خلاصه

  • اسطوره‌های سیل با بازماندگان قهرمان در فرهنگ‌های سراسر جهان دیده می‌شوند؛ از اوتناپیشتیمِ میان‌رودان گرفته تا نوئو در هاوایی و واینابوجو در میان اوجیبوا.
  • این داستان‌ها معمولاً شامل هشدار الهی، ساخت کشتی، نجات حیوانات و بازجمعیت‌پذیری جهان به‌دست بازماندگان صالح‌اند.
  • گونه‌های منطقه‌ای شامل طغیان دریاچه‌ها در میان سلت‌ها، زمستان‌های اهریمنی در ایران، قایق‌های کدویی در جنوب‌شرقی آسیا و قهرمانان نهنگ‌سوار در پلی‌نزی است.
  • پراکندگی جهانی این روایت‌ها یا خاستگاه‌های مشترک، یا انتشار فرهنگی، یا کهن‌الگوهای روان‌شناختی جهان‌شمول درباره نابودی و نوزایی را نشان می‌دهد.
  • در بسیاری از سنت‌ها، جفت‌های خواهر و برادر، حیوانات الهیِ یاور و پیمان‌های رنگین‌کمانی دیده می‌شوند که پایان سیل را مشخص می‌کنند.

پرسش‌های متداول#

پرسش ۱. آیا اسطوره‌های سیل در هر فرهنگی یافت می‌شوند؟
پاسخ. نه، به معنای دقیق کلمه در هر فرهنگی، اما این اسطوره‌ها در قاره‌ها و میان جمعیت‌های منزوی به‌طرز چشمگیری گسترده‌اند؛ امری که یا قدمت عمیق آن‌ها را نشان می‌دهد یا بیانگر دغدغه‌های جهان‌شمول انسان درباره نوزایی فاجعه‌بار است.

پرسش ۲. عناصر مشترک در اسطوره‌های سیل کدام‌اند؟
پاسخ. الگوهای معمول شامل ناخشنودی الهی از بشریت، هشدار قبلی به فردی صالح، ساخت کشتی/قایق، نجات حیوانات، فرود آمدن بر کوه و بازجمعیت‌پذیری جهان به‌دست بازماندگان است.

پرسش ۳. آیا این اسطوره‌ها خاطره رویدادهای واقعی زمین‌شناختی را حفظ کرده‌اند؟
پاسخ. برخی پژوهشگران آن‌ها را به رویدادهای سیلابی پس از عصر یخبندان، در حدود ۱۰٬۰۰۰ تا ۸٬۰۰۰ سال پیش، مرتبط می‌دانند؛ زمانی که ذوب یخچال‌ها موجب افزایش چشمگیر سطح دریا و زیر آب رفتن مناطق ساحلی شد.

پرسش ۴. چرا قهرمانان سیل اغلب به‌صورت جفت ظاهر می‌شوند؟
پاسخ. جفت‌های خواهر و برادر یا زن و شوهر، کمینه جمعیت لازم برای بازجمعیت‌پذیری جهان را فراهم می‌کنند و هم‌زمان به دغدغه‌های فرهنگی درباره زنا با محارم و تنوع ژنتیکی در داستان‌های آفرینش می‌پردازند.


