ده مقاله که نظریهٔ حوا دربارهٔ آگاهی را به علم نزدیک میکنند
ده مقالهٔ اخیر در زمینهٔ ژنتیک و علوم اعصاب که بیسروصدا از نظریهٔ حوا دربارهٔ آگاهی پشتیبانی میکنند: گزینش در زمینهٔ زبان، روانپریشی و خویشتنِ انسانی.
369 مقالهها
ده مقالهٔ اخیر در زمینهٔ ژنتیک و علوم اعصاب که بیسروصدا از نظریهٔ حوا دربارهٔ آگاهی پشتیبانی میکنند: گزینش در زمینهٔ زبان، روانپریشی و خویشتنِ انسانی.
در کیپ یورک، «دونگول» هم به «مار» و هم به «چرخانصدا» اطلاق میشود. این چندمعنایی دربارهٔ آیین تشرف، مارگزیدگی و صدای آیینی چه چیزی را آشکار میکند.
آیا نویسندگان گنوسی هرگز از مارِ مسیح بهعنوان موجودی واقعاً زهرآگین—یا بهعنوان پادزهر—سخن میگویند؟ بررسیِ منبعبهمنبع.
از سیپاپوهای هوپی تا غارهای آند، روایتهای آفرینشِ جهان نو لحظهای را بازمیتابانند که «حوا» نخستینبار به خود نگریست.
راهنمایی مبتنی بر جداول متعدد و تنظیمشده محوطهبهمحوطه دربارهٔ فناوریهای پارینهسنگی و شاخصههای فرهنگی در سراسر آمریکای شمالی و جنوبی، با تطبیق آنها با «حالتها» و سنتهای سنگابزاری جهان قدیم.
بررسیِ تکواژههای یگانهای که فرهنگها برای سیل عظیم و ــ نادرتر از آن ــ برای دوران پیش از آن ابداع کردهاند؛ از سومر تا مائوری و از عبری تا کِچوا.
بررسی نظاممند اینکه باستانشناسی، ژنتیک، زبانشناسی و بومشناسی بیماریها همگی تا چه اندازه باید ناکام مانده باشند تا استقرار گستردهٔ مردمان جهان قدیم در آمریکای پیشاکلمبی واقعیت داشته باشد.
اقیانوس اطلس و جزیرهٔ آتلانتیس هر دو نام خود را از تیتان اطلس گرفتهاند. دریابید که اسطورهشناسی و زبان چگونه در ریشهشناسی مشترک آنها به هم میپیوندند.
روایتهای شفاهی ۱۰۰٬۰۰۰ سال دوام نمیآورند؛ ریشهٔ اسطورهای ما بسیار متأخرتر است
دیانای باستانی، امتیازهای چندژنی و ژنتیک روانپزشکی، همگی نشان میدهند که ذهن انسان از عصر یخبندان تاکنون بهطور چشمگیری تکامل یافته است—برخلاف افسانهٔ «۵۰٬۰۰۰ ساله».
مقایسهٔ سازههای روانشناختی با استفاده از بردارهای واژهای
روایتی دومرحلهای از آگاهی: زبان و داستانها حدود ۶۰ هزار سال پیش درهمجوش میشوند؛ «منِ» روایی در هولوسن، از رهگذر شبکههای آیینیِ مارمحور با رهبری زنان و فناوریِ ضمیرها پدیدار میشود.
بررسی عمیق اینکه چارلز داروین چگونه ممکن بود به نظریه حوا دربارهٔ آگاهی بنگرد—فرضیهای نوین دربارهٔ تکامل خودآگاهی انسان—و چه جنبههایی از این نظریه او را متقاعد یا شگفتزده میکرد.
آنچه داروین واقعاً دربارهٔ نظم اجتماعی انسانهای نخستین گفته است—تکهمسری، چندزنی، چندشوهری، «ازدواج اشتراکی»، مادرتباری، ژرفای زمان و بازخورد ژن–فرهنگ—با نقلقولهایی از منابع اولیه.
دیدگاههای داروین دربارهٔ سرعت بالای تکامل انسان، که برهمکنش ژن و فرهنگ، شهرت، زبان و نهادهای اجتماعی آن را پیش میرانند.
چگونگی آغشتهشدن چوبغرّان ناواهو (tsin ndi'ni') به داروی آیینی و تجسّم نیروی مار در سرود ستارهٔ بزرگ، از جمله پیوندهای آن با خون مار زنگی در فرمولهای زهر تیر و کاربردهای درمانی
کاوشی ژرفتر در خودِ روایی—لایههای آن، بنیان عصبی، تنوع فرهنگی، و خاستگاههای احتمالی آن در زمان ژرف از رهگذرِ Eve Theory of Consciousness.
بررسی شواهد ژنتیکی، کالبدشناختی و فرهنگی دال بر اینکه انسانها از طریق «بقای دوستداشتنیترینها» خود را اهلی کردهاند.
مروری جامع که مفهوم «خودِ روایی» را در حوزههای فلسفه، روانشناسی، علوم اعصاب و نظریهٔ ادبی بررسی میکند.
بررسی ژرفِ دو ریشهشناسیِ گمانهزنانه که ضمیر N جهانی را به «دانستن» پیوند میدهند—یا از نظر معنایی (داننده = خود) یا از نظر آوایی (ǵn- > n-).