خلاصه

  • اسطورهٔ کاراجاری (کارادجری) دربارهٔ قهرمانان فرهنگیِ دوقلوی دینگو، باگادجیمبیری، همچون منشوری برای تشرف و ختنهٔ مردان عمل می‌کند و قانون اجتماعی را به کیهان‌زایی پیوند می‌دهد (Piddington 1932؛ 1950). [^oai1] 1
  • رویدادهای اصلی: ظهور به‌صورت دینگو، نام‌گذاری و نظم‌بخشی به موجودات، آفرینش اندام‌های جنسی از قارچ‌ها، برپایی ابزارهای آیینی (چاقوی سنگی، گاوغرّان، پیرمال)، مرگ به دست نگاری‌مان، رستاخیز به‌واسطهٔ شیرِ مادر، دیلگا، و انتقال نجومی به ابرهای ماژلانی (Piddington 1950؛ Eliade 1960/1967). 1 2
  • همبسته‌های مادی در هنر صخره‌ای و اشیای آیینیِ امتداد ساحل کیمبرلی غربی باقی مانده‌اند؛ فهرست‌نامه‌های معاصر حکاکی‌هایی را ثبت می‌کنند که به‌عنوان صحنه‌هایی از باگادجیمبیری تفسیر شده‌اند (AIATSIS، Day A03). 3
  • یادداشت‌های تطبیقی (Róheim؛ Eliade) باگادجیمبیری را درون نقشی گسترده‌تر، یعنی نقش «دو برادر/انتقال به آسمان»، جای می‌دهند (برای نمونه، ابرهای ماژلانی)، اما روایت کاراجاری به‌طور مشخص ختنه را همچون آموزشی بنیان‌گرفته در اسطوره مستقر می‌کند. 4 2
  • اگر این اسطوره را در پرتو نظریهٔ حوا دربارهٔ آگاهی (EToC) بخوانیم، توالی آن (نام‌گذاری ← تمایز جنسی ← مرگ/زایش دوبارهٔ آیینی ← «روح‌مندشدن» به‌صورت ستارگان) نمونه‌ای از داربست‌بندیِ فرهنگ‌ـ‌نخستِ فراشناخت و اجتماعی‌سازیِ جنسیت از طریق آزمون تشرفی است. EToC v3

«پیش از زمانِ دو برادر به نام‌های باگادجیمبیری، هیچ‌چیز وجود نداشت—نه درختی، نه آبی، نه مردمی و نه حیوانی.» — رالف پیدینگتون، درآمدی بر انسان‌شناسی اجتماعی (1950) 1


زمینهٔ کاراجاری، منابع و ادعاهای اسطوره#

کاراجاری‌ها (که در ادبیات اولیه با املای کارادجری آمده‌اند) در کیمبرلی غربی زندگی آیینی خود را بر بوگاری، یعنی «رؤیاپردازی»، استوار می‌کنند؛ اصطلاحی که پیدینگتون آن را چنین شرح داده است: ضمانتی الزام‌آور برای نهادهای کنونی، زیرا «همهٔ چیزهایی که بوگاری هستند، به‌دست موجودات اسطوره‌ای در زمانهٔ بوگاری برقرار شده‌اند.»5 فصل مفصل پیدینگتون دربارهٔ کاراجاری (برآمده از پژوهش میدانی دههٔ ۱۹۳۰) طرح‌وارهٔ متعارف چرخهٔ باگادجیمبیری را حفظ کرده است. 1