قهرمانان سیل بزرگ در اسطوره‌شناسی جهان#

فرهنگنام قهرمان(ان)روایت سیل (خلاصه)
میان‌رودان (سومری/بابلی)زیوسودرا / آترهاسیس / اوتناپیشتیم (که در منابع هلنیستی زیسوثروس نیز نامیده شده است)خدایان تصمیم می‌گیرند بشریت را با سیل نابود کنند. ایزدی خیرخواه (اِنکی/اِئا) پنهانی به قهرمان نیک‌کردار هشدار می‌دهد که کشتی بزرگی بسازد. قهرمان (که در سومری زیوسودرا و در اکدی آترهاسیس یا اوتناپیشتیم نام دارد) کشتی نجاتی می‌سازد و خانواده و حیوانات را در آن جای می‌دهد. او از سیلی که باقی بشریت را از میان می‌برد جان سالم به‌در می‌برد و سرانجام از سوی خدایان برکت می‌یابد (در حماسه گیلگمش، به اوتناپیشتیم و همسرش جاودانگی اعطا می‌شود).
عبری (کتاب مقدس)نوح (که در قرآن نوح نامیده می‌شود)خدای اسرائیل، با مشاهده شرارت انسان، تصمیم می‌گیرد زمین را غرق کند. خدا به نوح فرمان می‌دهد کشتی نجاتی بسازد و خانواده‌اش و جفت‌هایی از هر حیوان را با خود ببرد. نوح فرمان را اطاعت می‌کند و ۴۰ شبانه‌روز باران را تاب می‌آورد. همه موجودات زنده خارج از کشتی هلاک می‌شوند. هنگامی که آب‌ها فروکش می‌کنند، کشتی بر کوهی آرام می‌گیرد و خانواده نوح جهان را دوباره مسکون می‌کنند. خدا پیمانی برقرار می‌کند و رنگین‌کمان را نشانه آن قرار می‌دهد و سوگند می‌خورد که دیگر هرگز زمین را با سیل نابود نکند.
ماسایی (شرق آفریقا)تومباینوتدر افسانه ماسایی (که احتمالاً تحت تأثیر آموزه‌های مبلغان مسیحی قرار گرفته است)، نغای (خدا) تصمیم می‌گیرد به‌سبب گناهان بشر، انسان‌ها را نابود کند و تنها مردی صالح به نام تومباینوت را نجات دهد. خدا به تومباینوت دستور می‌دهد کشتی چوبی بسازد و همراه با دو همسرش، شش پسر و همسرانشان، و چند نمونه از هر نوع حیوان وارد آن شود. بارانی عظیم می‌بارد و جهان را غرق می‌کند. تومباینوت کبوتری را برای جست‌وجوی خشکی می‌فرستد؛ کبوتر خسته بازمی‌گردد (زیرا جایی برای فرود نیافته است). سپس کرکسی را می‌فرستد که تیر کوچکی به دمش بسته شده است—وقتی کرکس بازنمی‌گردد، تومباینوت درمی‌یابد که آب‌ها فروکش کرده‌اند (پرنده لاشه‌ای یافته است). کشتی سرانجام بر زمین خشک آرام می‌گیرد و تومباینوت چهار رنگین‌کمان می‌بیند، یکی در هر سوی آسمان، که نشان می‌دهند خشم خداوند پایان یافته است.
یونانی (هلنی)دوکالیون و پیرازئوس، که از بی‌حرمتی انسان‌های عصر برنز خشمگین شده است، سیلی فاجعه‌بار می‌فرستد. پرومته به پسر انسانی خود، دوکالیون، هشدار می‌دهد که صندوقی چوبی و بزرگ بسازد. دوکالیون و همسرش پیرا نه روز سیلاب را درون این کشتی نجات پشت سر می‌گذارند. هنگامی که آب‌ها فروکش می‌کنند، کشتی آن‌ها بر کوه پارناسوس فرود می‌آید. این زوج سپس با پرتاب کردن «استخوان‌های» مادر زمین به پشت سر خود—یعنی سنگ‌هایی که به‌طرزی معجزه‌آسا به مردان و زنان جدید تبدیل می‌شوند—جهان را دوباره مسکون می‌کنند.
هندو (هند)مانو (که وایواسواتا مانو یا ساتیاوراتا نیز نامیده می‌شود)خدای نگهدارنده، ویشنو، در قالب ماهی عظیمی (اوتاره ماتسیا) به مانو (نیای بشر) هشدار می‌دهد که سیلی بزرگ در راه است. مانو قایقی عظیم می‌سازد و همراه با خانواده‌اش و هفت ریشی (فرزانه)، و نیز بذر همه موجودات زنده، سوار آن می‌شود. ماتسیای ماهی بزرگ، کشتی نجات را از میان آب‌های سیل‌آسا هدایت می‌کند تا بر فراز کوهی جای می‌گیرد. پس از سیل، مانو قربانی‌هایی تقدیم می‌کند و بشریت را بر زمین از نو آغاز می‌کند. (در برخی روایت‌ها، فردی که به او هشدار داده شد یمه (برادر مانو) بود و این روایت‌ها قدیمی‌ترند، اما بعدها این نقش به مانو نسبت داده شد.)
