خلاصه
- هیچ روایت باستانیِ واحد و canonicalی از مرگ و رستاخیز دیونیسوس وجود ندارد. آنچه باقی مانده، موزاییکی از گواهیها، تمثیلها، جدلها و بازگوییهای متأخر است، نه یک کهنالگوی اورفیکیِ سالم و یکپارچه (Pausanias 8.37.5; Edmonds 2009a; Herrero de Jáuregui 2010).
- نخستین گواهی صریح، گزارش پوسانیاس است که میگوید اونوماکریتوس، در آیینهایی که برای این خدا سروده بود، تیتانها را مسئول رنجهای دیونیسوس قرار داده است (Pausanias 8.37.5).
- روایتی که در آن سمله بهمعنای واقعی کلمه دیونیسوس را میبلعد، متعلق به Hyginus, Fabulae 167 است: یوپیتر قلب کودکِ تکهتکهشده را آسیاب میکند و آن را در نوشیدنیای به سمله میدهد (Hyginus 167).
- دیودوروس و کورنوتوس این اسطوره را داستانی درباره تاک، برداشت انگور و شرابسازی تفسیر میکنند، حال آنکه نونوس کاملترین روایت دراماتیک را عرضه میکند؛ روایتی با آینه، تیتانهای چهرهگچی و مقاومت کودک در برابر آنان از طریق تغییر شکل (Diodorus 3.62.6–8; 3.64.1–3; Cornutus 30; Nonnus, Dionysiaca 6).
- انسانزاییای که در آن انسانها از تیتانهایی پدید میآیند که دیونیسوس را بلعیدهاند، تنها در اثر المپیودوروسِ متأخر بهصراحت آمده است و باید با بدگمانی با تلاشهای مدرن برای بازتاباندن آن به اورفیسم باستانی برخورد کرد (Edmonds 2009a; Edmonds 2009b).
«داستانهای رنجها و تکهتکهشدن دیونیسوس، و یورش تیتانها به او و صاعقه پس از آنکه خونش را چشیدند، اسطورههایی هستند که معنای درونیشان با رستاخیز ارتباط دارد.»
— پلوتارک، De esu carnium 1.7، ترجمهای تازه
«هر روایت» از مرگ و رستاخیز دیونیسوس شامل چه چیزهایی میشود؟#
هیچ کتاب اورفیکیِ زاگروس باستانیِ باقیماندهای وجود ندارد که بتوان آن را در اینجا چاپ کرد (هرچند مقاله ما درباره کیهانزایی اورفیکی را ببینید). شواهد، عرصهای از ویرانههاست: پوسانیاس که شعر آیینیِ کهنتری را از اونوماکریتوس گزارش میکند؛ اشعار هلنیستیِ اکنونازدسترفته که نویسندگان متأخر از آنها نقل کردهاند؛ اسطورهنگارانی که داستان را به کشاورزی عقلانیسازی میکنند؛ مدافعان مسیحیای که جزئیات را به این دلیل حفظ میکنند که از آنها بیزارند؛ و فیلسوفان اواخر دوران باستان که همه این ماجرا را به متافیزیک تبدیل میکنند. بنابراین، این مقاله تنها در معقولترین معنای ممکن جامع است: همه گواهان متنیِ باستانیِ موجود ــ و چند اسکولیای متأخر را تنها در مواردی که مطالب کهنتری را حفظ کردهاند ــ گرد میآورد که بهطور اساسی در چرخه تکهتکهشدن، بازسازی، تولد دوباره یا پیامد انسانزایانه مشارکت دارند (Pausanias 8.37.5; Edmonds 2009a; Herrero de Jáuregui 2010).1
نقلقولهای بلوکیِ زیر، ترجمههای تازه انگلیسی یا ترجمههای نزدیک به بازگوییاند، نه ترجمههای مدرنِ عیناً برگرفتهشده. هرگاه گواهی تنها در قالب گزارشی متأخر درباره شعری ازدسترفته باقی مانده باشد، آن را بهصورت ترجمهای فشرده مشخص کردهام. این کار طفرهرفتن نیست؛ شایستهترین برخورد با شواهد همین است. این اسطوره یک طومار واحد نیست؛ یک پرونده است.