در چکیدهٔ پیدینگتون، دوقلوها «از زمین برخاستند… دو دینگو»، و سپس «به مردانی غول‌آسا بدل شدند»؛ آنان خویشاوندی و منابع آب را با فروبردن تیرک‌های آیینی (پیرمال) در زمین برقرار کردند، «یک پوردی سفید (وزغ‌قارچیِ کشیده) و یک پانورا (قارچی پیازمانند) یافتند» و برای نخستین مردمانِ پیش‌تر دوجنسی اندام تناسلی ساختند؛ «چاقوی سنگیِ ختنه، گاوغرّان و پیرمال بزرگ» را معرفی کردند؛ به دست نگاری‌مان (مردِ گربهٔ بومی/کوال) کشته شدند؛ مادرشان دیلگا آنان را هنگامی زنده کرد که «شیر از سینه‌هایش بیرون آمد و در زیر زمین جاری شد»؛ و سرانجام انتقال یافتند: «ارواحشان… ابرهای ماژلان» و بدن‌هایشان «مارهای آبی» شدند.[Piddington-1950] 1

الیاده، در تلخیص تشرف کاراجاری بر اساس مقالات پیدینگتون در اوشیانیا، بر کارکرد منشور آیینی تأکید می‌کند: ابزارهای مقدس (چاقوی سنگی، گاوغرّان، پیرمال) که نخستین‌بار به دست باگادجیمبیری به کار رفتند، در تشرف دوباره فعلیت می‌یابند؛ اسطوره با رستاخیز و جای‌گیری آسمانی به‌صورت ابرهای ماژلانی به اوج می‌رسد. 2

گواهی‌های اولیه و روایت‌های گونه‌گون. چرخهٔ دوقلوها در این منابع گواهی شده است: مقالات پیدینگتون در اوشیانیا (۱۹۳۰، ۱۹۳۲–۳۳)، خلاصهٔ کتاب درسی او در سال ۱۹۵۰؛ چرخه‌های متنی آرشیوی که گرهارت لاوس در سال‌های ۱۹۲۹–۳۱ گرد آورده است؛ و گزارش‌های تطبیقیِ متأخرتر (Róheim؛ Akerman؛ مرورهای نجومی). هرجا دسترسی ممکن بوده، عبارت‌های کوتاه را نقل می‌کنم؛ متن‌های کامل اوشیانیا پشت دیوار پرداخت هستند، اما قابلیت ارجاع دارند. 6 [^oai1] 7 4


الف. اسکلت روایت (با نقل‌قول‌های حداقلی)#

  • ظهور کیهان‌زایانه و نام‌گذاری. «پیش از… باگادجیمبیری، [هیچ‌چیز] مطلقاً وجود نداشت»؛ سپس اعمال نام‌گذاری موجودات را به هستی می‌آورند؛ حتی حالت بدن هنگام ادرار کردن نیز صورتی آغازین و الگویی است («آنان حرکت آغازین را تقلید کردند»). پیدینگتون/الیاده دربارهٔ این ساختار هم‌نظرند. 1 2

  • برقراری آب، خویشاوندی و ابزارها. چشمه‌ها با کاشتن تیرک‌های پیرمال گشوده می‌شوند؛ اصطلاحات خویشاوندی و تقسیمات طایفه‌ای سامان می‌یابند؛ یک چوب ضربه‌زن گم می‌شود و بازتاب آن در نشانه‌گران صلیب جنوبی دیده می‌شود. 1

  • تمایز جنسی از قارچ‌ها. دوقلوها «پانورا را… به شکل فرج» و «پوردی را به شکل آلت مردانه» می‌بُرند و بدین‌سان نخستین بدن‌های جنسیت‌یافته را پدید می‌آورند. (شرح‌های واژگانی پیدینگتون کاراجاری هستند.) 1

  • اختراع ختنه و ابزارهای مقدس. «چاقوی سنگیِ ختنه، گاوغرّان و پیرمال بزرگ» نخستین‌بار به دست دوقلوها به کار می‌روند و سپس مردان در آیین از آن‌ها استفاده می‌کنند.8 1 2

  • مرگ، رستاخیز با شیر و انتقال به آسمان. دوقلوها که نگاری‌مان به سبب تمسخر باسنش آنان را می‌کشد، هنگامی زنده می‌شوند که شیر دیلگا گور را پر می‌کند؛ «ارواح» آنان ابرهای ماژلانی می‌شوند. 1 2 4


