نخستین‌بار در Vectors of Mind منتشر شده است.


Drinking vessels in the shape of Bes head, Ptolemaic-Roman period (4th century BC - 3rd century AD)
ظروف نوشیدنی به‌شکل سر بِس، دورهٔ بطلمیوسی–رومی (سدهٔ ۴ پیش از میلاد تا سدهٔ ۳ میلادی)

در تصویر بالا چندین جامِ نثار دیده می‌شود که به‌شکل خدای مصر باستان، بِس، ساخته شده‌اند. حوزهٔ رو‌به‌رشدِ دیرینه‌گیاه‌شناسی به ما امکان می‌دهد با تحلیل رسوبات چند هزارساله بررسی کنیم که از چنین کوزه‌های آیینی‌ای چه چیزی مصرف می‌شده است. انتظار می‌رفت که مادهٔ مورد نظر نوعی فرآوردهٔ آبجو و گیاهان باشد، زیرا این‌ها نثارهای آیینیِ رایج بودند. بااین‌حال، مقاله‌ای جدید نشان داد که این کوزه همچنین حاوی ترکیبات روان‌گردان، خون انسان و شیر مادر بوده است. مصریان با معجون‌های خونی نشئه می‌شده‌اند! نویسندگان حدس می‌زنند که این امر می‌توانسته برای اجرای آیینیِ اسطوره‌ای مشهور دربارهٔ بِس بوده باشد. در مقطعی، ایزدبانو حتحور مصمم به نابودی نژاد بشر می‌شود. بِس با آبجویی آمیخته به مواد نشئه‌کننده او را آرام می‌کند. وقتی حتحور بیدار می‌شود، خشمش فروکش کرده است و انسان‌ها یک روز دیگر نیز زنده می‌مانند تا خدایان را آزار دهند.

نویسندگان اذعان دارند که تفسیرشان گمانه‌زنانه است، اما همین امر راه را برای گمانه‌زنی‌های ظریف‌تر باز می‌کند. بِس حتی بیش از آنکه حیله‌گرِ حتحور باشد، به‌عنوان محافظی در برابر مارها شناخته می‌شود و اغلب در حال محافظت از خانه‌ها و کودکان در برابر تهدیدهای زهرآگین به تصویر کشیده شده است. جالب آنکه تقریباً هر ماده‌ای که در این کوزهٔ آیینی یافت شده، خواص پادزهرِ شناخته‌شده دارد. اگر قرار است گمانه‌زنی کنیم، چرا بِس را شاخه‌ای از آیین جهانیِ مار ندانیم؟ شواهد به همان اندازه از این دیدگاه پشتیبانی می‌کنند.

می‌خواهید نشئه شوید؟#

نخست، بیایید از آنچه می‌دانیم آغاز کنیم. بِس در پانتئون مصر چهره‌ای منحصربه‌فرد بود—بیشتر محافظ بود تا خدای سنتی، و تصویرش نه‌فقط در معابد، بلکه در خانه‌ها نیز پذیرفته می‌شد. نام او احتمالاً از واژهٔ مصریِ «besa» به معنای «محافظت کردن» گرفته شده است، اما احتمال‌های جالب دیگری نیز وجود دارد. شاید این نام از هیروگلیف «bs» به معنای «شعله»، یا «bz» به معنای «آغاز شدن» یا «معرفی کردن» آمده باشد—که برای چهره‌ای ایستاده بر آستانه، در حال پاسداری از خانه‌ها و وارد کردن نوآموزان به مناسک مقدس، مناسب است.