| گواه | تاریخ | وضعیت | سهم |
|---|---|---|---|
| Onomacritus via Pausanias 8.37.5 | سنتِ اواخر سده ششم ق.م.، گزارششده در سده دوم م. | گواهی | مسئول دانستن تیتانها در قبال رنجهای دیونیسوس |
| Later reports of Callimachus | سده سوم ق.م. | گواهیِ قطعهقطعه | رشته احتمالیِ «دیونیسوس زاگروس»؛ دفن در دلفی/دیگ |
| Euphorion / Philodemus | شعر سده سوم ق.م.، حفظشده در دورههای بعد | گواهیِ قطعهقطعه | قطعات جوشانده؛ بازگرداندن زندگی بهدست رئا |
| Diodorus 3.62.6–8; 3.64.1–3 | سده اول ق.م. | نثر موجود | تکهتکهشدن، دمتر/پرسفونه، رستاخیز تمثیلی |
| Cornutus 30 | سده اول م. | نثر موجود | تیتانها + رئا در تمثیلی درباره شراب |
| Hyginus 167 | سده اول م. | نثر لاتینیِ موجود | نوشیدن قلب بهدست سمله |
| Plutarch, De esu carnium 1.7 | اوایل سده دوم م. | نثر موجود | تصریح به اینکه اسطوره درباره رستاخیز است |
| Clement, Protrepticus 2 | اواخر سده دوم / اوایل سده سوم م. | نثر موجود | اسباببازیها، آینه، دیگ، سیخها، قلب، آپولون |
| Arnobius / Firmicus | سده چهارم م. | جدلنامه موجود | پختن/خوردن؛ روایتِ قتل در کاخ با صورتبندیِ اوهمریستی |
| Nonnus, Dionysiaca 6 | سده پنجم م. | حماسه موجود | آینه، تیتانهای چهرهگچی، کودکِ تغییرشکلدهنده |
| Proclus | سده پنجم م. | گواهی فلسفیِ متأخر | رشته قلب به زئوس و سمله |
| Olympiodorus | سده ششم م. | تفسیر فلسفیِ موجود | انسانزایی از تیتانها |
| Tzetzes on Lycophron 355 | سده دوازدهم م. | اسکولیای متأخرِ حفظکننده مطالب کهنتر | نقشمایه قلبِ تپنده؛ همانندسازی با زاگروس |
هیچ «روایت باستانیِ واحدی از مرگ و رستاخیز دیونیسوس» وجود ندارد. آنچه باقی مانده، مجموعهاسطورهایِ لایهلایهای است که عناصر اصلی آن ــ یورش، تکهتکهشدن، بقایای حفظشده، بازسازی و تولد دوباره ــ میان نویسندگان، گونههای ادبی و سدههای گوناگون توزیع شدهاند.
کدام منابع باستانی واقعاً این اسطوره را روایت میکنند؟
پوسانیاس، در گزارش اونوماکریتوس#
پوسانیاس نخستین گواه صریح ما درباره رشته تیتانی است، هرچند بهجای نقل مفصلِ شعر آیینیِ کهنتر، گزارشی از آن ارائه میکند (Pausanias 8.37.5).
اونوماکریتوس نام «تیتانها» را از هومر وام گرفت و در آیینهایی که برای دیونیسوس سرود، تیتانها را عاملان رنجهای این خدا قرار داد.
این عبارت بهطرز آزاردهندهای کوتاه است، اما اهمیت بسیار زیادی دارد. بدون این سطر، ممکن بود تیتانها افزودهای متأخر از سوی مسیحیان یا نوافلاطونیان به نظر برسند. با وجود آن، یورش تیتانی در سنتی آیینی و بسیار کهنتر درباره دیونیسوس ریشه میگیرد.
دیودوروس سیکولوس: بازسازی و تمثیل تاک#
دیودوروس نخستین نویسنده موجودی است که روایتی پیوسته در نثر عرضه میکند و از همان زمان میداند که چندین دیونیسوس در تداول بودهاند (Diodorus 3.62.6–8; 3.64.1–3).
