خلاصه
- در دههٔ ۱۹۲۰، ۳۲ شیء سربیِ کتیبهدار—صلیبها، شمشیرها، نیزهها و یک لوح کالیچه—در نزدیکی توسانِ آریزونا از زمین بیرون آورده شد؛ ظاهراً این اشیا در رسوبات باستانی کالیچه جای گرفته بودند. 1
- دیدگاه غالب امروزی این است که آنها کلاهبرداری پیچیدهای متعلق به اوایل قرن بیستماند؛ این دیدگاه بر تحلیل آلیاژ، لاتینِ کتابدرسیوار، دایناسورِ حکاکیشده و فقدان هرگونه بقایای سکونتگاه مرتبط استوار است. 1
- حلقهای کوچک از انتشارگرایان—ییتس، هاید، برودی، وولتر و دیگران—در عوض استدلال میکند که این اشیا مصنوعات اصیل قرونوسطاییاند و به مستعمرهای رومی-یهودی/فرانکی به نام کالالوس در آریزونای قرنهای هشتم و نهم تعلق داشتهاند. 1
- استدلال اصلی آنان به سود اصالت، بر این موارد تکیه دارد: حمایت اولیهٔ پژوهشگران جدی؛ دشواری و منفعت اندکِ جعل مجموعهای کامل از کتیبهها؛ ادعاهای زمینشناختی دربارهٔ patina و کالیچه؛ و انسجام کتیبهشناختی/روایی متون لاتین و عبری. 1
- حتی اگر دادهها را با حداکثر حسننیت و در قویترین صورت ممکن صورتبندی کنیم، آنها با خاستگاهی پس از تماس اروپاییان سازگاری بیشتری دارند تا با مستعمرهای رومی-یهودی در قرن هشتم؛ بااینحال، مصنوعات توسان همچنان مطالعهٔ موردی آموزندهای دربارهٔ چگونگی سخن گفتن با یکدیگر—بدون فهم متقابل—در میان باستانشناسی حاشیهای و جریان اصلی باقی میمانند.
آنها چیزهای واقعیای هستند که وجود دارند، میتوان آنها را اندازه گرفت، وزن کرد، از نظر شیمیایی تحلیل کرد، خواند و مطالعه نمود.
— دونالد ن. ییتس، «پنجاه “واقعیت” دربارهٔ مصنوعات توسان» (۲۰۱۸) 2
مصنوعات توسان چیستند و چرا باید از قویترین صورتبندی به سود آنها دفاع کرد؟#
بین سالهای ۱۹۲۴ و ۱۹۳۰، کارگر راهسازیای به نام چارلز ای. مانیه و همکارانش مجموعهای از اشیای سربیِ عجیبالشکل و کتیبهدار را از خاکریز کنار جادهٔ سیلوربل، در چند کیلومتری شمالغرب مرکز شهر توسان، بیرون آوردند. 1
این مجموعه سرانجام به ۳۲ قطعه رسید:
- ۸ صلیب
- ۹ «شمشیر»
- ۱۳ «نیزه» یا سرنیزه
- ۱ شیء بادبزنیشکل یا پاروییشکل
- ۱ لوح کالیچه با کتیبه و چهرهنگاریِ خام 1
کتیبهها، که بیشترشان به لاتین و برخی نیز به عبریاند، از کالالوس، «سرزمینی ناشناخته» در آن سوی دریا، سخن میگویند؛ سرزمینی که یهودیان مسیحیشده از گل و بریتانیا بر آن فرمان میراندند و ظاهراً در حدود سالهای ۷۷۵ تا ۹۰۰ میلادی در شمال تولتکِ مکزیک مستعمرهای نظامی بنیان گذاشته بودند. نامهایی مانند تئودوروس، یاکوبوس، اسرائیل و رودا در پیکرهای شبهوقایعنامهای که بر چندین قطعه حک شده، تکرار میشوند. 1
تا اواخر دههٔ ۱۹۲۰، این مصنوعات توجه ملی را به خود جلب کرده بودند. مقالهای در نیویورک تایمز در سال ۱۹۲۵ با عنوان «“یافتههای” معماییِ حفاریشده در آریزونا دانشمندان را برمیانگیزد» هم شور و شوق و هم تردید متصدیان موزهها و زمینشناسان را ثبت کرد. 3
امروزه باستانشناسان حرفهای، تقریباً بهاتفاق، مصنوعات توسان را یک کلاهبرداری میدانند و به ترکیب آلیاژیِ آنها (فلز حروفچینیِ مدرن)، چینهشناسی کالیچه، دایناسورِ حکاکیشده و فقدان کامل شواهد پشتیبانِ سکونتگاه اشاره میکنند. 1
اما اقلیتی پایدار از انتشارگرایان—دونالد ن. ییتس، رابرت هاید، دیوید برودی، اسکات وولتر و دیگران—معتقدند که جریان غالب با شتاب به پرونده خاتمه داده است. آنان استدلال میکنند که این مصنوعات خاطرهای اصیل از قرونوسطی دربارهٔ حکومتی یهودی با سیمای رومی در جنوبغرب آمریکا حفظ کردهاند. 4
مقصود از صورتبندیِ حداکثریِ استدلال در اینجا عبارت است از:
- قویترین استدلالهای اصالت را جدی بگیریم.