پرستش بِس به‌طرزی چشمگیر گسترده بود؛ هزاران سال دوام آورد و بسیار فراتر از مرزهای مصر گسترش یافت. او از همان [متون اهرام]—قدیمی‌ترین نوشته‌های دینی شناخته‌شدهٔ مصر—ظاهر می‌شود؛ جایی که از نقش محافظتی‌اش برای دفع نیروهای بدخواه یاد شده است. بعدها، تصویر او در سراسر مدیترانه گسترش یافت و ممکن است فینیقیان جزیرهٔ ایبیزا را به او تقدیم کرده باشند. آنان این جزیره را ʾYBŠM («تقدیم‌شده به بِس») می‌نامیدند؛ امری که نشان می‌دهد نفوذ او بسیار فراتر از نیل رسیده و از دریانوردان و مهاجران، هر دو، محافظت می‌کرده است.

برخلاف بسیاری از خدایانی که به زمینه‌های سلطنتی یا معبدی محدود بودند، بِس به همه تعلق داشت. او از خانواده‌ها، زنان باردار و کودکان در برابر ارواح شرور و مارها محافظت می‌کرد، و سیمای خنده‌دار و درعین‌حال هراس‌انگیزش هم شادی و هم امنیت را به خانه‌های مصری می‌آورد.

این معجون حاوی گندم، میوه و گیاهان بود—مواد اولیهٔ رایج برای نثارهای آیینی که اغلب پایهٔ آبجو یا شراب ادویه‌دار را تشکیل می‌دادند. اما این نوشیدنی به‌دلیل چرخش داروشناختی‌اش برجسته است: اسپند سوری، که به‌خاطر آلکالوئیدهای روان‌گردانش و ایجاد رؤیاهای شبه‌خواب شناخته می‌شود؛ نیلوفر آبیِ آبی، آرام‌بخش و سرخوش‌کننده‌ای ملایم؛ و گل عنکبوتی، دارویی سنتی با خواص توهم‌زای آن برای گربه‌ها. چشمگیرتر از همه اینکه این معجون همچنین حاوی مایعات بدن انسان بود: خون، شیر مادر و مخاط (واژنی؟)—عناصری انباشته از اهمیت نمادین و آیینی.

در ادامه، این مواد را همراه با کاربرد احتمالی‌شان به‌عنوان پادزهر فهرست می‌کنم:#
  1. گندم + مخمر = آبجو (؟)

    1. آبجوی مخلوط‌شده با گیاهان، پایهٔ پادزهرهای مار در مصر باستان و آشور بوده است. این پیوندها در کنار هم ده‌ها دستور را از منابع اولیه نشان می‌دهند.
    2. از نظر شیمیایی، آبجو معمولاً مقادیر ناچیزی روتین دارد. بااین‌حال، تکنیک‌هایی به سادگیِ تغییر دمای مراحل اولیه وجود دارد که می‌تواند مقدار روتین را ۶۰ برابر کند (بنگرید به: تولید آبجوی لاگرِ غنی‌شده با روتین)
  2. میوه (انگور یا انار)

    1. پاپیروس بروکلین نیز شراب را ماده‌ای رایج برای درمان مارگزیدگی معرفی می‌کند.

    2. انار و انگور منابع خوبی از روتین هستند:

      1. پوست انار به‌عنوان منبعی مناسب برای زیست‌فعال‌های دارای ارزش افزودهٔ بالا: فرآورده‌های گوشتیِ کارکردیِ سفارشی‌سازی‌شده.
      2. کاتچین، اپی‌کاتچین، کوئرستین، روتین و رسوراترول در انگور قرمز: مقدار، فعالیت آنتی‌اکسیدانی in vitro و برهم‌کنش‌ها.
  3. عسل یا ژل رویال

    1. مصریان عسل را به‌عنوان ماده‌ای رایج در پادزهرها به کار می‌بردند.
    2. ژل رویال حاوی روتین است: وضعیت کنونی خواص زیست‌فعال ژل رویال: مروری جامع با تمرکز بر آثار ضدسرطانی، ضدالتهابی و آنتی‌اکسیدانی آن.
    3. عسل نیز چنین است: فعالیت آنتی‌اکسیدانی سه نمونهٔ عسل در ارتباط با ترکیبات زیست‌شیمیایی آن‌ها.
  4. دانه‌های کنجد

