از پیشاتاریخ آفریقا میان عصر سنگی آغازین و عصر سنگی پسین بود. عموماً آغاز آن را حدود ۲۸۰٬۰۰۰ سال پیش و پایانش را حدود ۵۰–۲۵٬۰۰۰ سال پیش می‌دانند.»

و دربارهٔ LSA:

«عصر سنگی پسین با ظهور رفتار مدرن انسانی در آفریقا مرتبط است، هرچند دربارهٔ تعریف‌های این مفهوم و روش‌های مطالعهٔ آن بحث وجود دارد. تصور می‌شود گذار از عصر سنگ میانه به عصر سنگی پسین نخست در شرق آفریقا، در فاصلهٔ ۵۰٬۰۰۰ تا ۳۹٬۰۰۰ سال پیش، رخ داده باشد.»

این بخشی از پارادوکس انسان خردمند است: چرا رفتاری که اکنون جهان‌شمول است، فقط ۱۰ kya پیش جهان‌شمول نبود؟ هنر کجا بود؟ چرا برخی فرهنگ‌های آفریقایی در ۱۱ kya از فناوری عصر سنگ میانه استفاده می‌کردند؛ فناوری‌ای که برای ۲۰۰ kya مناسب‌تر بود؟ (و در استرالیا تا ۷ kya.) این راز به بقایای اسکلتی نیز گسترش می‌یابد. چرا جمجمه‌های انسان‌های باستانی را مربوط به فقط ۱۳٬۰۰۰ سال پیش می‌یابیم؟ همچنین از ویکی:

«جمجمهٔ ایهو-الرو کشف باستان‌شناختی شاخصی از این محوطه است که قدمت آن تقریباً به ۱۳٬۰۰۰ سال پیش می‌رسد. این جمجمه ممکن است شواهدی از آمیزش احتمالی انسان‌های مدرن با انسان‌های باستانی، یا از یک انسان مدرن آغازین باشد که تا دوره‌ای متأخر دوام آورده است.»

چرا تکامل حقیقت دارد#

اگر با این وبلاگ آشنا نیستید، کتاب «چرا تکامل حقیقت دارد» جری کوین را ببینید. یک نوشتهٔ باکیفیتِ اخیر: برت واینستین منکر آن است که ایدز ناشی از HIV باشد

مارهااااا#

در مقایسه با دیگر اعضای قلمرو جانوران، انسان‌ها، شامپانزه‌ها و گوریل‌ها در برابر نوروتوکسین‌های موجود در زهر مار مقاومت خوبی دارند. مارها برای مدت طولانی عاملی در تکامل انسان بوده‌اند و بر عناصر بنیادی دستگاه عصبی فشار انتخابی وارد کرده‌اند.

در EToC v3، به رقص مار سرخ‌پوستان آمریکا اشاره کردم و احتمال دادم که در آن از زهر و پادزهر استفاده می‌شده است. در حال پیگیری منابع مربوط به این موضوع بوده‌ام، و احتمالاً ارزش آن را دارد که نوشته‌ای مستقل به آن اختصاص داده شود. در اینجا پیش‌نمایشی از چند طرح را می‌بینید که یک سرخ‌پوست هوپی ترسیم کرده است:

تصویر از نوشتهٔ ویژهٔ مشترکان در ماه مارس

حتی یک bullroarer نیز وجود دارد که روی آن ماری نقش بسته است:

تصویر برگرفته از پست مشترکان ماه مارس
تصویر برگرفته از پست مشترکان ماه مارس

در نهایت، به این افراد برخوردم که بومرنگ در دست داشتند. معلوم شد این فقط مختص استرالیا نیست.

تصویر برگرفته از پست مشترکان ماه مارس
تصویر برگرفته از پست مشترکان ماه مارس

قدیمی‌ترین بومرنگ شناخته‌شده، مربوط به ۳۰ kya در لهستان است. شاید همهٔ آن‌ها از حوالی همان‌جا پراکنده شده باشند؟ در اینجا مقاله‌ای خوب آمده است که این پدیدهٔ جهانی را فهرست می‌کند.