- بهترین الگوی منسجمِ سازگار با شواهد مادی را بسازیم.
- بپذیریم که این الگو در کجا همچنان باورپذیری را تحت فشار قرار میدهد.
این را میتوان آزمایشی ذهنی در حداکثرگراییِ انتشارگرایانه دانست که بهداشت روششناختیِ پایه آن را محدود میکند.
توجه اولیهٔ متخصصان: نه فقط آدمهای نامعقول و کارگران راهسازی
زمینهٔ کشف#
گزارش شده است که نخستین یافتهٔ مانیه، صلیبی سربی و دوپاره، از عمق حدود پنج فوت زیر سطح زمین و از میان کالیچهٔ سخت بیرون آورده شد—لایهای سیمانیشده از کربنات کلسیم که برای خاکهای بیابانی سونوران معمول است. 1
مانیِه که از کتیبهٔ لاتینیای که میتوانست بخشی از آن را تشخیص دهد نگران شده بود، با پژوهشگران محلی تماس گرفت. در چند سال بعد:
- مانیه، توماس بنت و دیگران مصنوعات بیشتری را از زمین بیرون آوردند.
- لورا کلمن اوسترندر، معلم دبیرستان، بسیاری از متون لاتین را رونویسی و ترجمه کرد و روایت کالالوس را شکل داد. 1
- کلیفتون ج. سارل، زمینشناس، استدلال کرد که پوشش کالیچه نشاندهندهٔ قدمتی قابلتوجه است، نه کاشتنی متأخر. 1
ییتس و باورمندان پس از او تأکید میکنند که این ماجرا صرفاً یک جویندهٔ تنها نبود که در بیابان فریاد بزند؛ بلکه اجتماع معرفتیِ محلیِ کوچکی در همان زمان و پیرامون این اشیا شکل گرفت.
کامینگز، داگلاس و جاد: تأییدهای محتاطانه#
یکی از ارکان اصلی استدلال به سود اصالت این است که پژوهشگران توانمند و متعلق به جریان اصلی، در ابتدا مصنوعات را دستکم بالقوه اصیل تلقی میکردند:
- بایرون کامینگز، مدیر موزهٔ ایالتی آریزونا، در دههٔ ۱۹۲۰ مصنوعات را به انجمن آمریکایی پیشرفت علم معرفی کرد و در ابتدا به اصالت آنها گرایش داشت، هرچند بعدها از این موضع عقب نشست. 1
- اِی. ای. داگلاس، پیشگام دندروکرونولوژی، در گزارشهای محلی چنین نقل شد که هم به قدمت و هم به اصالت مصنوعات باور داشت و اصرار میکرد که آنها طی «چند صد سال» بهطور طبیعی زیر چند فوت خاک مدفون شدهاند. 5
- نیل م. جاد، متصدی باستانشناسی آمریکا در موزهٔ ملی ایالات متحده (اسمیتسونین)، پس از بازدید از محل، بهطور مشهور نتیجه گرفت که اگرچه نمیتواند تاریخگذاری اوایل قرونوسطی را بدون چونوچرا بپذیرد، نمیتواند این یافتهها را نیز به یک کلاهبرداریِ تمامعیار نسبت دهد. از نظر او، کالیچهٔ رویی پس از جایگذاری اشیا شکل گرفته بود، اما خود اشیا پس از دورهٔ اسپانیایی (یعنی پس از ۱۵۴۰) تاریخگذاری میشدند. 3
از منظر صورتبندیِ حداکثریِ استدلال، این تردید اولیه اهمیت دارد. متصدیان باتجربه—افرادی که به کار با جعلها عادت داشتند—اشیا و محیط آنها را بررسی کردند و در برابر سادهترین روایتِ «یک شوخطبع آنها را هفتهٔ پیش دفن کرده است» درنگ کردند.