    1. درمان سنتی در هند: «در صورت مارگزیدگی: شکر زرد و دانه‌های کنجد را باید در شیر گاو کوبید و به‌صورت خوراکی مصرف کرد.»
  5. دانه‌های کاج یا روغن آن

    1. نتوانستم چیزی مرتبط با زهر پیدا کنم.
  6. شیرین‌بیان

    1. اثر خنثی‌کنندهٔ گلیسیریزین [شیرین‌بیان] بر اختلالات هموستاتیک القاشده به‌وسیلهٔ زهر مار Bothrops jararaca: «مصرف هم‌زمان [عصارهٔ شیرین‌بیان] با سرم ضدبوتروپیک، خونریزی القاشده به‌وسیلهٔ زهر را از بین برد.»
    2. این مرور چندین مطالعهٔ دیگر را نیز می‌افزاید که چنین اثری را نشان می‌دهند: گیاهان و ترکیبات گیاهیِ فعال علیه مارگزیدگی.
افزون بر این، آنان ترکیبات داروشناختی زیر را یافتند:#
  1. اسپند سوری:

    1. این ماده درمانی سنتی برای مارگزیدگی است؛ بااین‌حال، جالب آنکه مشخص شد برای بقای واقعی زیان‌بار است. موش‌هایی که زهر + اسپند سوری دریافت کرده بودند، بسیار سریع‌تر از موش‌هایی که فقط زهر دریافت کرده بودند مردند: آثار عصارهٔ هیدروالکلی Peganum harmala بر زهر مار ایرانی Naja naja oxiana در موش‌ها. شاید نوعی آماده‌سازی در آن رعایت نشده بود؟
    2. جالب آنکه اسپند منبع خوبی از روتین است: فعالیت تخم‌کشِ برون‌تنیِ عصارهٔ دانه‌های Peganum harmala بر تخم‌های Fasciola hepatica.
  2. نیلوفر آبیِ آبی (nymphaea caerulea)، معروف به نیلوفر مصری

    1. این گیاه در ارتباط با مارگزیدگی در پاپیروس بروکلین ظاهر می‌شود: بافت جادویی–دینیِ مارگزیدگی و درمان‌های دارویی در پاپیروس بروکلین
  3. گل عنکبوتی (cleome، گونه نامشخص)

    1. از Cleome Gynandra در سنت آیورودا برای درمان مارگزیدگی استفاده می‌شود.
    2. از آنجا که گونهٔ آن تعیین نشده است، گیاهان سردهٔ Cleome در درمان‌های سنتی مارگزیدگی در اوگاندا، بنین، عربستان سعودی، سری‌لانکا.)، هند، و پاکستان به کار می‌روند.
و سرانجام، مایعات انسانی:#
  1. خون انسان
  1. پادزهرهای مدرن مار از طریق تزریق زهر مار به اسب‌ها تولید می‌شوند و این کار باعث می‌شود در بدن آن‌ها پادتن تولید شود. سپس این پادتن‌ها از خون اسب استخراج می‌شوند.