ب. تناظرهای اسطوره ↔ آیین (سنت «جنوبی» کاراجاری)#

جدول ۱ — تناظرهای منشوربخش

رویداد اسطوره‌اینهاد اجتماعی/آیینیهمبستهٔ مادیهمبستهٔ کیهان‌نگارانهمنابع اولیهٔ کلیدی
ظهور به‌صورت دینگو؛ نام‌گذاری در سپیده‌دمنام‌گذاری به‌مثابهٔ هستی‌زایی؛ الگوهای رفتاری (برای نمونه، حالت بدن هنگام ادرار کردن)ستاره/پرندهٔ سپیده‌دم به‌عنوان فال (دورو)Piddington 1950 (صص. ۹۳–۹۵) — 1
فروبردن پیرمال برای برآوردن آبچاه‌ها/آبگیرها به‌مثابهٔ هدایای رؤیاپردازی؛ اقتدار تیرک آیینیپیرمال کنده‌کاری‌شده؛ چاه‌های محلیPiddington 1950 — همان پیوند 1
آفرینش اندام تناسلی از قارچ‌ها (پوردی/پانورا)تمایز جنسی؛ مشروعیت ختنهچاقوی سنگیPiddington 1950 — همان پیوند 1
برپایی ابزارهای مقدسآیین تشرف مردان؛ رازپوشی گاوغرّانگاوغرّان؛ پیرمالPiddington 1950؛ Eliade 1960/67 — 1 2
مرگ به دست نگاری‌مان؛ سیلاب شیر دیلگانقش‌مایهٔ مرگ/زایش دوبارهٔ آیینی؛ توانمندی مادریارواح = ابرهای ماژلانیPiddington 1950؛ Róheim از طریق مرور نجومی — 1 4
بدل‌شدن دوقلوها به مارهای آبی؛ ارواح به ابرهاتداوم زندگی/ارواح؛ مجموعهٔ مار آبیتصویرپردازی مار در هنرشناسایی ابر ماژلانی بزرگ/کوچکPiddington 1930؛ آسمان‌های شب (Noctuary) — 6 9

جدول ۲ — توالی تشرف و الگوهای اسطوره‌ای (بر اساس پیدینگتون؛ الیاده)

مرحله (اصطلاح کاراجاری)اعمال آیینیرویداد متناظر باگادجیمبیریمنابع
میلیابدن با خون انسان مالیده می‌شود؛ بینی سوراخ می‌شود؛ پرک در آن قرار می‌گیردنشانه‌گذاری بنیادین؛ پذیرفتن الگوهاPiddington 1950 (صص. ۱۰۰–۱۰۱) — 1
ختنهنوآموز همچون «مرده» سوگوار‌ی می‌شود؛ عملی پیچیده با چاقوهای سنگ چخماقی؛ نخستین دیدن/شنیدن گاوغرّاننخستین استفادهٔ دوقلوها از چاقوی سنگی و گاوغرّانEliade 1960/67 (فصل کاراجاری) — 2؛ Piddington 1950 1
میدیدی (در مراحل بعدی)آشکارسازی پیرمال مدفون از طریق آوازها/رقص‌هایی که سفرهای دوقلوها را دنبال می‌کنندمنشوربخشیِ آیین پیرمالEliade 1960/67 — همان DOI؛ Piddington 1950 (صص. ۱۰۳–۱۰۵) 2 1