حامیِ استدلال به سود اصالت میگوید: اگر قرار است این ماجرا را کلاهبرداری بدانید، باید از مانعی عبور کنید که تردیدهای منتشرشدهٔ کامینگز، داگلاس و جاد دربارهٔ روایتِ جعل ساده ایجاد کردهاند.
استدلال مادی: کالیچه، patina و سرب
کالیچه بهمثابه کپسول زمان#
باورمندان بر یک شهود زمینشناختیِ پایه تأکید میکنند: کالیچه یکشبه شکل نمیگیرد.
- لایههای کالیچه در حوضهٔ توسان اغلب خاستگاهی پلیستوسنیِ پسین دارند؛ شکلگیری افقهای جدید، ضخیم و سیمانیشده میتواند هزاران سال طول بکشد. 1
- چندین قطعه از درون یا زیر یک لایهٔ تثبیتشدهٔ کالیچه، در عمقهایی تقریباً میان ۱٫۴ تا ۲٫۰ متر، به دست آمدند؛ در رسوباتی که در غیر این صورت بهعنوان رسوبات مخروطافکنهایِ پلیستوسن تفسیر شدهاند. 1
پاسخ جریان اصلی این است که افق کالیچه پیش از مصنوعات وجود داشته و اشیا صرفاً به درون شکافها یا فضاهای خالی رانده شدهاند؛ احتمالاً آشفتگیِ ناشی از یک کورهٔ آهکِ نزدیک متعلق به قرن نوزدهم نیز در این امر دخیل بوده است. 1
حرکتِ صورتبندیِ حداکثریِ استدلال به سود اصالت:
- به مشاهدات اولیهٔ میدانیِ مانیه، سارل و داگلاس اشاره کنید که نشان میداد مصنوعات واقعاً دربرگرفته و پوشیده شدهاند، نه اینکه صرفاً در شکافهای موجود گیر کرده باشند. 5
- توجه کنید که جاد، حتی در حالی که تاریخهای پیش از دورهٔ اسپانیایی را رد میکرد، تأیید کرد که لایهٔ پوشاننده پس از قرار گرفتن اشیا شکل گرفته است—چیزی که اگر لفظاً پذیرفته شود، مستلزم فرایندی زمینشناختیِ قابلتوجه، فراتر از پنهانگذاریِ اتفاقی، است. 3
در قویترین صورت این استدلال، به پژوهشهای بعدیِ زمینشناسِ جنایی، اسکات وولتر، تکیه میکنید؛ او انباشت معدنی روی سربها را با میکروسکوپ بررسی کرد و نتیجه گرفت که patina و تجمعهای ثانویهٔ کربناتی با جایگیریِ طولانیمدت سازگارند، نه با جدول زمانیِ کوتاهِ یک کلاهبرداری. 6
اگر وولتر در اینباره درست گفته باشد (اگر بزرگی است)، این موضوع برای فرضیهٔ کلاهبرداری دردسر جدی ایجاد میکند: کسی باید پیش از سال ۱۹۲۴، در محل و درون نیمرخ خاک بیابانی، انباشت کربناتیِ چندصدسالهای را بر سرب نرم شبیهسازی کرده باشد.