چینینووا (نو گوا)—و برادرش فوشیدر یکی از اسطوره‌های چینی، سیلی فاجعه‌بار تقریباً همه موجودات زنده را نابود می‌کند و تنها ایزدبانو نووا و برادرش فوشی جان سالم به‌در می‌برند. این دو خواهر و برادر با گریختن در قایقی نجات می‌یابند. پس از فروکش کردن آب‌های سیل، نووا و فوشی نشانه‌ای الهی دریافت می‌کنند که به آن‌ها اجازه ازدواج می‌دهد؛ آن دو زن و شوهر می‌شوند و با یکدیگر جهان را دوباره مسکون می‌کنند. (در افسانه‌های دیگر، سیل بزرگ هنگامی رخ می‌دهد که گونگ‌گونگ، خدای آب، ستون نگهدارنده آسمان را سرنگون می‌کند. نووا با ذوب کردن سنگ‌های پنج‌رنگ برای ترمیم آسمان و استفاده از پاهای لاک‌پشتی عظیم برای جایگزین کردن ستون‌های شکسته، جهان را نجات می‌دهد—و بدین‌سان سیل را متوقف و نظم را برقرار می‌کند.)
نورس (ژرمنی)برگلمیردر داستان آفرینش نورس، اودین و برادرانش غول نخستین، یمیر، را می‌کشند و خون فراوانی از بدن یمیر جاری می‌شود؛ چنان‌که سیلی جهانی پدید می‌آورد. تقریباً همه غول‌های یخی غرق می‌شوند، جز برگلمیر (نوه یمیر) و همسرش. این زوج با سوار شدن بر صندوقی چوبی و بزرگ (که اغلب به کلک یا کشتی نجات تشبیه شده است) جان سالم به‌در می‌برند و تا فروکش کردن سیلاب خون، به‌سلامت روی آب شناور می‌مانند. برگلمیر و همسرش سپس نیای نژاد جدیدی از غول‌ها در یوتون‌هایم می‌شوند.
هاوایی (پلی‌نزی)نوئودر افسانه‌ای هاوایی، خدایان سیلی بزرگ می‌فرستند تا بشریت را نابود کنند. نوئو، مردی صالح، کانوئی بزرگی با سازه‌ای خانه‌مانند بر روی آن می‌سازد. نوئو، همسرش و خانواده‌اش، همراه با حیوانات گوناگون، در این کشتی نجات از سیل جان سالم به‌در می‌برند. هنگامی که سیل پایان می‌یابد، کشتی نوئو بر مائونا کیا آرام می‌گیرد. نوئو به‌اشتباه برای ماه قربانی می‌کند، زیرا می‌پندارد ماه او را نجات داده است؛ اما خدای بزرگ (کانه) برای اصلاح اشتباه نوئو و پذیرفتن قربانی، بر رنگین‌کمانی فرود می‌آید و رنگین‌کمان را به‌عنوان نشانه بخشایش بر جای می‌گذارد.
مائوری (پلی‌نزی)روا-تاپو (و بازماندگانی چون پای‌کئا)در سنت مائوری، روا-تاپو (پسر رئیس قبیله، اوئنوکو) پس از آن‌که به‌عنوان فردی فرودست توهین می‌شود، در پی انتقام برمی‌آید. او بسیاری از جوانان اشراف‌زاده را فریب می‌دهد تا سوار کانو شوند و سپس کانو را غرق می‌کند و آنان را به کام مرگ می‌فرستد. یکی از بازماندگان، برادرش پای‌کئا، با سوار شدن بر نهنگی می‌گریزد. پس از آن، روا-تاپو افسون‌های نیرومندی می‌خواند که باعث می‌شوند دریا در سیلی عظیم بالا بیاید (که تِ تای آ روا-تاپو—«سیل روا-تاپو»—نامیده می‌شود). آب‌ها زمین را می‌پوشانند و همه مردم می‌بایست هلاک می‌شدند، اما برخی با رسیدن به بلندترین کوه (کوه هیکورانگی) جان سالم به‌در می‌برند. در یک روایت، خواهر روا-تاپو، هینه-ماکورا، آب‌های سیل را می‌نوشد و باقی‌مانده مردم را نجات می‌دهد.
مائوری (پلی‌نزی)تاوهاکیدر حماسه‌ای دیگر از پلی‌نزی، نیمه‌خدا تاوهاکی در پی انتقام از قبیله‌ای بی‌وفا برمی‌آید. تاوهاکی به جهان آسمانی صعود می‌کند و از خدایان یاری می‌طلبد. خدایان در پاسخ سیلی هولناک می‌فرستند که همه ساکنان زمین را غرق می‌کند، جز تاوهاکی و همراه برگزیده‌اش که با ایستادن بر کوهی بلند جان سالم به‌در می‌برند. خود تاوهاکی ناچار می‌شود برای آن‌که آب او را با خود نبرد، به تاکی آسمانی بیاویزد. پس از سیل، او و بازمانده دیگر فرود می‌آیند و جمعیت انسانی را از نو افزایش می‌دهند.
آزتک (ناهوا، میان‌آمریکایی)کوکس‌کوکس (که تاتا نیز نامیده می‌شود؛ همسرش نِنا—که گاه شوچیکتزال نامیده شده است)خدایان پانتئون آزتک در دوران چهار آب سیلی فرستادند تا جهان را نابود کنند. اما مردی پارسا که در روایت‌های مختلف کوکس‌کوکس یا تاتا نامیده می‌شود، هشدار دریافت کرد (در برخی روایت‌ها از سوی خدای تزکاتلیپوکا) و درخت سروی عظیمی را از درون تهی کرد تا به‌عنوان قایق به کار رود. کوکس‌کوکس و همسرش (که ننه نامیده می‌شود یا گاه با نام ایزدبانو شوچیکتزال شناخته می‌شود) با شناور ماندن در این کشتی از سیل جان سالم به‌در بردند. پس از فروکش کردن آب‌ها، قایق آن‌ها بر کوهی به نام کولهوآکان آرام گرفت. این زوج فرزندان بسیاری داشتند، اما همه فرزندان لال به دنیا آمدند؛ سپس کبوتری به هر کودک توانایی سخن گفتن بخشید—بااین‌حال، هر یک به زبانی متفاوت سخن گفت و بدین‌ترتیب خاستگاه زبان‌های گوناگون جهان توضیح داده شد.