کسانی که اسطورههای آیینی را نقل میکنند، میگویند دیونیسوس تولدی سوم داشت، از زئوس و دمتر. پسران زمین او را اندامبهاندام از هم دریدند و قطعاتش را جوشاندند. دمتر بخشها را گرد آورد و باززایی او را تحقق بخشید. داستان را از این رو چنین بیان میکنند که تاک از زمین و باران پدید میآید: «از هم دریدهشدن» آن همان برداشت انگور است و «جوشاندنش» همان شرابسازی.
دیودوروس در جای دیگری دیونیسوسِ کهنتری را نیز میشناسد که از زئوس و پرسفونه ــ و به گفته برخی، از دمتر ــ زاده شده، شاخدار و کشاورزی بوده و نخستین کسی بهشمار میرفته که گاوها را به یوغ کشیده و زمین را شخم زده است.
دیودوروس صرفاً یک اسطوره را بازگویی نمیکند؛ او همزمان آن را تفسیر میکند. همچنین توجه کنید که مهاجمان او پسران گئهاند، نه صراحتاً تیتانها. رستاخیز در اینجا بازسازی بهاضافه تمثیلی درباره تاکپروری است، نه هنوز مسیر معجون سمله.
کورنوتوس: روایتِ شرابفشاری#
کورنوتوس، اسطورهنگار رواقی، روشنترین تمثیلِ شرابفشاری را ارائه میکند (Cornutus 30).
گفته میشود دیونیسوس بهدست تیتانها تکهتکه و بهدست رئا دوباره گردآوری شد، زیرا تاکداران میوه و اجزای آن را از هم جدا میکنند و سپس، هنگامی که شیره انگور گردآوری و درهم آمیخته میشود، آن را دوباره در یک پیکر واحد جمع میکنند.
در کورنوتوس، اسطوره تقریباً بهطور کامل درون شیرهای نمادین فشرده شده است. تکهتکهشدن همان فرایند کشاورزی است و تولد دوباره همان بازترکیب.
هیگینوس: روایتی که در آن سمله خدا را مینوشد#
هیگینوس دقیقاً همان گونهای را ارائه میکند که بسیاری از بازگوکنندگان مدرن نیمهبهیاد میآورند: سمله صرفاً دیونیسوس را به دنیا نمیآورد؛ در این روایت، او را میبلعد (Hyginus 167).
لیبر، پسر یووه و پروسرپینا، بهدست تیتانها تکهتکه شد. یووه قلب او را برداشت، آسیاب کرد، با نوشیدنی درآمیخت و به سمله داد تا بنوشد. او آبستن شد. سپس، هنگامی که سمله بر اثر صاعقه نابود شد، یووه کودک را از رحم او ربود و تولدش را در ران خود کامل کرد.
این منبع باستانیِ روشن و دقیق برای روایت «نوشیدن دیونیسوس بهدست سمله» است. اندامِ باقیمانده مشتی تصادفی از خردهقطعات نیست؛ قلب است.
پلوتارک: اسطوره درباره رستاخیز است#
پلوتارک تمام داستان را بازگو نمیکند، اما روشنترین گواه باستانی ماست بر اینکه داستان تکهتکهشدن صراحتاً بهعنوان اسطورهای درباره رستاخیز خوانده میشده است (Plutarch, De esu carnium 1.7; cf. Edmonds 2009a).
داستانهای رنجهای دیونیسوس، تکهتکهشدن او، یورش تیتانها و صاعقه پس از آنکه خونش را چشیدند، اسطورههایی هستند که معنای درونیشان با رستاخیز ارتباط دارد.
این جمله کوچک اما نیرومند است. تیتانها، چشیدن خون، صاعقه و یک کلید تفسیری صریح ــ نوزایی ــ را در اختیار ما میگذارد.
کلمنت اسکندرانی: اسباببازیها، آینه، دیگ، سیخها، قلب و آپولون#
کلمنت اسکندرانی، که میخواهد آیینهای بتپرستانه را به ریشخند بگیرد، در نهایت یکی از متراکمترین روایتهای باقیمانده از این اسطوره را حفظ میکند (Clement, Protrepticus 2; Herrero de Jáuregui 2010).2
کودک، دیونیسوس، نشسته بود و کوریتهها پیرامون او میرقصیدند. تیتانها با سفید کردن چهرههای خود بهوسیله گچ، او را با اسباببازیهای کودکانه فریب دادند: قاپ، توپ، فرفره، سیبها، چرخ، آینه و پشمینه. سپس او را تکهتکه کردند، اندامها را در دیگی جوشاندند، بر سیخها کشیدند و بر فراز آتش بریان کردند. آتنا قلب را ربود و نزد زئوس برد؛ آپولون باقیمانده را در پارناس دفن کرد. از خون دیونیسوس انار رویید.