مشکل آلیاژ: فلز حروفچینی بهمثابه پاشنهٔ آشیل… یا ردگمکنی؟#
قاطعترین استدلال علیه اصالت، متالورژیک است. توماس چپمن، شیمیدان، در سال ۱۹۲۹ نمونهای را تحلیل کرد و آن را آلیاژی مصنوعی از سرب و آنتیموان تشخیص داد که برای «فلز حروفچینی» معمول است—همان مادهای که در دستگاههای چاپ قرنهای نوزدهم و بیستم به کار میرفت. 1
اگر نمونه و تحلیل معتبر باشند، این یافته برای هرگونه تاریخگذاری به قرن هشتم ویرانگر است.
پاسخهای متقابلِ استدلال به سود اصالت:
- زنجیرهٔ نگهداری را زیر سؤال ببرید: چپمن نمونهای کوچک را سالها پس از کشف، از قطعهای جداشده تحلیل کرد؛ آلودگی یا جابهجایی نمونه ناممکن نیست، بهویژه با توجه به نحوهٔ دستوپاشکستهٔ جابهجایی مصنوعات در دههٔ ۱۹۲۰. 1
- توجه کنید که «فلز حروفچینی» یک خانواده است، نه دستور ساختی واحد؛ آلیاژهای دارای آنتیموان و قلع در زمینههای صنعتی گوناگونِ اوایل دورهٔ مدرن وجود داشتهاند و شناخت ما از آلیاژهای سربِ اواخر قرونوسطی و اوایل دورهٔ مدرن در محیطهای مرزی ناقص است. (این استدلال کشدار است، اما صورتبندیِ حداکثری اجازه میدهد کشدار بودنِ استدلالها، مشروط بر آنکه مشخص شود، حفظ شود.)
- خواستار تحلیلهای مدرن، کور و چندآزمایشگاهی از چندین مصنوع، همراه با مستندسازی دقیق، شوید—کاری که، شگفتآور آنکه، هنوز مطابق استانداردهای معاصرِ باستانسنجی انجام نشده است.
قویترین صورتِ استدلال به سود اصالت بهطور ضمنی میپذیرد: «اگر آزمونهای معتبر روی چند نمونه تأیید کنند که اینها فلز حروفچینیِ صنعتیِ متأخرند، فرضیهٔ کالالوس از میان میرود.» اما تا آن زمان، طرفداران این فرضیه نتیجهٔ چپمن را سوءظنی جدی میدانند، نه پروندهای مختومه.
استدلال کتیبهشناختی/روایی: آیا متن برای یک کلاهبرداری بیش از حد زیاد است؟
وقایعنامهای گسترده به لاتین بر روی سرب#
از میان حدود ۳۰ شیء، روایتی شگفتآور مفصل به دست میآوریم:
- سفر «از آن سوی دریا» به کالالوس، سرزمینی ناشناخته، بهدست یهودیان مسیحیشده از گل و بریتانیا.
- فرمانرواییِ پادشاهانی با نامهای شبهکارولنژی، یعنی تئودوروس، یاکوبوس و اسرائیل؛ و «شهر رودا» که ییتس اغلب آن را با رودان/رودا در گل مرتبط میکند. 1
- جنگ با «تولتزوس»های محلی (تولتکها) و اشغالِ یکقرنهای که در حدود سال ۹۰۰ میلادی با فاجعه و زمینلرزه پایان یافت. 1
متون شامل فرمولهای مسیحی، ارجاعات یهودی («به نام اسرائیل»)، اعداد رومی برای تاریخگذاری رویدادها در چندین دهه، و کتیبهای تدفینی بر روی لوح کالیچهاند («اینجا تئودوروس آرمیده است…») که به لاتینِ خام و ناصقل نوشته شده است. 1
باورمندان تأکید میکنند:
- حجم: با یک کتیبهٔ واحد و خوشساخت مواجه نیستیم، بلکه با صدها واژهٔ حکشده بر دهها شیء سنگین روبهرو هستیم.
