از دیرباز: آنچه باستانیان دربارهٔ خاستگاههای ژرف اسرار یونانی گفتهاند

خلاصه
- نویسندگان باستان معمولاً اسرار یونانی را میراثهایی میدانستند، نه اختراعاتی تازه: انتقالهای نیاکانی، بنیادگذاریهای ایزدی و آیینهایی که از مردمان و سرزمینهای کهنتر به ارث رسیده بودند (اوریپید، باخای ۲۰۰–۲۰۳، سرود هومری به دِمِتر ۴۷۳–۴۸۲).
- دیودوروس میگوید کرتیها مدعی بودند که قربانیها و آیینهای تشرف اسرارآمیزِ اِلِئوسیس، ساموتراس و تراکیهٔ اورفئوس از کرت به ارث رسیدهاند (دیودوروس ۵.۷۷).
- هرودوت برخی عناصر آیین دیونیسوسی را از طریق کادموس و فینیقیه پی میگیرد؛ او و دیودوروس، بهطور کلیتر، آیینهای اورفیکی، باخوسی و دِمِتری را با مصر مرتبط میدانستند (هرودوت ۲.۴۹، ۲.۸۱، ۲.۱۷۱؛ دیودوروس ۱.۲۳، ۱.۹۶).
- دیودوروس گزارش میکند که کاهنان مصری، اوزیریس و ایسیس را بیش از ۱۰٬۰۰۰ سال پیش از اسکندر قرار میدادند و سپس میگوید اورفئوس در مصر اسرار دیونیسوسی را آموخت و آنها را برای یونان اقتباس کرد (دیودوروس ۱.۲۳.۱–۲).
- پژوهش مدرن نیز از چنین قدمتی پشتیبانی میکند: اِلِئوسیسِ عصر مفرغ، دیونیسوسِ میسِنی و رشتهای طولانی از پژوهشها که بقایای دینی یونان را در جهان مینوسی–میسِنی جای میدهند (کوزموپولوس ۲۰۱۵؛ نیلسون ۱۹۵۰؛ کرِنیی ۱۹۹۶).
«ما خدایان را با استدلال کنار نمیزنیم. انتقالهای نیاکانیای که در اختیار داریم، به قدمت خودِ زمان، با هیچ استدلالی سرنگون نخواهند شد.»
اوریپید، باخای ۲۰۰–۲۰۳، ترجمه از یونانی
اسرار بهمثابه انتقالهای نیاکانی #
نویسندگان باستان همگی یک داستان واحد دربارهٔ خاستگاه نقل نمیکردند. برخی به زمان ایزدی، برخی به زمان قهرمانی، برخی به کرت، برخی به تراکیه، برخی به فینیقیه و برخی به مصر نظر داشتند. اما در پسِ این تفاوتها، الگو ثابت است: اسرار بهصورت نوآوری عرضه نمیشوند. آنها میراثهایی معرفی میشوند.
دقیقترین صورتبندی را میتوان در باخای اوریپید یافت. تیرسیاس از دیونیسوس با این استدلال دفاع نمیکند که آیین او مُد روز، اقناعکننده یا از نظر فکری مدرن است. او با توسل به قدمت از آن دفاع میکند:
«ما خدایان را با استدلال کنار نمیزنیم. انتقالهای نیاکانیای که در اختیار داریم، به قدمت خودِ زمان، با هیچ استدلالی سرنگون نخواهند شد؛ حتی اگر خرد در دورترین مرز اندیشه کشف شود.» (اوریپید، باخای ۲۰۰–۲۰۳، ترجمهٔ من)
این عبارت πατρίους παραδοχάς (patrious paradochas) است: انتقالهای نیاکانی یا سنتهای بهارثرسیده. اوریپید سپس آنها را ὁμήλικας χρόνῳ (homēlikas chronōi) میخواند؛ همسنوسالِ زمان. این سخن گاهشماری مدرن نیست. این گزارهای دربارهٔ اقتدار است. به ما میگوید که قرار بوده است یک سنت اسراری چه نوع وزنی داشته باشد.
جیمز دیگل و برخی ویراستاران مدرن دیگر، بندهای ۱۹۹–۲۰۳ باخای را بهعنوان افزودهای احتمالی داخل کروشه قرار میدهند. بااینحال، این سطرها به سنت نسخههای خطی باستان تعلق دارند و زبان آنها با همین الگو در سرود، کتیبه، هرودوت و دیودوروس مطابقت دارد (بحث متنی).
