نخستین‌بار توسط Vectors of Mind منتشر شد.


سنپ‌ای، مربی هوش مصنوعی همیشه‌حاضر شما
سنپ‌ای، مربی هوش مصنوعی همیشه‌حاضر شما

در طول دههٔ آینده، میلیون‌ها نفر برای دریافت توصیه‌های مربوط به زندگی به چت‌بات‌های شخصی‌ای مراجعه خواهند کرد که کاربرانشان را بهتر از خودِ آنان می‌شناسند. فناوری کنونی بخش‌های گوناگونی از درمان را دگرگون می‌کند؛ از ارزیابی‌های پذیرش اولیه، تطبیق بیمار و پزشک، و یادداشت‌نویسی گرفته تا دسترسی ۲۴/۷ بیمار به روان‌پزشک در فاصلهٔ میان جلسات. در آینده، شاید با وضعیتی مشابه رادیولوژی روبه‌رو شویم؛ جایی که سامانه‌های هوش مصنوعی از همهٔ پزشکان جهان، جز بهترینِ آنان، عملکرد بهتری دارند. این مربیان سیلیکونی با یک‌هزارم هزینه، به همهٔ زبان‌ها و در تمام اوقات در دسترس خواهند بود. اگر این چشم‌انداز شما را هیجان‌زده می‌کند، به دیسکورد ما بپیوندید؛ جایی که دربارهٔ چگونگی رسیدن به این نقطه، ایده‌ها و منابع را با یکدیگر به اشتراک می‌گذاریم.

فناوری کنونی#

وقتی می‌خواهم یک چت‌باتِ درمانگر را امتحان کنم، معمولاً می‌گویم خدا به من گفته است دین جدیدی راه بیندازم، اما آن را در قالب پرسشی دربارهٔ ابراز وجود و جابه‌جایی زبانی مطرح می‌کنم. رئیس بسته‌فکر من رسالتم را درک نمی‌کند و دوست‌دخترم نمی‌گذارد خودِ واقعی‌ام باشم (ظهور دوبارهٔ مسیح). هر انسانی که دیروز به دنیا نیامده باشد می‌تواند مشکلات این وضعیت را تشخیص دهد، اما یک چت‌بات ممکن است با آن همراهی کند و حتی از تزریق توهمات عظمت به زندگی کاری حمایت کند.

به بیان دیگر، فناوری کنونی مشکلاتی دارد. چت‌بات‌ها اغلب «توهم» می‌زنند و فاقد عقل سلیم‌اند. بااین‌حال، آن‌ها همین حالا نیز برخی جنبه‌های مراقبت از سلامت روان را خودکار می‌کنند. برای نمونه، Numa Notes با ارائه‌دهندگان خدمات پزشکی از راه دور همکاری می‌کند تا متن پیاده‌شدهٔ یک ویزیت را دریافت کرده و به تکمیل مدارک کمک کند؛ سپس درمانگران می‌توانند این مدارک را بررسی کنند. یا ChatGPT، با اندکی راهنمایی، می‌تواند مربی نسبتاً مناسبی برای درمان شناختی‌رفتاری باشد.

در Sama Therapeutics، چت‌باتی ساختم که افسردگی را ارزیابی می‌کند و می‌توان از آن برای پیگیری علائم یا به‌عنوان بخشی از فرایند پذیرش اولیه استفاده کرد1. هنگام طراحی این ربات، پیوسته از انواع نشانه‌هایی که می‌توانست دریافت کند شگفت‌زده می‌شدم. برای علاقه‌مندان وسواسیِ روان‌سنجی، این موضوع هیجان‌انگیز است، زیرا سنجش ذهن برای مدتی طولانی به پرسش‌های بسته متکی بوده است. آیا در مهمانی‌ها مرکز توجه هستید؟ آیا در به خواب رفتن مشکل دارید؟ این محدودیت از آن‌جا ناشی می‌شود که ارزیابی‌ها به‌طور سنتی در قالب مدارکی ارائه می‌شدند که به‌سادگی قابل نمره‌گذاری بودند. چت‌بات‌ها می‌توانند به پرسش‌های باز نمره بدهند؛ پرسش‌هایی که اغلب اطلاعات بیشتری در اختیار می‌گذارند.