- انسجام: نامها، تاریخها و رویدادها به شیوههایی میان مصنوعات به یکدیگر ارجاع میدهند که بیشتر به یک وقایعنامهٔ عامدانه شباهت دارد تا به یاوهگوییِ تصادفی. 1
- ویژگیهای دوزبانه: عبارتها و نمادهای کوتاه عبری در کنار لاتین ظاهر میشوند و با هویت ترکیبیِ مسیحی-یهودیِ پیشنهادی همخوانی دارند. 1
ییتس، که در دیرینهنگاری لاتین قرون وسطی آموزش دیده است، استدلال میکند که این خطها و تعبیرها، هرچند غالباً «کتابدرسیوار» هستند، با این حال ویژگیهایی از خود نشان میدهند که با یک کاتب محلیِ سدههای ۸–۹ میلادی سازگار است، نه با شیّادی متعلق به سدهٔ ۲۰ که تنها به یک دستور زبان دبیرستانی مسلح بوده باشد. 2
مسئلهٔ شیّاد#
برای جعل قانعکنندهٔ این مجموعه، به این موارد نیاز دارید (در صورتبندیِ حداکثری به نفع این دیدگاه):
- فردی (یا گروهی کوچک) که آنقدر با لاتین آشنا باشد که بتواند نقلقولها و بازگوییهای تاریخی و کتابمقدسیِ نیمهمنسجم را کنار هم بگذارد، بهاضافهٔ اندکی عبری.
- دسترسی به سرب، قالبها و محلی برای کورهٔ آهک در حومهٔ توسان، حدود سالهای ۱۹۰۰–۱۹۲۰.
- زمان کافی برای ساختن چند ده شیء بزرگ، کتیبهدار و نامتعارف و دفن قانعکنندهٔ آنها در کالیچه، در عمقهای گوناگون.
- نبودِ برنامهٔ روشنی برای کسب سود: مانیه و همکارانش هرگز ثروتمند نشدند؛ علاقه به موضوع کموزیاد شد؛ و این ماجرا عمدتاً موجب شرمندگی نهادهای محلی شد. 1
روایت جریان اصلی به نمونههای مشابه اشاره میکند: «جعلهای لوح» در میشیگان در سدههای ۱۹–۲۰، سنگ بِتکریک، لوحهای کیندرهوک و سنگنوشتهٔ کِنسینگتون؛ همهٔ اینها را افراد باسوادِ علاقهمند یا مشتاقان مذهبی با استفاده از کتابهای درسی زبانهای معاصر و مضامین مذهبی تولید کردهاند. 1
صورتبندیِ نیرومند این نیست که این مشابهتها را انکار کنیم، بلکه باید گفت: توسان در منتهای بسیار پرزحمت این طیف قرار دارد. اگر جعل باشد، اجرایی هنری و بهطرز غیرمعمول پرجزئیات و کمبازده است.
جهانسازیِ اشاعهگرایانه: قرار دادن کالالوس بر نقشه#
ییتس و نویسندگان همفکرش در خلأ استدلال نمیکنند؛ آنان توسان را درون کیهانشناسیِ گستردهای مبتنی بر اشاعه قرار میدهند.
«پادشاهی بازرگان» یهودی–فرانکی در مکزیک تولتک#
ییتس در Merchant Adventurer Kings of Rhoda و آثار مرتبط با آن، یک نظام سیاسیِ گمانهپردازانه از بازرگانان یهودیِ «رودانی» یا مرتبط با رودا را بازسازی میکند که در کارائیب و خلیج فعالیت داشتهاند؛ او برای این کار از گزارشهای قرون وسطایی دربارهٔ بازرگانان یهودی، وقایعنامههای کمشناخته و لاتینِ کالالوس بهره میگیرد. 7
اگر متون توسان را از این منظر بخوانیم:
- Rhodda به نامِ منتقلشدهٔ یک مرکز فرانکو–یهودی تبدیل میشود.
- جنگها با «تولتِزوس» با سنتهای تولتکیِ میانآمریکایی همآوا میشوند.
- شمایلنگاریِ ترکیبی (صلیبها، نقشمایههای شبیه منورا و نمادهای احتمالیِ «پیشا-تمپلار») بهعنوان شواهدی از یک نخبگان مسیحی–یهودیِ مرزی و میانقلمرویی تفسیر میشود. 4
خواه این مجموعه استدلالها را بپذیرید یا نه، دستکم آثار را به بخشی از یک بنای نظریِ بزرگتر تبدیل میکند؛ و این امر، از نظر باورمندان، احتمال آن را کاهش میدهد که اینها صرفاً خطخطیهای تصادفیِ مجسمهسازی بیحوصله در توسان باشند.