ج. خاستگاه، گواهی و ردپاهای مادی#

جدول ۳ — خاستگاه و تأثیر

موضوع/ادعامنطقه/فرهنگنخستین گواهی چاپیتأثیر بیرونی؟منبع محتملدورهیادداشت‌هامنابع کلیدی
اسطورهٔ دوقلوهای باگادجیمبیری (چرخهٔ اصلی)کاراجاری (کیمبرلی غربی)۱۹۳۰–۳۳ (مقالات اوشیانیا)خیرسنت شفاهی کاراجاریثبت در اوایل سدهٔ ۲۰پژوهش میدانی پیدینگتون؛ مجموعه‌های لاوس چرخه‌های «باگادجیمبیری» را فهرست می‌کنندPiddington 1930, 1932–33 — 6 [^oai1]؛ فهرست لاوس در AIATSIS — 7
دوقلوها ← ابرهای ماژلانیکاراجاری؛ موازی‌های گسترده‌تر در کیمبرلیدههٔ ۱۹۳۰؛ ترکیب‌های متأخرترخیراسطوره‌ای‌شدنِ دانش ستارگانپیوستهخلاصهٔ گزارش‌شده از سوی رُهایم؛ الیاده به موازی‌ها اشاره می‌کندمرور کمبریج (با نقل از رُهایم) — 4؛ الیاده — 2
منشوربخشیِ آیینیِ ختنهکاراجاری۱۹۳۲–۳۳خیرسنت‌های آیین مردانپیوسته«چاقوی سنگیِ ختنه…» نخستین‌بار به دست دوقلوها به کار رفتPiddington 1932 (اوشیانیا) — [^oai1]؛ Piddington 1950 — 1
بازنمایی‌های مادی (حکاکی‌ها)کیمبرلی غربیثبت در سدهٔ ۲۰ از هنر کهن‌ترمحوطه‌های هنر صخره‌ایمتغیرAIATSIS به حکاکی‌هایی اشاره می‌کند که به باگادجیمبیری تفسیر شده‌اندAIATSIS Day A03 — 3

خوانش نزدیک پیدینگتون (با نقل‌قول‌های کوتاه از منابع اولیه)#

ترکیب‌بندی کاراجاریِ پیدینگتون اصطلاحات بومی و جزئیات دقیق را حفظ می‌کند. دربارهٔ بوگاری: این واژه نیرویی ضمانت‌بخش را می‌رساند—«آنچه بر جامعه نیرویی الزام‌آور دارد.»5 دربارهٔ ظهور: «هنگامی که باگادجیمبیری‌ها برای نخستین‌بار از زمین برخاستند، دو دینگو بودند»، و بعدها «مردانی غول‌آسا، که تا آسمان می‌رسیدند» شدند و «ارواحشان ابرهای ماژلان شد». دربارهٔ تمایز جنسی: برادران پانورا را «به شکل فرج» و پوردی را «به شکل آلت مردانه» می‌بُرند. دربارهٔ ابزارها: دوقلوها نخستین‌بار از «چاقوی سنگیِ ختنه، گاوغرّان و پیرمال بزرگ» استفاده کردند. دربارهٔ رستاخیز: «شیر از سینه‌های [دیلگا] بیرون آمد و در زیر زمین جاری شد… و دو قهرمان را به زندگی بازگرداند.» همهٔ این موارد از همان بخش روایی واحد هستند. 1

بازنمایی الیاده بر پدیدارشناسی تشرف تأکید می‌کند (سوگواری برای نوآموز همچون مرده؛ بیرون‌بردن شبانه؛ نمادپردازی فشردهٔ خون و جنگل) و آیین‌های کاراجاری را همچون فعلیت‌یابیِ دوره‌ایِ اعمال و رنج‌های قهرمانان دوقلو می‌خواند. فصل او همچنان راهنمای ثانویه‌ای دقیق برای ساختار و توالی است و صراحتاً به مقالهٔ پیدینگتون در اوشیانیا در سال ۱۹۳۲ ارجاع می‌دهد. 2

شناسایی‌های نجومی. منابع متعدد دوقلوها را با ابرهای ماژلانی پیوند می‌دهند—الگویی منطقه‌ای از انتقال شخصیت‌های اسطوره‌ای به آسمان (با نمونه‌هایی نامرتبط اما موازی در میان گروه‌های همسایه). مرور کمبریج برای کاراجاری از خلاصهٔ رُهایم نقل می‌کند: دوقلوها از دینگوها به «مردانی غول‌آسا… بدل شدند؛ بدن‌هایشان بولای (مارهای آبی) شد و ارواحشان ابرهای ماژلان [شد].» 4؛ همچنین به جدول‌های ناکتوئری منتشرشده از سوی Sydney UP بنگرید. 9