| اینکا (آند، آمریکای جنوبی) | (دو بازماندهٔ بی‌نام) (یک مرد و یک زن که ویراکوچا نجاتشان داد) | در اسطوره‌شناسی اینکا، خدای آفریننده، ویراکوچا، از نخستین انسان‌ها (که گاهی غول توصیف می‌شوند) ناخشنود می‌شود و تصمیم می‌گیرد آنان را با سیلی عظیم، معروف به اونو پاچاکوتی («آبی که زمان را واژگون می‌کند»)، نابود کند. ویراکوچا به دو نفر—یک مرد و یک زن—اجازه می‌دهد با پناه گرفتن در قلهٔ کوهی بلند یا غاری مهروموم‌شده زنده بمانند. این دو پس از سیل زمین را دوباره از انسان پر می‌کنند. در برخی روایت‌ها، آنان در جعبه‌ای چوبی شناور می‌شوند و در دریاچهٔ تیتیکاکا به خشکی می‌رسند. پس از فروکش کردن سیلاب، ویراکوچا انسان‌های جدید و کوچک‌تری می‌آفریند تا عصر بعدی جهان را آغاز کنند. | | موئیسکا (کلمبیا) | بوچیکا | قوم بومی موئیسکا از غرقابی اخلاقی روایت می‌کنند: انسان‌ها فاسد شدند، ازاین‌رو الههٔ ماه، چیا، سیلی ویرانگر به راه انداخت. قهرمان-خدای بوچیکا، پیرمردی ریش‌دار، سوار بر رنگین‌کمان به یاری آمد. بوچیکا با عصای طلایی خود بر صخره‌های آبشارهای تکنداما کوبید، آن‌ها را شکافت و به آب‌های سیل اجازه داد تا به درون تنگه تخلیه شوند. بوچیکا پس از نجات بازماندگان، چیا را با تبعید کردنش به آسمان شب (در مقام ماه) مجازات کرد و قوانین درستکارانه‌ای را به مردم آموخت تا بر اساس آن‌ها زندگی کنند. | | آنیشینابه (اوجیبوه، آلگونکی) | واینابوجو (که با نام‌های نانابوجو یا ننبوک نیز شناخته می‌شود) | آفریننده از این‌که مردم ارزش‌های خود را فراموش کرده بودند ناخشنود شد؛ بنابراین سیلی عظیم فرستاد تا زمین را پاک کند. تنها انسانی که زنده ماند، قهرمان فرهنگی، واینابوجو (نانابوجو)، بود که همراه با جانوران و پرندگان گوناگون، سوار بر کندهٔ درخت یا کلک، از سیل جان به در برد. چون آب‌ها حاضر نبودند کاملاً فروکش کنند، واینابوجو از جانوران خواست از زیر آب برایش خاک بیاورند. بسیاری ناکام ماندند تا این‌که موش آبی کوچکی (در برخی روایت‌ها، اردک یا چنگر) موفق شد و در حالی که اندکی گل را در چنگال‌هایش گرفته بود، به سطح آب بازگشت. واینابوجو این گل مقدس را بر پشت لاک‌پشتی بزرگ گسترد و با نیروی آفریننده سبب شد تا گل به پهنه‌ای جدید از خشکی تبدیل شود. این جزیرهٔ لاک‌پشت که تازه شکل گرفته بود، به جهان بازسازی‌شده‌ای بدل شد که بشریت و همهٔ آفریدگان در آن به زندگی ادامه دادند. |