حاشیههای ژنتیکی و انحرافهای استرونزیایی#
ییتس در آثار خود دربارهٔ «ریشههای جهان قدیم»ِ ملتهای گوناگون بومی، به هاپلوگروههای میتوکندریاییِ ناهنجار (بهویژه B) در میان مردمان پوئبلو (هوپی، خِمِز و غیره) اشاره میکند و برای مؤلفههایی فراآرامسیری یا فراآتلانتیکی استدلال میآورد که بهسادگی در یک روایت بنیانگذاریِ واحد برآمده از بِرینگیا جای نمیگیرند. 8
برای یک حداکثرگرای توسان، کالالوس به این تبدیل میشود:
- یکی از گرههای یک تَلاسوکراسیِ جهانی متشکل از یهودیان، سلتها، «مردمان دریا» و شاید استرونزیاییهایی که بسیار پیش از کلمبوس از اقیانوسها عبور کردهاند.
- لنگرگاهی متنی که ناهنجاریهای ژنتیکیِ جنوبغرب، تفسیرهای اشاعهگرایانه از هنر صخرهای و مجموعهای از کتیبههای «ناهنجار» را در روایتی پیوسته به هم پیوند میدهد. 4
از دیدگاه ارتدوکس، این قصری در هواست؛ از دیدگاه صورتبندیِ نیرومند، دستکم قصری منسجم است.
جدول مقایسه: دیدگاه حداکثری در برابر جریان اصلی#
| پرسش / ویژگی | خوانش حداکثری (در دفاع از اصالت) | پاسخ جریان اصلی (جعل/مدرن) |
|---|---|---|
| محصورشدگی در کالیچه و عمق | دفن اصیل در جای اصلی؛ پوشش رویی پس از نهشت شکل گرفته است؛ جعل آن در چندین اثر دشوار است. 5 | آثار درون کالیچهٔ پلیستوسنِ ازپیشموجود فرو برده شدهاند؛ عمق، بازتاب آشفتگیِ نزدیک کورهٔ آهک است. 1 |
| پتینه و انباشتهای معدنی | پوستههای میکروسکوپی نشاندهندهٔ هوازدگیِ شیمیاییِ بلندمدت بر سربِ مدفون هستند. 6 | هیچ مطالعهٔ منتشرشده و داوریشدهای وجود ندارد؛ پتینه میتواند در خاکهای واکنشپذیرِ بیابانی نسبتاً سریع شکل بگیرد. |
| آلیاژ سرب | نتیجهٔ «فلز حروفچینی» چاپمن ممکن است آلوده یا حاصل نمونهبرداری نادرست باشد؛ گاهشماریِ گستردهترِ آلیاژ مبهم است. 1 | «فلز حروفچینی» سرب–آنتیموانی شاخص آلیاژهای چاپیِ سدههای ۱۹–۲۰ است؛ و برای تاریخگذاری قرون وسطایی مرگبار است. 1 |
| پیچیدگی کتیبهشناختی | وقایعنامهٔ لاتینیِ گسترده و از درون منسجم، با عناصر عبری، برای یک شوخی بیش از حد پرزحمت است. 1 | متون، عبارتهایی از خوانشهای لاتینی را بازاستفاده میکنند و نابهنجاریهایی مانند «گُل» و کاربرد AD را درهم میآمیزند؛ الگویی کلاسیک از جعلِ کتابدرسی. 1 |
| دیدگاههای کارشناسان اولیه | کامینگز، داگلاس و جاد، دستکم اصالت آثار و/یا دفن آنها را پذیرفتند. 5 | پژوهشگران اوایل سدهٔ ۲۰ با دادههای محدودی کار میکردند؛ بیشتر آنان بعدها نظر خود را پس گرفتند یا مشروط کردند. 1 |
| باستانشناسی سکونتگاه (خانهها، زبالهها و غیره) | نبودِ شواهد، دلیلِ نبودن نیست؛ ممکن است این مستعمره کوچک، موقت یا بر اثر فرایندهای بعدی محو شده باشد. | یک مستعمرهٔ خارجیِ صدساله با «صدها» نفر باید آثار مستقل و فراوانی بر جای میگذاشت؛ هیچکدام یافت نشده است. 1 |
| غرابت شمایلنگارانه (دایناسور، نقشمایههای «ماسونی») | افزودههای متأخر، نقشمایههای بدفهمیدهشده یا شناساییهای نادرست؛ این موارد علیه هستهٔ مجموعه ارزش اثباتی ندارند. 3 | حکاکی برونتوسور و آرایههای شبهماسونی، فرهنگ عامهٔ اواخر دورهٔ ویکتوریایی/اوایل سدهٔ ۲۰ و فرهنگ انجمنی را فریاد میزنند. 1 |
نتیجهگیریِ صورتبندیِ نیرومند: محتملترین موضع در دفاع از آثار چیست؟#
اگر واقعاً میخواستید آثار توسان را بدون توهین به روشهای بنیادین از گورستان جعل نجات دهید، این موضع میتوانست چنین باشد:
بپذیرید که «مستعمرهٔ رومی–یهودیِ کارولنژی در سالهای ۷۷۵–۹۰۰ میلادی» بسیار نامحتمل است.