همبسته‌های مادی. فهرست‌نامه‌های AIATSIS (Day A03) حکاکی‌هایی را توصیف می‌کنند که به‌طور محتمل با پیکره‌ها و ابزارهای باگادجیمبیری (برای نمونه، بومرنگ‌ها) پیوند دارند؛ یادداشت‌های موزه‌داری نیز صراحتاً دوقلوها را ارواح آفرینندهٔ کاراجاری می‌دانند که «آیین ختنه را برقرار کردند». این‌ها ثبت‌های مدرنِ هنری بسیار کهن‌ترند؛ و جای‌گیری اسطوره در آیین و چشم‌انداز را تأیید می‌کنند. 3


د. جدول مقایسه‌ای: اپیزودها، بن‌مایه‌ها و ارجاعات متقابل#

اپیزودردهٔ بن‌مایهدلیل اهمیتبهترین شواهدپیوند
پدیدارشدن به‌صورت دینگوها ← مردانتریانتروپی؛ دوقلوهای قهرمان فرهنگیبرزخ‌بودگی را تثبیت می‌کند؛ میانجی‌گری حیوان ← انسانPiddington 1950؛ Eliade1 2
پدیدآمدن اندام‌های جنسی از قارچ‌هاآفرینش از مادهٔ گیاهیتمایز جنسی به‌مثابه کنشی فرهنگیPiddington 1950همان پیوند 1
منشور ختنهابداع اسطوره‌ایِ بریدنآیین مردان را در کیهان‌زایی ریشه‌دار می‌کندPiddington 1932؛ Eliade[^oai1] 2
مرگ ← سیلاب شیر ← احیانجات مادری؛ سیال احیاگرمرگ/باززایی آیینی؛ نیروی حیاتی مؤنثPiddington 19501
فراترفتن به ستارگان/ابرهاانتقال به آسمانتثبیت کیهان‌نگارانهٔ قانونRóheim، به‌نقل از نقد کمبریج؛ Noctuary4 9

تحلیل: اسطوره چگونه عمل می‌کند#

۱) کیهان‌زایی به‌مثابه تعلیم. اسطوره صرفاً جهان را توضیح نمی‌دهد؛ بلکه، تا جزئیاتی همچون حالت‌های بدنی و شیوه‌های پخت‌وپز، تجویز می‌کند که چگونه باید انسان بود—بر اساس سابقه («آنان حرکت آغازین را تقلید کردند»). این، صورت‌بندی کاراجریِ قانون به‌مثابه اسطوره است، نه هنجارهای انتزاعی. 2 1

۲) تمایز جنسی به‌مثابه کنشی فرهنگی. آفرینش اندام‌های جنسی از قارچ‌ها، جنسیت را امری تأسیس‌شده، نه داده‌شده، به نمایش می‌گذارد. سپس ختنه، جنسیت مردانه را از طریق آزمون اجتماعی می‌کند و بدن‌ها را با صورت‌های مقرر و منشورمند هم‌راستا می‌سازد. 1 [^oai1]

۳) مرگ آیینی و باززایی مادری. مرگ نمادین نوآموز با مرگ واقعی دوقلوها متناظر است و شیر دیلگا همچون بستری بازگردانندهٔ زندگی عمل می‌کند—وارونه‌سازیِ تصورهای مربوط به خون/قاعدگی در دیگر نقاط. عاملیت مادر درون منشور آیین مردان تعیین‌کننده است. 2 1