نویسندگان باستان معمولاً اقتدار اسرار را بر انتقال از گذشتهای مقدس مبتنی میکردند، نه بر اختراعی جدید.
اِلِئوسیس در زمان ایزدی آغاز میشود #
متن بنیادین اِلِئوسیس، یعنی سرود هومری به دِمِتر، آیینها را به زمان خودِ ایزدبانو بازمیگرداند. پس از دیدار دوبارهٔ دِمِتر با پرسِفونه، او آیینها را بر نخستین فرمانروایان اِلِئوسیس آشکار میکند:
«سپس نزد شاهانی رفت که پاسدار عدالتاند: نزد تریپتولِموس و دیوکِلِس، نزد اومولپوس نیرومند و کِلئوس، رهبر مردم. او شیوهٔ اجرای آیینها را به آنان نشان داد و همهٔ مراسم مقدس را بر ایشان آشکار کرد؛ اموری مقدس که به هیچروی نمیتوان از آنها تخطی کرد، دربارهشان پرسوجو کرد یا آنها را آشکار ساخت؛ زیرا حرمت بزرگی که نسبت به خدایان وجود دارد، صدا را بازمیدارد. در میان آدمیان زمینی، خجسته است آنکه این امور را دیده باشد؛ اما فرد تشرفنیافتهای که در آنها سهمی ندارد، پس از مرگ نیز هرگز در تاریکی تیره نصیبی برابر نخواهد داشت.» (سرود هومری به دِمِتر ۴۷۳–۴۸۲، ترجمهٔ من)
در اینجا اِلِئوسیس اختراعی متأخر از آتن نیست. این آیین امانتی ایزدی است که به خاندانهای نخستین اِلِئوسیس سپرده شده است.
همین خودفهمی در اسناد تاریخی نیز باقی میماند. فرمانی از سدهٔ پنجم پیش از میلاد دربارهٔ نخستین ثمرات اِلِئوسیس، رعایت آیین را kata ta patria، «مطابق رسم نیاکانی»، مقرر میکند و به هیروفانت و دادوخوس مأموریت میدهد یونانیان را ترغیب کنند که آیین نیاکانی را ادامه دهند (I Eleusis 28a). حتی درون سازوکار پولیس کلاسیک، اِلِئوسیس همچنان خود را چیزی دریافتشده عرضه میکند.
باستانشناسی خودِ پرستشگاه را به عصر مفرغ بازمیگرداند. مایکل کوزموپولوس استدلال میکند که سکونتگاه پیشاتاریخی و مجموعهٔ آیینی اِلِئوسیس، پیشدرآمد پرستشگاه متأخر را تشکیل میداد (کوزموپولوس ۲۰۱۵؛ نقد در American Journal of Archaeology 120.4). خاطرهٔ باستانیِ اِلِئوسیسی کهنتر از حافظه، در چشماندازی مقدس و حقیقتاً باستانی ریشه داشت.
کرت بهمثابه نخستین خانهٔ اسرار #
دیودوروس میگوید کرتیها نه فقط مدعی دین کهن بهطور کلی، بلکه مدعی انتقال دین اسراری بهطور خاص بودند:
«آنان همچنین ادعا میکنند که حرمتهایی که برای خدایان بهجا آورده میشود، قربانیها و آیینهای تشرفی که در ارتباط با اسرار برگزار میشوند، از کرت به دیگر آدمیان انتقال یافتهاند. … آیین تشرفیای که آتنیان در اِلِئوسیس برگزار میکنند ــ که میتوان گفت مشهورترینِ همهٔ آنهاست ــ و آیین ساموتراس، و نیز آیینی که در تراکیه میان سیکونها اجرا میشود، از آنجا که اورفئوس از میان آنان برخاست و آنها را وارد کرد، همگی بهصورت یک راز انتقال یافتهاند؛ حال آنکه در کنوسوسِ کرت، از روزگاران کهن رسم بر این بوده است که این آیینهای تشرفی آشکارا به همگان انتقال داده شوند.» (دیودوروس ۵.۷۷.۳–۴)
پژوهش مدرن اغلب ادعای کرتیها را در سطح زیرلایهٔ دینی معقول یافته است. جورج میلوناوس در تاریخچهٔ این بحث گزارش میکند که آکسل پِرسون و شارل پیکار بهطور مشخص از خاستگاه کرتی یا مینوسیِ اسرار اِلِئوسیس دفاع کردهاند (میلوناوس ۱۹۶۱، صص. ۱۵–۱۸). کتاب دین مینوسی–میسِنی و بقای آن در دین یونانی اثر مارتین پ. نیلسون، تداوم را به مسئلهٔ ساماندهندهٔ این حوزه تبدیل کرد و استدلال نمود که بخشهای مهمی از آیینهای متأخر یونانی، بقایای مینوسی–میسِنی را حفظ کردهاند (نیلسون ۱۹۵۰).