سنت‌های دیگرِ قهرمانان سیل#

فرهنگ / منطقهقهرمان یا قهرمانان و نام‌های گونه‌گونرویداد سیل (خلاصه‌شده)
ولزی (بریتونی)دویفان و دویفاخ (با املای دویوان/دویواخ)؛ کشتی آنان نفید ناف نیفیوندریاچهٔ لین لیون هنگامی طغیان می‌کند که هیولای دریاچه، آفانک، با تقلّا خود را آزاد می‌کند؛ قایقی بی‌دکل که زن و شوهر و جفت‌هایی از جانوران را حمل می‌کند، تنها چیزی است که زنده می‌ماند و در پریداین به خشکی می‌رسد؛ از آن‌جا بریتانیا دوباره مسکون می‌شود. ([ویکی‌پدیا][1]، [curioustaxonomy.net][2])
ایرلندی (گِیلی)فینتان مک بوخرا (همچنین فینتان؛ همتای توآن مک کایریل)هنگامی که سیل کتاب مقدس به ایرلند می‌رسد، فینتان به‌ترتیب به ماهی سالمون، عقاب و سپس شاهین دگردیس می‌شود و یک سال در غاری پنهان می‌ماند؛ او ۵ ½ هزاره به زندگی ادامه می‌دهد و فرزانهٔ پادشاهان بعدی می‌شود. ([ویکی‌پدیا][3])
ایرانی (زرتشتی)ییما / جمشیداهوره‌مزدا دربارهٔ «زمستان اهریمنی» نابودکننده هشدار می‌دهد (بازپرداختی ایرانی از سیلی پیشین). ییما وَر زیرزمینی عظیمی می‌سازد و آن را از «بهترین» مردان، جانوران و دانه‌ها پر می‌کند؛ آنان بیرون می‌آیند تا زمین پاک‌شده را دوباره از جمعیت پر کنند. ([ویکی‌پدیا][4])
کره‌ای (داستان عامیانهٔ شفاهی)نامو دوریونگ، «جوانِ درخت»، / موکدوریونگپسر درختی جهانی و پری‌ای آسمانی. پدرِ درختی او در بارشی کیهانی سرنگون می‌شود؛ پسر بر تنهٔ شناور درخت سوار می‌شود، جانوران و همراهی را نجات می‌دهد و پس از فروکش کردن آب‌ها، نژاد جدید انسان را بنیان می‌گذارد. ([ویکی‌پدیا][5])
تموآن (شبه‌جزیرهٔ مالزی)ماماک بونگسوک و ایناک بونگسوکخدا سیلی مجازاتگر، یعنی چلاو، را می‌فرستد. این زوج از درخت آگار بر گونونگ راجا بالا می‌روند و تنها آنان نجات می‌یابند؛ همهٔ تموآن‌های امروزی تبار خود را به آنان می‌رسانند. ([ویکی‌پدیا][6])
ایفوگائو (لوزون، فیلیپین)ویگان و بوگانکندوکاو برای یافتن روح گمشدهٔ رودخانه، خدایان آب را خشمگین می‌کند؛ سیل به مدت شش ماه بالا می‌آید. این جفت خواهر و برادر به قله‌های کوه‌های آمویائو و کالاویتان می‌رسند، سپس به فرمان خدایان با یکدیگر ازدواج می‌کنند و بشریت را بازمی‌سازند. ([پروژهٔ آسوانگ][7])
ایگوروت / بونتوک (لوزون)فاتانگا و فوکان (که قهرمان فرهنگی، لوماویگ، نجاتشان داد)پسران شرور لوماویگ سیل را به راه می‌اندازند؛ تنها خواهر و برادرِ ساکن کوه پولیس زنده می‌مانند. لوماویگ آتش می‌آورد، جهان را خشک می‌کند و به آن دو فرمان می‌دهد با یکدیگر ازدواج کنند و زمین را از انسان پر سازند. ([مولتو (روح)][8])
میائو / همونگ (جنوب‌غربی چین و شمال و جنوب‌شرقی آسیا)برادر کوچک‌تر یه سئو (نام متفاوت است) و خواهرشفرمانروای آسمان وقوع سیل را پیش‌گویی می‌کند؛ برادر بزرگ‌ترِ خشن قایقی آهنین می‌سازد (که غرق می‌شود)؛ یه سئو با طبل/قایقی چوبی همراه با خواهرش و جانداران زنده می‌ماند. پس از تخلیهٔ آب زمین (به‌وسیلهٔ اژدهای رنگین‌کمان)، آنان فرزند تخم‌مانند خود را تکه‌تکه می‌کنند و این تکه‌ها به همهٔ مردمان تبدیل می‌شوند. ([curioustaxonomy.net][9])
سایسیات (تایوان)اوپهنابون و خواهرشروحی سفیدمو دربارهٔ توفان هشدار می‌دهد؛ خواهر و برادر قایقی می‌سازند و زنده می‌مانند، سپس نخستین فرزندِ توده‌گوشت‌مانند خود را به قطعاتی تقسیم می‌کنند—که هر یک به قبیله‌ای انسانی جدید تبدیل می‌شود. ([ویکی‌پدیا][10])
تای (لائوس / شمال‌شرقی تایلند)پو سانگکاسا و یا سانگکاسی («پدربزرگ و مادربزرگ»)خدای برتر، فو روتوآ، جهانی فاسد را به زیر آب می‌برد؛ کدویی که بر پیچکی روییده است، این زوج را پناه می‌دهد. خدایان بعداً کدو را می‌شکافند و بازماندگان را به موئانگ تهن می‌برند و کشت برنج را به آنان می‌آموزند. ([ویکی‌پدیا][10])
ماپوچه (شیلی)ترنتِرن ویلو (مارِ محافظ زمین) و بازماندگان سیلمار دریایی رقیب، کایکای ویلو، اقیانوس‌ها را بالا می‌آورد تا بشریت را غرق کند؛ ترنتِرن مردم را بر کوه‌ها می‌نشاند و این کوه‌ها به جزایر تبدیل می‌شوند تا زمانی که کایکای آرام می‌گیرد. انسان‌های نجات‌یافته جهان ماپوچه را دوباره از جمعیت پر می‌کنند. ([ویکی مذهب][11])