  2. شیر مادر

    1. مؤسسهٔ اسمیتسونین دربارهٔ یک خزنده‌شناس در کنگو می‌نویسد که ماری به صورتش تف کرد. او در تنگنا به طب سنتی روی آورد و مادری شیرده یافت تا چشم‌هایش را با شیر بشوید. گزارش شده است که این کار مؤثر بوده است.
    2. سادگورو، گوروی مشهوری در هند، هنگام نوشیدن زهر مار را با شیر مخلوط کرد تا معبدی را وقف کند. پیوند به ویدئویی از این مراسم است.
    3. دیوید هیلمن، متخصص مطالعات کلاسیک، استدلال می‌کند که در الئوسیس زهری آمیخته با شیر مصرف می‌شده است: «به نظر می‌رسد کاهنه‌های هکاته، پریاپوس و دِمتر/پرسفونه در مصرف زهر افعی دخیل بوده‌اند. [آیسخولوس به‌سبب فاش کردن اسرار آیین‌های اسرارآمیز الئوسی در نمایشنامه‌هایش دربارهٔ اورستس، تا آستانهٔ اعدام پیش رفت. یکی از این نمایشنامه‌ها (جام‌داران) حاوی رؤیایی دربارهٔ یک «اژدها ماده» است که در آن شیر پستان او با زهر مار تزریق می‌شود.]…حتی برخی از آنان «اژدها ماده» نامیده می‌شوند، و در «سوزاندن» میرایی انسان دخیل‌اند.» نقل‌قول مستقیم، شامل «[]»، از فصل کتاب داروها، شیاف‌ها و پرستش آیینی در عهد باستان.
    4. شیر مادر و مارها همچنین در ماجراهای هراکلس و کریشنا مضامین تکرارشونده‌ای هستند.
    5. فرهنگ‌های بسیاری به مارهای آیینی شیر می‌خورانند.
  3. مخاط

    1. هیلمن همچنین دربارهٔ استفاده از ترشحات واژنی در این معجون‌ها می‌نویسد.

بَس، مارگیر#

لوح سنگی بَس، مربوط به دورهٔ متأخر بطلمیوسی، سدهٔ اول پیش از میلاد. این خدای کوتوله از روبه‌رو، برهنه و ایستاده، در دست راستِ پایین‌افتاده‌اش مار رام‌شده و در دست چپش شمشیری برافراشته دارد. به کلاه نیلوفر آبی توجه کنید.
لوح سنگی بَس، مربوط به دورهٔ متأخر بطلمیوسی، سدهٔ اول پیش از میلاد. این خدای کوتوله از روبه‌رو، برهنه و ایستاده، در دست راستِ پایین‌افتاده‌اش مار رام‌شده و در دست چپش شمشیری برافراشته دارد. به کلاه نیلوفر آبی توجه کنید.

مقاله بر اساس این مواد روان‌گردان نتیجه می‌گیرد که «می‌توان چنین استنباط کرد که این گلدانِ بَس برای نوعی آیین بازآفرینی آنچه در رویدادی مهم در اسطورهٔ مصر رخ داده بود، استفاده می‌شده است.» از آنجا که نوشیدنی تقویت‌شده‌ای که بَس به حتحور داد حاوی خون بود، آنان این قسمت از اسطوره را پیشنهاد می‌کنند.

بااین‌حال، هیچ رویداد اسطوره‌ای در کیهان‌شناسی مصر به‌اندازهٔ شکست آپوفیس، مار کیهانی، اهمیت ندارد. در کیهان‌شناسی مصر، نخستین کنش آفرینش زمانی رخ داد که آتوم از آب‌های آغازین سر برآورد و نام خود را بر زبان آورد و نخستین «من هستم» را به وجود آورد. تقریباً بلافاصله، او با آپوفیس، مار بزرگ آشوب که در آن آب‌ها وجود داشت، روبه‌رو شد. این امر الگویی را بنیان نهاد که هر شب تکرار می‌شد؛ هنگامی که رع ــ که اغلب با آتوم یکی دانسته می‌شود ــ با زورق خورشیدی خود از جهان زیرین می‌گذشت. در ژرف‌ترین ساعت، او با آپوفیس روبه‌رو می‌شد؛ ماری که می‌کوشید رع را ببلعد و مانع طلوع خورشید شود. این نبرد کیهانی میان نظم و آشوب باید هر شب از نو پیروز شود. آپوفیس از شگردهای بسیاری استفاده می‌کرد: می‌کوشید خدمهٔ خدای خورشید را هیپنوتیزم کند، رودخانهٔ جهان زیرین را طغیان دهد، یا حلقه‌های عظیم بدنش را به دور قایق بپیچد تا حرکت آن را متوقف کند. اما رع هر بار از طریق جادو و نبرد بر مار چیره می‌شد و طلوع دوبارهٔ خورشید را تضمین می‌کرد. این پیروزی روزانه چنان اهمیت داشت که معابد مصر برای تضعیف آپوفیس آیین‌های منظمی برگزار می‌کردند؛ از جمله خواندن وردها و نابود کردن پیکره‌های مومی مار.