کتاب دیونیسوس اثر کارل کرِنیی، «دین دیونیسوس از آغاز آن در فرهنگ مینوسی» را عرضه میکند؛ این سخن ملاحظهای پراکنده نیست، بلکه ساختار خودِ کتاب است (کرِنیی ۱۹۹۶). کرِنیی در اِلِئوسیس نیز رازِ مادر–دختر را در برابر پسزمینهای عمیق و پیشاکلاسیک بررسی میکند، نه بهعنوان ساختی صرفاً مدنی و متأخر (کرِنیی ۱۹۹۱).
میرچا الیاده برای پروندهٔ کلیتر سودمندتر از نظریهٔ مهاجرتی مستقیم از کنوسوس است. او با پیروی از نیلسون، پرستشگاههای متأخر یونانی و دین اسراری را درون تاریخی طولانی از بقای دینی مینوسی–میسِنی قرار داد. عنوان نخستین جلد او این استدلال گاهشناختی را آشکار میکند: از عصر حجر تا اسرار اِلِئوسیس (الیاده ۱۹۷۸).
بنابراین نظریهٔ خاستگاه کرتی تبارنامهای علمی و قابلتوجه دارد، درحالیکه شواهد باستانشناختی و متنی، وجود زیرلایهای عمیق از عصر مفرغ اژه را اثبات میکنند. دیودوروس ادعای تقدم کرتیِ باستان را حفظ کرده است؛ اِلِئوسیسِ میسِنی و لوح خطی ب کرتی که غالباً چنین خوانده میشود که نام دیونیسوس را در خود دارد، جهان دینیِ پشتِ اسرار متأخر را در اعماق عصر مفرغ اژه جای میدهند.
مسیرهای انتقال فینیقی و مصری #
هرودوت یک روایت از این داستان را از طریق مِلَمپوس و کادموس ارائه میکند. او در کتاب دوم میگوید مِلَمپوس نام دیونیسوس، قربانیهای او و راهپیمایی فالوسی را برای یونانیان توضیح داد و این دانش را به انتقالی کهنتر از شرق پیوند میدهد (هرودوت ۲.۴۹). او در همان کتاب دربارهٔ مصر، یکی از صریحترین سطرهای سراسر این مجموعه را میافزاید:
«این اعمال با آنچه اورفیکی و باخوسی خوانده میشوند مطابقت دارند، هرچند در واقع مصری و فیثاغوریاند.» (هرودوت ۲.۸۱)
و در ۲.۱۷۱ میگوید دختران دانائوس آیین دِمِتر را که تِسموفوریا نامیده میشود، از مصر بیرون آوردند و آن را به زنان پلازگی آموختند (هرودوت ۲.۱۷۱). این آیین، بهمعنای دقیق کلمه، تشرف اِلِئوسیسی نیست، اما به همان خانوادهٔ دین دِمِتر تعلق دارد و همان شیوهٔ اندیشیدن را نشان میدهد: آیینهای مهم یونانی اغلب چنین تبیین میشدند که از تمدنی مقدس و کهنتر دریافت شدهاند.
دیودوروس پیوند مصری را حتی نیرومندتر میکند. نخست گاهشماری مشهور را ارائه میدهد:
«میگویند شمار سالهای میان اوزیریس و ایسیس تا فرمانروایی اسکندر، که شهری را در مصر بنیاد نهاد که نام او را بر خود دارد، بیش از ده هزار سال است؛ اما به گفتهٔ نویسندگان دیگر، اندکی کمتر از بیستوسه هزار سال است.»