این مجموعهای شگفتانگیز از نقشمایههاست: تیتانهای چهرهگچی، اسباببازیها، آینه، دیگ، سیخها، قلب، آپولون و انار. کلمنت خصمانه است، اما گواهان خصمانه نیز به شمار میآیند؛ چهبسا آنان اغلب چیزهایی را حفظ میکنند که نویسندگان همدلتر ناگفته میگذارند.
آرنوبیوس و فیرمیکوس ماترنوس: جدل متأخر، ویرانهای سودمند#
جدل مسیحیِ متأخر دو گواه دیگر نیز به دست میدهد؛ هر دو ناخوشایند و سودمندند (Herrero de Jáuregui 2010; Edmonds 2009a).
آرنوبیوس، ترجمهای فشرده: دیونیسوس به قطعات بریده میشود و اندامهای جداشده در دیگهای پختوپز افکنده میشوند.
فیرمیکوس ماترنوس، روایت فشرده: یونی نگهبانان را رشوه میدهد، تیتانها را در تالارهای شاهانه مستقر میکند، و کودک را با آینه و جغجغه از تختش بیرون میکشاند؛ قاتلان او را تکهتکه میکنند، اندامها را به شیوههای گوناگون میپزند و میخورند، اما قلب زنده میماند.
فیرمیکوس بهویژه روشنگر است، زیرا اسطوره را اوهمریستی میکند: دیونیسوس، بهجای آنکه صرفاً نوزادی ایزدی باشد، به کودکی شاهانه در توطئهای درباری بدل میشود. بااینحال، آینه، کمین، پختوپز و قلبِ باقیمانده، همگی با روایت کلمنت و سنت پراکندهٔ هلنیستی همطنیناند.
نونوس: کاملترین اسپارگموسِ باقیمانده3#
دیونوسیاکای نونوس متأخر، پرآرایه و گریزناپذیر است. اگر یک منبع به بازگوییهای متأخر جلوهای سینمایی داده باشد، همین منبع است (Nonnus, Dionysiaca 6).
زئوس در هیئت مار با پرسفونه همبستر شد و او زاگروس، کودک شاخدار، را به دنیا آورد. هرا تیتانها را مسلح کرد. آنان با سفید کردن چهرههایشان با گچ، کودک را با آینه فریب دادند. او برای زنده ماندن، با دگرگون کردن شکل خود جنگید—شیر، اسب، مار، ببر و سرانجام گاو—اما هنگامی که شکل گاو به خود گرفت، او را تکهتکه کردند. زئوس تیتانها را با آذرخش خود سوزاند و در تارتاروس زندانی کرد؛ آن مرگ، آغاز زندگی دیونوسیِ دیگری شد.
این همان منبعی است که بهاحتمال بسیار در پسِ سطرهای امروزی دربارهٔ «جنگیدن دیونیسوس با تیتانها» قرار دارد. او در اینجا یک هاپلیتِ بالغ نیست. او کودکی ایزدی است که با دگردیسی در برابر کشتار مقاومت میکند. کتابهای بعدی منظومه با دیونیسوسِ زادهٔ سملِه ادامه مییابند.
تزتزیس: قلبی که همچنان میتپد#
تزتزیس بیزانسی است، نه باستانی؛ اما اسکولیای قدیمیتر را حفظ کرده و آنقدر سودمند است که نمیتوان نادیدهاش گرفت (Tzetzes on Lycophron 355).
آتنه قلبِ همچنانتپندهٔ دیونیسوس را برداشت و نزد زئوس برد؛ برخی میگفتند که او از آن قلبِ تپنده «پالاس» نامیده شد. دیونیسوس—که زاگروس، پسر زئوس و پرسفونه، نیز نامیده میشد—به دست تیتانها از هم دریده شده بود.