با توجه به اینکه بَس اغلب در حال نبرد با مار به تصویر کشیده می‌شود، آیا این نوشیدنی آیینی می‌توانسته بخشی از بازآفرینی آپوفیس باشد؟ مشکل این تفسیر آن است که رع و آتوم با آپوفیس می‌جنگند، نه بَس. بااین‌حال، خدایان مصری اغلب وجوه گوناگون یک الوهیت واحد را نمایندگی می‌کنند؛ چیزی شبیه پدر، پسر و روح‌القدس. داسن می‌نویسد: «به نظر می‌رسد بَس در درجهٔ نخست هیپوستازیِ خدای خورشید تلقی می‌شده است»، که هیپوستازی همان حالت یا جوهر زیربنایی و بنیادی‌ای است که پشتیبان تمامی واقعیت است. افزون بر این، ماری که بَس در دست چپ خود گرفته است، گاهی حتی با آپوفیس1 شناخته می‌شود. بنابراین، چندان دور از ذهن نیست که عالی‌ترین درام کیهانی مصر در آیین بَس نیز بازنمایی شده باشد.

نیروی گل#

نکتهٔ پایانی دربارهٔ گنجاندن نیلوفر آبی هم در این ترکیب و هم در تصاویر بَس است. علاقهٔ من به این نمادها هنگام پژوهش دربارهٔ تکامل صدای درونی آغاز شد ــ به‌ویژه دربارهٔ اینکه هنگامی که انسان‌ها برای نخستین بار خود را با افکارشان یکی دانستند، این تجربه چگونه بوده است. این موضوع مرا به اسطوره‌های آفرینش رساند؛ جایی که الگویی چشمگیر مشاهده کردم: مارها و پادزهرهایشان با سازگاری قابل‌توجهی در کنار یکدیگر ظاهر می‌شدند. این تصویر را از هند در نظر بگیرید:

ویشنو، نگهدارنده، بر فراز اقیانوس کیهانی می‌لغزد و بر بستری از ناگاها آرمیده است. ویشنو در این حالت، جهان را در رؤیا به واقعیت درمی‌آورد. از ناف او نیلوفری می‌روید که برهما، آفریننده‌ای را که جهان را می‌سازد، به دنیا می‌آورد.
ویشنو، نگهدارنده، بر فراز اقیانوس کیهانی می‌لغزد و بر بستری از ناگاها آرمیده است. ویشنو در این حالت، جهان را در رؤیا به واقعیت درمی‌آورد. از ناف او نیلوفری می‌روید که برهما، آفریننده‌ای را که جهان را می‌سازد، به دنیا می‌آورد.

این هم‌نشینی مارها و نیلوفر آبی منحصر به هند نیست. در معبد حتحور در دندرهٔ مصر:

تصویری از کتاب نوشیدن با خدایان: شیمی آیین‌های بَس

در این نقش‌برجسته، ماری از نیلوفر آبی سر برمی‌آورد؛ این تصویر بخشی از حماسهٔ آفرینش است و مار نمایندهٔ خدای آغازین است. توجه کنید که پیکره‌ها به‌صورت دوتایی نقاشی شده‌اند و بر ماهیت دوگانهٔ آن‌ها تأکید می‌شود. برخی پژوهشگران حتی استدلال می‌کنند که نیلوفر آبی مصری در مقام درخت حیات آنان عمل می‌کرده است و بر داستان کتاب مقدسِ متأخر دربارهٔ مار در باغ عدن تأثیر گذاشته است.