سپس، بیآنکه موضوع را تغییر دهد، میگوید:
«زیرا میگویند اورفئوس، پس از دیدار از مصر و شرکت در تشرف و اسرار دیونیسوس، آنها را پذیرفت و از سر لطف به نوادگان کادموس … زادگاه خدا را به تب منتقل کرد.» (دیودوروس 1.23.2)
او بعدها، در همان کتاب، این دیدگاه را صریحتر بیان میکند:
«برای مثال، اورفئوس بیشتر آیینهای رازآمیز خود، مناسک شورمندانهای را که همراه سرگردانیهایش بود، و روایت افسانهای خود از تجربههایش در هادس، از مصر آورد. زیرا آیین اوزیریس همان آیین دیونیسوس است و آیین ایسیس نیز بسیار به آیین دمتر شباهت دارد؛ تنها نامها با یکدیگر جابهجا شدهاند.» (دیودوروس 1.96.4-5)
این گفته بهسختی میتوانست روشنتر از این باشد: اسرار اورفئوسی ـ دیونیسوسی و دمتر ـ ایسیس میراثی از جهانی آیینی و بسیار کهنتر بودند.
تاریخ مقدس دههزارسالهٔ مصر #
دیودوروس در حال گزارش گاهشماری مقدسی است که از اسکندر به سوی گذشته سنجیده میشود. او در همان زمینه، بازهای حتی بزرگتر را نیز ثبت میکند: تقریباً ۲۳٬۰۰۰ سال از هلیوس تا گذر اسکندر به آسیا (دیودوروس 1.26.1). در چارچوب این تاریخ، کاهنان مصری اوزیریس و ایسیس را در گذشتهای با قدمتی عظیم جای میدادند و دیودوروس اسرار یونانی اورفئوس را در مرتبهای پس از آن قرار میداد. این مناسک از ورای حافظهٔ معمول انسانی میآمدند—از زمانهای ازلی، به کاملترین معنای باستانی آن.
باستانشناسی به عصر مفرغ—و فراتر از آن—بازمیگردد #
| شواهد | ژرفای تاریخی |
|---|---|
| الئوسیسِ عصر مفرغ | پرستشگاه متأخر بر بستری بسیار کهنتر از منظر مقدس و سکونتگاهی برپا میشود (Cosmopoulos 2015) |
| دیونیسوس در خطی ب | di-wo-nu-so-jo در پیلوس و گونهای کرتایی که به صورت di-wo-nu-so خوانده شده است، حضور دیونیسوس را در یونان میسِنی گواهی میکنند (Palaima 1998) |
| پژوهشهای تداوم کرتایی | پژوهشگران برجسته ریشههای الئوسی و دیونیسوس را در دین مینوسی ـ میسِنی میجویند (Nilsson 1950; Kerényi 1996) |
| رومبوس پاپیروس گوروب | یک گاوغرّان در میان اشیای مقدسِ متن آیینی باخوسی ـ اورفئوسیِ متعلق به سدهٔ سوم پیش از میلاد ظاهر میشود (Hordern 2000) |
| اشیای سوراخدار نوسنگیِ آغازین | یک ردهٔ منطقهای، شکل و نیروی صوتی گاوغرّانها را به نوسنگیِ آغازین منتقل میکند (Dietrich and Notroff 2016) |
اسرار کلاسیک، تبلورِ اشیای مقدس، مکانهای پرستش، پیکرههای ایزدی و فناوریهای آیینیِ بسیار کهنتر بودند. صورتهای کلاسیک آنها به تاریخ تعلق دارند؛ ریشههایشان از خلال عصر مفرغ و تا جهانهای آیینیِ کهنتری که پیش از آن وجود داشتند، فرود میآیند.
فناوریهای آیینی از متون دیرپاترند #
گاوغرّان این بقا را شنیدنی میکند.
گاوغرّان تختهای باریک یا لوزیشکلی است که به ریسمانی بسته میشود و در هوا چرخانده میشود و غرّشی ضربانی پدید میآورد. نام یونانی آن رومبوس بود. جایگاه آن در مجموعهٔ اورفئوسی ـ دیونیسوسی صرفاً مقایسهای نیست که انسانشناسان مدرن ابداع کرده باشند: متنی آیینی که برجای مانده، واقعاً آن را فهرست میکند.