این مدخل‌ها بزرگ‌ترین خلأهای جغرافیایی/قوم‌نگاشتی—سلتیک، ایرانی، ارتفاعات جنوب‌شرقی آسیا، فرموزی و آندیِ جنوبی—را که فهرست نخست بر جای گذاشته بود، پر می‌کنند و پراکندگی واقعاً جهانی روایت‌های قهرمانان سیل را نشان می‌دهند.


منابع#

  1. فریزر، جیمز جورج (1918). Folk-Lore in the Old Testament: Studies in Comparative Religion, Legend and Law. مک‌میلان. [بررسی اسطوره‌های جهانی سیل]
  2. داندس، آلن (1988). The Flood Myth. انتشارات دانشگاه کالیفرنیا. [تحلیل تطبیقی افسانه‌های سیل]
  3. ونسینک، A.J. (1918). “The Semitic New Year and the Origin of Eschatology.” Acta Orientalia 1: 158-199. [سنت‌های سیل در خاور نزدیک باستان]
  4. دیکسون، رولاند B. (1916). “The Mythology of All Races: Oceanic.” شرکت مارشال جونز. [اسطوره‌های سیل پولینزی]
  5. بیرهورست، جان (1985). The Mythology of North America. ویلیام مورو. [داستان‌های سیل در میان بومیان آمریکا]
  6. لیمینگ، دیوید و مارگارت لیمینگ (1994). A Dictionary of Creation Myths. انتشارات دانشگاه آکسفورد. [روایت‌های میان‌فرهنگی سیل]
  7. دالی، استفانی (2000). Myths from Mesopotamia. انتشارات دانشگاه آکسفورد. [اوتناپیشتیم و سنت‌های مرتبط]
  8. بارتون، جورج A. (1918). “Tiamat.” Journal of the American Oriental Society 15: 1-27. [اسطوره‌شناسی‌های باستانی سیل]