۴) تثبیت نجومی. انتقال به ابرهای ماژلان، قانون را کیهان‌مند می‌کند و چرخه‌های فصلی و شبانه را به ابزارهای یادسپاری برای دانش آیینی بدل می‌سازد. 4 9


هم‌راستایی با نظریهٔ ایو دربارهٔ آگاهی (EToC)#

EToC بر این باور است که نوآوری‌های فرهنگ‌اول—به‌ویژه نوآوری‌هایی که مرزهای خود/دیگری، تمایز جنسی و مرگ-باززایی آیینی را رمزگذاری می‌کنند—بذرهای فراشناخت بازگشتی و «تجربهٔ یک خود» را کاشتند. چرخهٔ باگادجیمبیری به‌روشنی با این مسیر منطبق می‌شود:

  • نام‌گذاری به‌مثابه هستی‌زایی ← لوگوس: نام‌گذاری دوقلوها موجودات را به هستی می‌آورد؛ کنشی گفتاری از جنس «کلمه جهان را می‌سازد» که EToC آن را برای گفتار درونی و اندیشهٔ بازگشتی بنیادی می‌داند (نک. EToC v3).
  • تمایز جنسی ← خودسازی اجتماعی: شکل‌دادن اندام‌های جنسی از قارچ‌ها، تمایز جنسیتی را همچون صورتی تأسیس‌شده چارچوب‌بندی می‌کند؛ سپس ختنه هویت اجتماعی را بر بدن مردانه حک می‌کند و ورود به نظم نمادین را آیینی می‌سازد («داربست ممِتیکی» خود از نظر EToC).
  • مرگ/باززایی ← مِتانویا: تشرف، نابودی و بازگشت را تمرین می‌کند؛ شیر دیلگا اصلی حیاتی است که دوقلوها را احیا و دوباره نام‌گذاری می‌کند. تأکید EToC بر مرگ آیینی به‌مثابه بازتنظیم شناختی با عمل کاراجری هم‌راستا است.
  • گاوغرّان و پیرمال ← شناخت برون‌فکنده: طنین‌افکندن «صدای» گذشتهٔ اسطوره‌ای و آشکارکردن تیرک مدفون، حافظه را به‌صورت امری واسطه‌مند با ابزار مجسم می‌کنند—نکتهٔ EToC دربارهٔ جای‌گیری حلقه‌های آگاهی در فرهنگ مادی.
  • انتقال به آسمان ← نمایه‌گذاری زمانی: تثبیت دوقلوها به‌صورت ابرهای ماژلان، قانون اسطوره‌ای را در آسمان شب رمزگذاری می‌کند—ضرب‌آهنگ‌سنجی بیرونی و دوره‌ای برای یادآوری و آموزش («مبنای زمانی فرهنگی» EToC).

در مجموع: روایت کاراجری نمونه‌ای درسی از خاستگاه‌های آیینیِ «لنگرشده در دیدارکنندگان اسطوره‌ای» است؛ اما منطق ژرف‌تر آن تأسیسی است: فرهنگ به بدن‌ها می‌آموزد که ذهن را به یاد آورند. (برای چارچوب نظری کامل، بنگرید به EToC v3.)


پرسش‌های متداول#

پ۱. آیا «Karajarri» و «Karadjeri» به یک قوم اشاره دارند؟
پ. بله. «Karadjeri» املای قدیمی‌تر مردم‌نگارانه‌ای است که Piddington به کار برده است؛ «Karajarri» امروزه رایج‌تر است (AIATSIS A64). 10

پ۲. آیا سیلاب شیر دیلگا یگانه است؟
پ. رستاخیز به‌وسیلهٔ شیر مادر بن‌مایه‌ای متمایز در فرهنگ کاراجری است؛ هرچند مضامین مار آبی و انتقال به آسمان گسترده‌اند، سیلاب شیر به‌طور مشخص با باگادجیمبیری پیوند دارد. 1 6