اما آنچه در ابتدا توجه مرا جلب کرد، شیمی این موضوع بود. زهر مار یک مادهٔ توهم‌زای نیرومند با آثار گسست‌زا است، اما هرگونه استفادهٔ آیینی از آن به محافظت نیاز داشت. گیاه نیلوفر آبی حاوی روتین است، پادزهری مؤثر؛ سیب‌ها نیز چنین‌اند و به‌طور مشابه در کنار مارها، در داستان‌های مربوط به معرفت الهی، از عدن تا باغ هسپریدها، ظاهر می‌شوند. یافتن همین عناصر در ظرف آیینی بَس ــ ایزد محافظی که به رام کردن مارها شهرت داشت ــ قطعهٔ دیگری به نظریهٔ گسترده‌تر من دربارهٔ آیین‌های مارپرستی و خاستگاه‌های خودآگاهی می‌افزاید.

نتیجه‌گیری#

این تصویر ممکن است شامل مردی باشد که گل‌ها را در دست‌هایش گرفته و تاجی بر سر دارد
خدایان مصریان، ۱۹۰۴

این حوزه، بی‌تردید، قلمرویی گمانه‌زنانه است. باستان‌گیاه‌شناسان ترکیبی جالب از مواد روان‌گردان و مایعات بدن را در ظرفی آیینی یافتند و به‌درستی آن را به اسطورهٔ آرام‌سازی حتحور مرتبط کردند؛ اسطوره‌ای که آشکارا شامل آبجوی تقویت‌شده و خون است. من شکست آپوفیس را به‌عنوان چارچوب تفسیری دیگری پیشنهاد می‌کنم، به‌ویژه با توجه به نقش بَس در نبرد با ماران و حضور چندین پادزهر سنتی در این ترکیب. بااین‌حال، از نظر متخصصان مطالعات کلاسیک، آیین‌های زهر مار شاید یک گام بیش از حد دور باشد. نسخه‌ای پیشین از این مقاله را برای نویسندگان ایمیل کردم، اما پاسخی دریافت نکردم. همان‌طور که می‌توانید تصور کنید، تماس ناگهانی دربارهٔ آیین مارپرستی دشوار است؛ موضوعی که بیشتر به طرحی برای یک فیلم شبیه است تا مقاله‌ای دانشگاهی.

بااین‌حال، این حوزه به‌تدریج برای بررسی مواد روان‌گردان در زمینه‌های آیینیِ باستانی گشوده می‌شود. محتویات این ظرفِ بس به شواهد فزاینده‌ای می‌افزاید که نشان می‌دهند مراسم مصری، همچون دیگر آیین‌های اسرارآمیز جهان باستان، ممکن است از ترکیبات داروشناختیِ پیچیده استفاده کرده باشند. اینکه آیا این ترکیبات شامل زهر مار نیز بوده‌اند یا نه، همچنان پرسشی گشوده است؛ اما با ادامه یافتن پژوهش‌ها دربارهٔ تقاطع آیین‌های باستانی و مواد روان‌گردان، شاید بتوان به این پرسش نزدیک‌تر شد. به یاد داشته باشید که کارل راک، که در زمینهٔ کاربرد انتئوژن‌ها حدود چهار دهه از زمانهٔ خود جلوتر بود، به‌تازگی نوشته است:

«از مارها زهر می‌گرفتند تا به سموم روان‌گردانِ آن‌ها دست یابند؛ هم برای استفاده به‌عنوان زهرِ تیر، و هم به‌صورت مرهم‌هایی با دوزهای زیرکشنده، برای دستیابی به حالات مقدسِ خلسه.»

از هند تا مصر و یونان، الگوهای یکسانی پدیدار می‌شوند: مارانی همراه با نیلوفر آبی، زهری آمیخته با شیر، و آیین‌هایی دربارهٔ مرگ و زایش دوباره. محتویات این ظرفِ بس قطعهٔ دیگری به این معمای باستانی می‌افزاید—قطعه‌ای که شاید به ما در فهم نخستین تلاش‌های انسان برای دستیابی به فراشناخت کمک کند.