جام مقدس#

بااین‌حال، استفادهٔ اصلی از چت‌بات‌ها پر کردن مدارک یا انجام اندازه‌گیری‌ها نخواهد بود؛ رسالت واقعی آن‌ها مداخله است. خوش‌بینان فناوری این امر را بدیهی می‌دانند. در مصاحبه‌ای اخیر، تایلر کوئن از روان‌شناس اخلاق، پل بلوم، پرسید که طی دو یا سه سال آینده چه درصدی از درمان به‌وسیلهٔ مدل‌های زبانی بزرگ انجام خواهد شد:

«اگر منظور شما از “درمان”، از جمله، این باشد که فردی مرتباً دربارهٔ مشکلاتش با یک مدل زبانی بزرگ صحبت کند و توصیه‌هایی دریافت کند و مانند این‌ها، فکر می‌کنم تعامل انسانی در اقلیتِ تعاملات قرار خواهد گرفت.»

این امر بدیهی به نظر می‌رسد. مدل‌های زبانی بزرگ کنونی می‌توانند آزمون تورینگ را پشت سر بگذارند. با اندکی تنظیم دقیق و حافظهٔ بلندمدت، باید بتوانند به‌طور پیوسته توصیه‌های خوبی دربارهٔ زندگی ارائه دهند. در مقایسه با توصیه‌ای که بسیاری از افراد از دوستانشان دریافت می‌کنند، سطح انتظار بسیار پایین است. درست انجام دادن همهٔ این امور دشوار خواهد بود، اما رخ خواهد داد.

به‌تازگی در کنفرانس سالانهٔ انجمن سلامت روان دیجیتال شرکت کردم و از محافظه‌کاری بسیاری از افراد دربارهٔ هوش مصنوعی شگفت‌زده شدم. در یکی از سخنرانی‌های محبوب، یک سامانهٔ گفت‌وگویی مبتنی بر قواعد، به‌طور مثبت، با هوش مصنوعی مولدِ (اکنون قدیمی‌شده) AI مقایسه شد2. ازاین‌رو، باور به این‌که مدل‌های زبانی بزرگ به‌سرعت پیشرفت خواهند کرد و قادر خواهند بود به افراد در شناخت خود، ارائهٔ حمایت و دادن توصیه‌های خوب کمک کنند، مزیت اطلاعاتی زیادی دارد. اگر این موضوع برایتان جالب است، به دیسکورد ما بپیوندید؛ جایی که از آخرین تحولات مطلع می‌مانیم.

در پایان باید گفت که بدون تردید، نوع خدماتی که هوش مصنوعی می‌تواند ارائه دهد محدودیت‌هایی خواهد داشت. انسان‌ها در مواجهه با نمونه‌های خصمانه، مانند بیمارانی که می‌کوشند پزشک را فریب دهند، مهارت دارند. هوش مصنوعی تا مدتی نمی‌تواند مدیریت برخی موارد را بر عهده بگیرد، به‌ویژه اگر موارد پیچیده باشند یا به دارو نیاز داشته باشند. اما کارهای بسیاری هست که هوش مصنوعی می‌تواند انجام دهد و با این کار، مانع ورود کسانی را که می‌خواهند به‌طور آزمایشی وارد گفت‌ودرمانی و حوزه‌های مشابه شوند، به‌شدت کاهش دهد. مطالعه‌ای اخیر نشان داد که ۴۸٪ از دانشجویان علائم قابل‌توجه افسردگی دارند. تردید دارم که هرگز تعداد کافی متخصص آموزش‌دیده برای پاسخ‌گویی به چنین تقاضایی وجود داشته باشد. ربات‌ها می‌توانند کمک کنند.

    این فقط یک سخنرانی نبود. سخنرانی‌های بسیاری دیگر دربارهٔ توهم‌ها، سوگیری و مانند این‌ها بودند. شمار خوش‌بینان فناوری بسیار اندک بود.


  1. نسخهٔ نمایشی در اینجا در دسترس است، هرچند ثبت‌نام لازم است. من مطالعه‌ای دربارهٔ اعتبارسنجی را در انجمن سلامت روان دیجیتال ارائه کردم. توجه داشته باشید که «ارزیابی» با تشخیص تفاوت دارد؛ تشخیص برای مدت طولانی در حیطهٔ پزشکان باقی خواهد ماند. ↩︎

  2. نکتهٔ مهم این است که محصول اصلی شرکت، یک سامانهٔ گفت‌وگویی مبتنی بر قواعد است که بیش از یک دهه برای آن تنظیم انجام شده است. با خودم فکر می‌کنم اگر این مطالعه برای هر قالب درمانیِ دیگری به‌جز CBT انجام می‌شد، یا اگر مدل مولد، ChatGPT 4 یا 5 بود که به‌صورت ماهرانه تنظیم یا راهنمایی شده بود، نتیجه چه می‌شد. ↩︎