پ۳. ختنه در کجا صراحتاً با اسطوره پیوند داده شده است؟
پ. در فصل کاراجریِ اثر Piddington: دوقلوها نخست از «چاقوی سنگیِ ختنه» استفاده کردند و مجموعهٔ آیین تشرف را بنیان گذاشتند؛ همچنین به مقالهٔ او در Oceania دربارهٔ تشرف بنگرید. 1 [^oai1]

پ۴. آیا نگاره‌های صخره‌ای از دوقلوها وجود دارد؟
پ. در سوابق AIATSIS، چندین کنده‌نگاره به‌عنوان صحنه‌هایی از باگادجیمبیری تفسیر شده‌اند (ازجمله بومرنگ‌ها و مانند آن) و شواهد مادیِ همبسته با روایت را فراهم می‌کنند. 3


پانویس‌ها#


منابع#

منابع باید تا حد امکان پرشمار و متکی بر منابع اولیه/آرشیوی باشند.

۱. Piddington، Ralph. “The Water-Serpent in Karadjeri Mythology.” Oceania ۱(۳) (۱۹۳۰): ۳۵۲–۳۵۴. 6
۲. Piddington، Ralph. “Karadjeri Initiation.” Oceania ۳(۱) (۱۹۳۲–۳۳): ۴۶–۸۷. [^oai1]
۳. Piddington، Ralph. An Introduction to Social Anthropology، جلد I. لندن: Oliver & Boyd، ۱۹۵۰. متن آزادِ فصل کاراجری: 1
۴. Eliade، Mircea. “Mystery and Spiritual Regeneration in Extra-European Religions.” در Papers from the Eranos Yearbooks: Man and Transformation (ترجمهٔ ۱۹۶۰؛ چاپ مجدد)، فصل ۲. صفحهٔ فرود DOI و پیش‌نمایش: 2
۵. Laves، Gerhardt. Papers of Gerhardt Laves (AIATSIS MS 2189)، مجموعهٔ ۳ (استرالیای غربی): “Bagadjimbiri… cycles.” راهنمای بازیابی: 7
۶. AIATSIS. “Day A03 DF” (یادداشت‌های مربوط به کنده‌نگاره‌های صخره‌ای همراه با توضیحات باگادجیمبیری). 3
۷. Hamacher، Duane و دیگران. “Review of Aboriginal Astronomy and Navigation: A Western Australian Focus.” Publications of the Astronomical Society of Australia ۳۸ (۲۰۲۱): e036. 4
۸. Johnson، David. Night Skies of Aboriginal Australia: A Noctuary. انتشارات دانشگاه سیدنی، ۲۰۱۱. فایل PDF با دسترسی آزاد: 9
۹. AIATSIS AustLang. “Karajarri (A64).” 10
۱۰. Cutler، Andrew. “Eve Theory of Consciousness (v3).” Vectors of Mind (۲۰۲۵). EToC v3.


  1. Archive ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎

  2. Api ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎

  3. Aiatsis ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎

  4. Cambridge ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎

  5. Piddington، bugari را هم به‌عنوان زمان آغازین و هم به‌عنوان ضمانت الزام‌آور نهادها تعریف می‌کند—“that which has a binding force upon the society.” An Introduction to Social Anthropology (1950)، فصل کاراجری. https://archive.org/stream/in.ernet.dli.2015.503061/2015.503061.An-Introduction_djvu.txt 1 ↩︎ ↩︎

  6. Onlinelibrary ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎

  7. Aiatsis ↩︎ ↩︎ ↩︎

  8. Piddington ابزارها را فهرست می‌کند و مستقیماً به دوقلوها پیوند می‌دهد؛ Eliade نیز در فصل کاراجریِ خود دربارهٔ تشرف این موضوع را تکرار می‌کند. https://archive.org/stream/in.ernet.dli.2015.503061/2015.503061.An-Introduction_djvu.txt; https://doi.org/10.1515/9781400885794-003 1 2 ↩︎

  9. Open ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎ ↩︎

  10. Aiatsis ↩︎ ↩︎