این شاهدی متأخر است، اما بنمایهای را حفظ میکند که از پیش با کلمنت همخوان بود: قلبِ نجاتیافته بهمثابهٔ حلقهٔ اتصال بازگشت.
المپیودوروس: انسانزایی#
المپیودوروس بزرگترین شاهدِ متأخرِ باستان برای این مدعاست که انسانها از تیتانهایی پدید میآیند که دیونیسوس را بلعیدهاند (Olympiodorus, In Phaedonem 1.3–6, discussed in Edmonds 2009a and 2009b).
تیتانها بهسبب نقشهٔ هرا، دیونیسوس را از هم میدرند و گوشت او را میخورند. زئوس، خشمگین، آنان را با آذرخش خود میسوزاند. از پسماندهٔ بخارگونِ تیتانهای آذرخشخورده، مادهای پدید میآید که انسانها از آن شکل میگیرند. ازاینرو، بدنهای ما سهمی دیونوسی در خود دارند.
نکتهٔ اخلاقی المپیودوروس این است که خودکشی ممنوع است، زیرا بدنهای ما به دیونیسوس تعلق دارند. اینکه این آموزه بنیان باستانیِ اورفیکی است یا ملاط فلسفیِ متأخر، دقیقاً محل نزاع است.
شاهدان پراکنده چه چیزی میافزایند؟#
اکنون نوبت خردهپارههای دیوانهکننده است. برخی روایتها فقط بهصورت گزارشهایی دربارهٔ منظومههای ازدسترفته باقی ماندهاند. نمیتوان آنها را صادقانه به ترجمههایی سطربهسطر تبدیل کرد، زیرا آنچه باقی مانده خودِ منظومه نیست، بلکه گزارشی متأخر دربارهٔ آن است. بااینحال، این گزارشها اهمیت دارند. آنها توضیح میدهند که چرا در یک منبع رئا حضور دارد، در دیگری آپولون، در دیگری سملِه، و در منبعی دیگر قلبی که همچون چوبدستیِ امدادی در اسطوره جابهجا میشود (Edmonds 2009a; Herrero de Jáuregui 2010).
| شاهد پراکنده | شیوهٔ باقیماندن | آنچه گزارش باقیمانده میافزاید |
|---|---|---|
| گزارشهای متأخر دربارهٔ کالیماخوس | نقل یا خلاصهشده به دست نویسندگان متأخر | احتمالاً کودک را «دیونیسوس زاگروس» نامیده و به چرخهٔ تکهتکهشدن تعلق داشته است |
| اوفوریون | نقل متأخر | از قطعات جوشانده و شاخهٔ دیگ/دفن در دلفی آگاهی دارد |
| فیلودموس با استناد به اوفوریون | نقل موجود از منظومهای ازدسترفته | رئا قطعات را دوباره گرد میآورد و دیونیسوس به زندگی بازمیگردد |
| پروکلوس | گواهی فلسفی متأخر | آتنه قلب را نزد زئوس میبرد و زایش دوباره از طریق سملِه انجام میشود |
| هیمرئوس | اشارهٔ بلاغی | تیتانها دیونیسوس را از پا درمیآورند، اما زئوس دوباره او را برمیانگیزد |
این قطعات یک داستان منسجم و مرتب به دست نمیدهند، اما نشان میدهند که نویسندگان متأخر همهچیز را از هیچ ابداع نکردهاند. رئا، آپولون، دیگ، قلب و سملِه، همگی به این سنت تعلق دارند، اما نه همه در آثار یک نویسنده. به همین دلیل نیز نباید صحنهٔ آپولون بر فراز پارناسوس در روایت کلمنت را خیالپردازی پنداشت؛ این صحنه در شاخهٔ دفن در دلفی، خویشاوندانی هلنیستی دارد.