پاپیروس گوروب، که احتمالاً در حدود میانهٔ سدهٔ سوم پیش از میلاد در مصر رونویسی شده است، بخشی از متن آیینیِ باخوسی ـ اورفئوسی را حفظ کرده است. نزدیک پایینِ نخستین ستون آن، فهرستی از اشیای مقدس میآید:
«… مخروط، رومبوس، قاپها، آینه.»
—P. Gurob 1, col. i.29–30
ویراست جدید جیمز هُردِرن، رومبوس را در اینجا گاوغرّان میداند و دیگر گواهیهای آن را در مناسک باخوسی گرد میآورد. کلمنت اسکندرانی بعدها آن را در فهرستی بسیار مرتبط از اسباببازیهای دیونیسوس نیز میآورد—اشیایی که برای منحرف کردن حواس کودک ایزدی پیش از تکهتکه شدن او به کار میرفتند. مدخل گوروب در اطلس گاوغرّان زنجیرهٔ منابع آن را ترسیم میکند. این، لنگرگاه کلاسیکِ مطمئن است: ساز صوتیِ چرخاندهشوندهای در میان اشیای مادیِ تشرف اورفئوسی ـ دیونیسوسی ظاهر میشود.
برانگیزانندهترین نمونهٔ باستانشناختی بسیار پیشتر، در آناتولیِ نوسنگیِ پیشاسفال، قرار دارد. مدخل گوبکلیتپه در اطلس گاوغرّان پژوهش الیور دیتریش و ینس نوتروف دربارهٔ سیزده شیء استخوانیِ سوراخدار و کشیدهشکل از گوبکلیتپه، کورتیکپه، حسنکیف هویوک و ناحل حِمار را خلاصه میکند. انتهای باریک این اشیا برای عبور ریسمان سوراخ شدهاند، بسیاری از نمونهها تزئینات مفصلی دارند و قطعات مرتبط در کورتیکپه به صورت اشیای تدفینی یافت شدهاند. یک بازسازی آزمایشیِ تماماندازه «کارکرد خود را بسیار خوب انجام میدهد و صدایی با ارتعاش عمیق تولید میکند.»
گوبکلیتپه در نزدیکی پیدایش نخستین جوامع کشاورزی در میانرودان علیا قرار دارد؛ در آستانهٔ گذار میان جهانهای آیینیِ شکارگر ـ گردآورنده و نخستین جوامع کشاورزی (یونسکو). وجود ساز صوتیِ چرخاندهشوندهای در آن آستانه، سازوکار عینیِ انتقال را آشکار میکند: ابزارهای مقدس صداهای مقدس را حفظ میکنند و صداهای مقدس، اجراها را در خلال دگرگونیهایی حفظ میکنند که نامها، زبانها و کیشها را از میان میبرند.
برای استدلال تفسیری گستردهتر—اینکه پیوندهای تکرارشوندهٔ گاوغرّان با تشرف محدود، صدای ایزدی یا نیاکانی، و مرگ و رستاخیز نمادین، مجموعهای آیینی و بسیار کهن را حفظ میکنند—به اثر اندرو کاتلر، گاوغرّان: تاریخچهٔ مقدسترین شیء آیینی انسان، مراجعه کنید. مقالهٔ باستانشناختی اشیای نوسنگی را فراهم میکند؛ پاپیروس یونانی زمینهٔ اسرار را عرضه میکند؛ و اطلس و این جستار تاریخ بسیار طولانیتر انتقال را که این دو را به هم پیوند میدهد، دنبال میکنند.
میراثی از گذشتهٔ ژرف #
خود آن مردم میگفتند که اسرار بسیار کهناند. آنان این را در تراژدی، سرود، قومنگاری و تاریخ جهان میگفتند. میگفتند مناسک، انتقالهایی نیاکانیاند. میگفتند الئوسیس را الهه برای نخستین شاهان بنیان نهاده است. میگفتند اورفئوس اسرار را از مصر آورده است. میگفتند مناسک الئوسیس، ساموتراس و تراکیهٔ اورفئوس از کرت به ارث رسیدهاند. میگفتند آیینهای باخوسی و اورفئوسی در واقع مصریاند. میگفتند اوزیریس و ایسیس به عصری بیش از دههزار سال پیش از اسکندر تعلق دارند.