آلیاژ و زبان نابهنگام، حفظ منشأ اروپاییِ سدهٔ ۸ را بسیار دشوار میکنند.در عوض، برای تاریخگذاریِ مدرنِ آغازین یا استعماری استدلال کنید.
تعبیر «پس از اسپانیا»ی جاد، شکافی سودمند ایجاد میکند: شاید این اشیا قطعات آیینی یا یادمانیِ سدههای ۱۶–۱۸ باشند که جامعهای کوچک و نامتعارف، مسیحی–یهودی یا یهودیِ پنهان، در مرز شمالی اسپانیای نو آنها را ساخته باشد. 3وقایعنامهٔ کالالوس را تاریخنگاریِ اسطورهای تلقی کنید.
بهجای تاریخِ واقعی و لفظیِ رومی، کتیبهها میتوانستهاند داستان مقدسِ خاستگاهِ یک جامعه را رمزگذاری کنند؛ داستانی که متون درسی لاتین و قطعات کتاب مقدس را بازپردازی میکرد تا آن جامعه را در تبارشناسیای اسطورهای و فراآتلانتیکی جای دهد.از کالیچه و پتینه برای استدلال دربارهٔ کهنبودن واقعیِ رویداد دفن، نه یک نمایش ساختگی در دههٔ ۱۹۲۰، استفاده کنید.
بر اساس این دیدگاه، اگر جعلی در کار بوده، قرنها پیش رخ داده است؛ شاید بهصورت نهشتی آیینی در نزدیکی منبع آهک یا پایگاهی مبلّغان، و دههٔ ۱۹۲۰ صرفاً کنجکاویای را آشکار کرده که از پیش باستانی بوده است.بر انجام آزمایشهای جدید پافشاری کنید.
مدافع جدیِ این دیدگاه، بهجای گمانهپردازی در یوتیوب، بیش از همه بر بازتحلیل چندین اثر (آلیاژ، ایزوتوپها، پتینه و ریزچینهشناسی) در شرایط شفاف اصرار خواهد کرد. تا زمانی که این کار انجام نشود، آنان استدلال میکنند که برچسب «جعل» زودهنگام است.
حتی در این صورت، چیزی که نجات دادهاید پادشاهیِ رومی–یهودیای نیست که از توسان بر تولان فرمان براند، بلکه (در بهترین حالت) مجموعهای نامتعارف از اشیای مسیحیِ عصر استعمار است که سازندگانش لاتین و فنفیکشنِ کتابمقدسی را دوست داشتهاند.
با توجه به دادههای منتشرشدهٔ کنونی، داوریِ جریان اصلی مبنی بر جعل/ساخت مدرن همچنان بسیار مقتصدانهتر است. اما صورتبندیِ نیرومندِ بدیل نشان میدهد نقاط فشار واقعی کجاست: شیمیِ آلیاژ، فرایندهای شکلگیریِ محوطه و جامعهشناسیِ چگونگی تصمیمگیری ما دربارهٔ اینکه چه زمانی یک ناهنجاری ارزش صرف وقت آزمایشگاهی را دارد.