کدام جزئیات اولیهاند و کدام افزودههای متأخر؟#
مقایسه کمک میکند، زیرا در غیر این صورت اسطوره به آش درهمجوشیدهای بدل میشود.
| شاهد | مادرِ نامبردهشده | مهاجمان | فریب | پختن/خوردن | بازماندهٔ حفظشده | شیوهٔ زایش دوباره |
|---|---|---|---|---|---|---|
| پوسانیاس دربارهٔ اونومکریتوس | — | تیتانها | — | — | — | بیان نشده است |
| دیودوروس | دمتر؛ در جای دیگر پرسفونه یا دمتر | پسران زمین | — | جوشاندهشدن | — | دمتر اندامها را گرد میآورد؛ تمثیل تاک |
| کورنوتوس | — | تیتانها | — | جداسازی نمادین | — | رئا دوباره ترکیب میکند |
| هیگینوس | پروسرپینا، سپس سملِه | تیتانها | — | فقط تکهتکهشدن | قلب | سملِه آن را مینوشد؛ سپس زایش از ران رخ میدهد |
| پلوتارک | — | تیتانها | — | تیتانها خون را میچشند | خون | معنای درونی = زایش دوباره |
| کلمنت | — | تیتانها | اسباببازیها، بهویژه آینه | جوشانده و بریانشده | قلب | آپولون بقایا را دفن میکند؛ زایش دوباره در جای دیگری تلویحاً آمده است |
| فیرمیکوس | کودک شاهانه/اوهمریزهشده | تیتانها | آینه و جغجغه | پخته و خوردهشده | قلب | بازسازی فقط بهطور ضمنی |
| نونوس | پرسفونه | تیتانها | آینه | تکهتکهشده | — | زندگی دیونوسیِ دیگری آغاز میشود |
| تزتزیس | پرسفونه | تیتانها | — | — | قلبِ تپنده | قلب نزد زئوس برده میشود |
| المپیودوروس | — | تیتانها | — | تیتانها گوشت را میخورند | پسماندهٔ تیتانها | انسانها از پسمانده پدید میآیند |
دو دام زبانشناختی سزاوار برجستهسازیاند. نخست، نام زاگروس4 در بسیاری از خلاصههای عامهپسند، صریحتر و قدیمیتر از آن چیزی ارائه میشود که شواهد اجازه میدهند. دوم، آموزهٔ مشهورِ پدید آمدن نژاد انسان از خاکستر تیتانها، دادهای فراگیر و کهن نیست، بلکه صورتبندی صریحی متأخر در المپیودوروس است (Edmonds 2009a; Edmonds 2009b).
برعکس، برخی بنمایهها از آنچه مخالفان مُدگرای آنها میپذیرند استوارترند. آینه زینت روانکاوانهای مدرن نیست؛ در کلمنت، فیرمیکوس و نونوس ظاهر میشود. قلب افزودهای تصادفی نیست؛ در هیگینوس، کلمنت، تزتزیس و شاخهٔ پروکلوسی نقشی محوری دارد. پختن در دیودوروس، کلمنت، آرنوبیوس، فیرمیکوس و سنت قطعات هلنیستی گواهی شده است.
روایتها چگونه با یکدیگر جور درمیآیند؟#
بهترین شیوه برای خواندن کل این پرونده آن است که آن را نه یک متن معیار، بلکه سه موتور داستانیِ همپوشان بدانیم:
- کودکِ زیرزمینی. زئوس از پرسفونه یا دمتر صاحب کودکی دیونوسی میشود. در برخی منابع، او وارث یا دیونوسوسِ نخستین است؛ در برخی دیگر، از همان ابتدا تا حدی به نماد کشاورزی نزدیک است (Diodorus 3.64.1–3; Nonnus, Dionysiaca 6).
- تقسیم خشونتبار. تیتانها—یا در دیودوروس، پسران زمین—کودک را از هم میدرند؛ گاه پس از فریب دادن او با اسباببازی یا آینه، و گاه همراه با پختن یا خوردن (Pausanias 8.37.5; Diodorus 3.62.6–8; Clement, Protrepticus 2; Nonnus, Dionysiaca 6).
- بازگشت. دمتر یا رئا بدن را دوباره گرد میآورند؛ آتنه قلب را نجات میدهد؛ آپولون بقایا را دفن میکند؛ سملِه قلب را مینوشد و دیونیسوسِ بعدی را به دنیا میآورد؛ یا کل چرخه بهصورت تمثیلی کیهانی از تاک، شراب و طبیعت انسانی بازخوانی میشود (Diodorus 3.62.6–8; Cornutus 30; Hyginus 167; Clement, Protrepticus 2; Philodemus/Euphorion tradition as discussed in Herrero de Jáuregui 2010).