دین اسرارآمیز یونانی در دوران باستان بهمثابهٔ میراثی از گذشتهٔ ژرف فهمیده میشد، و باستانشناسی مدرن بنیانی مادی برای این خاطره فراهم میکند. در زیر پرستشگاههای کلاسیک، مکانهای پرستش عصر مفرغ قرار دارند؛ پشت نامهای یونانی، تبارنامههای کرتایی و مصری ایستادهاند؛ و درون مناسک، سازهایی باقی ماندهاند که تاریخشان به سوی نخستین مراکز آیینی نوسنگی امتداد مییابد.
اگر بپرسید که مردمان باستان اسرار را چه میدانستند، پاسخ مبهم نیست. آنان میپنداشتند که مناسک از پیش از آنان به پایین رسیدهاند: از خدایان و نخستین شاهان، از کرت و مصر، و با برخی اعمال دیونیسوسی که قهرمانی فرهنگی از فنیقیه آنها را منتقل کرده بود—از گذشتهای چنان ژرف که حافظهٔ معمول در آن از کار میافتاد و تبار مقدس جای آن را میگرفت.
برای مطالعهٔ مرتبط، به مرگ و رستاخیز دیونیسوس، کیهانزایی اورفئوسی، و حکیمانی که در مصر در جستوجوی حکمت بودند مراجعه کنید.
منابع #
Euripides. Bacchae. متن یونانی در نمایشگر اسکایف.
Anonymous. Homeric Hymn to Demeter. متن یونانی در نمایشگر اسکایف.
Herodotus. Histories, Book 2. ترجمهٔ آزاد در مالکیت عمومی در لاکوسکورتیوس. همچنین بنگرید به 2.171 و 2.81.
Diodorus Siculus. Library of History, Book 1. ترجمهٔ آزاد در مالکیت عمومی، به قلم C. H. Oldfather، در لاکوسکورتیوس.
Diodorus Siculus. Library of History, Book 1, chapters 96-97. ترجمهٔ آزاد در مالکیت عمومی، به قلم C. H. Oldfather، در لاکوسکورتیوس.
Diodorus Siculus. Library of History, Book 5. ترجمهٔ آزاد در مالکیت عمومی، به قلم C. H. Oldfather، در لاکوسکورتیوس.
Lambert, Stephen, and Robin Osborne, trans. I Eleusis 28a: On the first-fruits at Eleusis. Attic Inscriptions Online.
Cosmopoulos, Michael B. Bronze Age Eleusis and the Origins of the Eleusinian Mysteries. Cambridge University Press, 2015.
Nilsson, Martin P. The Minoan-Mycenaean Religion and Its Survival in Greek Religion. 2nd ed. Lund, 1950.
Kerényi, Karl. Eleusis: Archetypal Image of Mother and Daughter. Princeton University Press, 1991.
Kerényi, Karl. Dionysos: Archetypal Image of Indestructible Life. Princeton University Press, 1996.
Eliade, Mircea. History of Religious Ideas, Volume 1: From the Stone Age to the Eleusinian Mysteries. University of Chicago Press, 1978.
Mylonas, George E. Eleusis and the Eleusinian Mysteries, introduction. Princeton University Press, 1961.
Palaima, Thomas G. “Linear B and the Origins of Greek Religion.” In La Crète mycénienne, 1998, 205–224.
Hordern, James H. “Notes on the Orphic Papyrus from Gurôb.” Zeitschrift für Papyrologie und Epigraphik 129 (2000): 131–140.
Dietrich, Oliver, and Jens Notroff. “A Decorated Bone ‘Spatula’ from Göbekli Tepe: On the Pitfalls of Iconographic Interpretations of Early Neolithic Art.” Neo-Lithics 1/16 (2016): 22–29.
UNESCO World Heritage Centre. “Göbekli Tepe.”
The Bullroarer Atlas. “Gurob papyrus Orphic Dionysian rhombos lead.”
The Bullroarer Atlas. “Göbekli Tepe decorated bone spatulae.”
Cutler, Andrew. “The Bullroarer: a history of man’s most sacred ritual object.” Vectors of Mind, July 24, 2024.