پرسشهای متداول#
پرسش ۱. آیا آثار توسان واقعاً میتوانند تماس فراآتلانتیکیِ پیشاکلمبی را اثبات کنند؟
پاسخ. تنها بر اساس خوانشی بهشدت سخاوتمندانه: باید سرب پیش از صنعت اروپایی باشد، لاتین واقعاً متعلق به اوایل قرون وسطی باشد و شواهد باستانشناختیِ مستقلِ تأییدکنندهای وجود داشته باشد. هیچیک از این شرایط در پژوهشهای داوریشدهٔ کنونی برآورده نشده است. 1
پرسش ۲. آیا هیچ سناریویی وجود دارد که آثار اصیل باشند اما قرون وسطایی نباشند؟
پاسخ. بله: بر اساس یک دیدگاهِ صورتبندیشدهٔ نیرومند، ممکن است اینها قطعات آیینیِ استعماری یا یهودیِ پنهان متعلق به سدههای ۱۶–۱۸ بوده باشند که بعدها بهاشتباه رومی تلقی شدهاند؛ اما حتی این دیدگاه نیز مستلزم حلوفصل مسائل مربوط به آلیاژ و بافت است. 3
پرسش ۳. استدلال زمینشناختیِ اسکات وُلتر برای قدمت آثار تا چه اندازه نیرومند است؟
پاسخ. وُلتر بر پایهٔ مطالعهای میکروسکوپی، از پتینه و انباشتهای کربناتیِ سازگار با دفن طولانیمدت گزارش میدهد، اما تحلیلهای او در سطح وبلاگ/تلویزیوناند، نه انتشارات رسمی؛ و زمینشناسان مستقل آنها را تکرار نکردهاند. 6
پرسش ۴. آثار اکنون کجا هستند و آیا میتوان آنها را دید؟
پاسخ. آثار در اختیار انجمن تاریخی آریزونا در توسان هستند و با تعیین وقت قبلی میتوان آنها را مشاهده کرد؛ این آثار با شمارهٔ ثبتِ مجموعهٔ 94.26.1AB–32 ثبت شدهاند و هاید و ییتس از آنها عکسهای دقیق تهیه کردهاند. 1
پرسش ۵. چرا نویسندگان اشاعهگرا تا این اندازه مشخصاً به توسان اهمیت میدهند؟
پاسخ. زیرا این آثار یک «مدرک قطعی» کمیاب و سرشار از متن عرضه میکنند که در نگاه نخست به نظر میرسد مستعمرههای جهان قدیم در قارههای آمریکا را روایت میکند؛ دقیقاً همان نوع نقطهٔ اتکایی که نظریههای گستردهتر آنان دربارهٔ تماس جهانی به آن نیاز دارند. 4
پاورقیها#
منابع#
- Feagans, Carl. “The Tucson Artifacts Hoax.” Archaeology Review، 2025. 1
- Burgess, Don. “Romans in Tucson? The Story of an Archaeological Hoax.” Journal of the Southwest 51(1) (2009): 3–102. 9
- Banks, Leo. “Unearthing a Mystery: Ancient Roman Relics or 18th-Century Hoax?” Arizona Highways 78(9) (2002): 34–37. 9
- Yates, Donald N. The Tucson Artifacts: An Album of Photography with Transcriptions and Translations of the Medieval Latin. Panther’s Lodge/Blurb، 2017. 4
- Yates, Donald N. “Fifty ‘Facts’ about the Tucson Artifacts.” Calalus.com، 2018. 2
- “Puzzling ‘Relics’ Dug Up in Arizona Stir Scientists.” The New York Times، 13 دسامبر 1925 (رونویسیشده در Calalus.com). 3
- Brody, David. “Tucson Lead Artifacts.” Westford Knight وبلاگ، 2012. 6
- “Tucson artifacts.” در Wikipedia، با دسترسی در نوامبر 2025، برای گاهشماری کلی و منابع. 10
- Hudnall, Ken. Spirits of the Border: The History and Mystery of Arizona (PDF گزیده)، 2003، برای نقلقولهای Douglass دربارهٔ قدمت. 5
- Yates, Donald N. Old World Roots of the Cherokee: How DNA, Ancient Alphabets and Religion Explain the Origins of America’s Largest Indian Nation. McFarland، 2012. 7