این ساختار تقریبیِ سهبخشی همچنین با دو خط اصلیای همخوان است که پژوهشگران مدرن غالباً از یکدیگر متمایز میکنند: کودکی زادهٔ پرسفونه که از طریق سملِه دوباره زاده میشود، و خط دمتر یا رئا که در آن بدنِ ازهمدریدهشده بهصورت جسمانی دوباره گرد میآید (Edmonds 2009a).
«دیونیسوس میمیرد و دوباره زاده میشود» یک داستان نیست، بلکه ترکیبی از چند داستان است. برخی شاهدان از بازسازی به دست دمتر یا رئا سخن میگویند، برخی زایش دوباره را از طریق سملِه و قلبِ باقیمانده پیش میبرند، و برخی کل چرخه را به تمثیلی کیهانی از تاک، شراب و طبیعت انسانی تبدیل میکنند.
هر راویای که به شما بگوید کودک از پرسفونه زاده شد، با اسباببازیها فریب خورد، با تیتانها جنگید، جوشانده و بریان شد، قلبش را آتنه نجات داد، رئا او را دوباره گرد آورد، آپولون دفنش کرد، سملِه او را نوشید، و از خود نژاد انسانیای بر جای گذاشت که از خاکستر تیتانها ساخته شده بود، چندین قرن از منابع را در یک بندِ خلسهآمیز فشرده کرده است. گاهی سودمند است، اما هرگز دقیق نیست. سنت واقعی بهتر است: نه یک اسطوره، بلکه خانوادهای از اسطورهها.
پانوشتها#
منابع#
- Pausanias. Description of Greece 8.37.5. CHS / New Alexandria.
- Diodorus Siculus. Library of History, Book 3. LacusCurtius / University of Chicago.
- Cornutus. Compendium of Greek Theology 30. ToposText.
- Hyginus. Fabulae 167. ToposText.
- Plutarch. De esu carnium 1.7 (996B–C).
- Clement of Alexandria. Protrepticus 2. ToposText.
- Nonnus. Dionysiaca 6. کتابخانهٔ متون کلاسیک Theoi.
- Tzetzes. Scholia on Lycophron 355. ToposText.
- Arnobius. Adversus Nationes.
- Firmicus Maternus. De errore profanarum religionum.
- Edmonds, Radcliffe G. III. 2009a. “Recycling Laertes’ Shroud: More on Orphism & Original Sin.” مرکز مطالعات هلنی.
- Edmonds, Radcliffe G. III. 2009b. “Tradition and Innovation in Olympiodorus’ ‘Orphic’ Creation of Mankind.” نسخهٔ مخزن.
- Herrero de Jáuregui, Miguel. Orphism and Christianity in Late Antiquity. رسالهٔ دکتری، دانشگاه بولونیا، 2010.
- قطعاتی از آثار Callimachus، Euphorion، Philodemus، Himerius و Proclus دربارهٔ چرخهٔ تکهتکهشدن Dionysus در Edmonds 2009a و Herrero de Jáuregui 2010 بررسی و مقابله شدهاند.
“Every version” در اینجا به معنای هر شاهد متنیِ باستانیِ موجود، بهعلاوهٔ اسکولیای متأخر فقط در مواردی است که مطالب باستانیِ ازدسترفته را حفظ کرده باشند. این عبارت به معنای آن نیست که متن اصلی منظومهٔ اورفیکی را بهطور کامل در اختیار داریم، زیرا چنین نیست. ↩︎
کلمنت، آرنوبیوس و فیرمیکوس شاهدانی خصمانهاند. این امر آنان را جانبدار میکند، نه بیفایده. ↩︎
Sparagmos عبارت است از دریدن آیینی یا اسطورهایِ بدن به قطعات. ↩︎
نام Zagreus دامی زبانشناختی است. ظهورهای نخستین این نام بهطور خودکار با کودکِ تکهتکهشدهٔ سنت اورفیکیِ متأخر یکی نیستند، و همانندسازی صریح تنها در شاهدان متأخر مطمئن میشود. ↩︎