خلاصه
- آتن جشن دیونوسیِ آنتستریا را با خیترویبه پایان میرساند، که دیگِ دانههای مخلوطِ آن بهعنوان نخستین غذای بازماندگانِ طوفانِ دئوکالیون و پیشکشی برای مردگان تفسیر میشد.
- دیودوروس ۳.۶۲.۱۰ بهصراحت بازگشت تاک پس از طوفان را «تجلی دوم» دیونوسوس میداند.
- نونوس، دیونوسیاکا 6 یک طوفان جهانی را مستقیماً پس از تکهتکهشدن زاگریوس و انتقام آتشین زئوس قرار میدهد.
- الئوسیس، یاکخوس، تطهیر دریایی، غله مدفون، فرود و بازگشت را افزود؛ اما اسطوره باستانیِ بهجاماندهاش خود یک نمایش طوفان نیست.
- مکتب متأخرِ آرکیت دیونوسوس، اوزیریس، دئوکالیون، الئوسیس و نوح را در یک الگوی رازآمیز متحد کرد: فاجعه، کشتی یا صندوق، زندگیِ حفظشده، سوگواری، برآمدن و تولد دوباره.
«وقتی گیاهان پس از طوفان دوباره جوانه زدند، مردم دریافتند که خودِ خدا برای بار دوم ظاهر شده است.»
— دیودوروس سیکولوس، کتابخانه تاریخ ۳.۶۲.۱۰، ترجمهای تازه
دیونوسوس چگونه با طوفان بزرگ مرتبط بود؟#
این ارتباط آموزهای واحد نبود که در یک نیایشگاه واحد افشا شده باشد. بلکه شبکهای از خاطرات آیینی، اسطورهها، تفسیرهای الهیاتی و تلفیقهای باطنیِ متأخر بود که در طول بیش از دو هزار سال انباشته شد.
هستهٔ باستانیِ آن بسیار استوارتر از چیزی است که گاه پنداشته میشود. یکی از جشنهای آتنیِ دیونیسوس آیینی را در بر داشت که با بازماندگان و مردگانِ طوفانِ دوکالیون توضیح داده میشد. یک تاریخنگار یونانی گفت که تولد دوم دیونیسوس نمایانگر بازگشت تاک پس از آن طوفان بود. شاعری از اواخر دوران باستان قتل نخستین دیونیسوس را مقدمهٔ بلافصل سیلابی جهانی قرار داد. یونانیان باستان همچنین دیونیسوس را با اوزیریس یکی میدانستند؛ کسی که مرگ، تابوت، گذر آبی و احیای او امکان داد نمادپردازیِ طوفان از مرزهای یونان فراتر رود.
پیوند الئوسینی غیرمستقیمتر است، اما همچنان پیامدهایی مهم دارد. الئوسیس همان دستور زبان نمادین را عرضه میکرد—غلهٔ پنهان در زمین، نزول یک ایزد، سوگواری، تطهیر، جستوجوی مشعلبهدست، بازگشت و زندگی نوینِ سعادتمندانه—و در همین حال، ایاکوس آیین راهپیماییِ آن را به دیونیسوس پیوند میداد. نویسندگان «آرکگرا»ی اوایل دوران مدرن و سدهٔ نوزدهم سپس همهٔ این الگوها را همچون پارههایی از دینی آغازین دربارهٔ طوفان تفسیر کردند.
| لایهٔ تاریخی | پیوند با طوفان | گواه اصلی | وزن |
|---|---|---|---|
| آیین مدنی آتنی | خوراک بازماندگان در خوتروی؛ پیشکشها برای مردگان طوفان | قطعهای از تئوپومپوس، سودا، حاشیهنویسیها | علتشناسی مستقیم آیینی |
| چشمانداز مقدس آتنی | آبهای طوفان به درون شکافی فرو میروند؛ پیشکش سالانهٔ غله | پائوسانیاس 1.18.7 | گواهی مستقیم فرقهای |
| الهیات دیونوسوسی | تاک پس از طوفان دئوکالیون بهعنوان دومین ظهور خدا بازمیگردد | دیودوروس 3.62.10 | تفسیر صریح باستانی |
| اورفیکی/حماسهٔ متأخر | زاگرئوس کشته میشود؛ زئوس جهان را میسوزاند و غرق میکند؛ دئوکالیون زنده میماند | نونوس 6 و 36 | ترکیب صریح دوران باستان متأخر |
| دین الئوسینی | یاکخوس، تطهیر دریایی، غله، نزول، بازگشت | هرودوت، استرابون، سرود، کتیبهها | قیاس قوی، بدون روایت طوفان |
| الهیات یونانی-مصری | اوزیریس برابر با دیونوسوس است؛ نیل، صندوق، مرگ، احیا | هرودوت، دیودوروس، پلوتارک | پل باستانی به نمادپردازی متأخر کشتی نوح |
| مکتب کشتیمحور/باطنی | نوح، کشتی، خدای میرا، بذر حفظشده، تشرف | برایانت، فیبر، کریستی، الیور، مکی | از نظر تاریخی متأخر، از نظر نمادین نظاممند |
بنابراین، روشنگرترین پاسخ دو بخش دارد. از نظر تاریخی، دیونوسوس پیوند داشت با طوفان دئوکالیون در آیین واقعی آتنی و ادبیات صریح باستانی. از نظر باطنی، طوفان به نسخهٔ کیهانی تشرف دیونوسوسی تبدیل شد: جهان کهن و خودِ کهن غرق میشوند؛ حیات الهی در ظرفی حفظ میشود؛ آبها فروکش میکنند؛ خدا، نوآموز و جهان دوباره زاده میشوند.
برای زمینهٔ گستردهتر یونانی و جهانی، بنگرید به اسطورههای طوفان.
طوفان دئوکالیون چه بود؟#
دوکالیون بازماندهٔ یونانیای بود که بیش از همه بهراحتی با نوح مقایسه میشد. در اسطورهٔ رایج، زئوس تصمیم گرفت عصر برنزِ فاسد یا نژاد خشونتپیشهٔ لوکائون را نابود کند. پرومتئوس به پسرش دوکالیون هشدار داد و او همراه با همسرش پورها وارد صندوق یا ظرفی درپوشدار شد. پس از نه شبانهروز بر آب، به خشکی رسیدند—معمولاً بر کوه پارناسوس—و با افکندن «استخوانهای مادرشان،» یعنی سنگهای متعلق به مادرْ زمین، به پشت سر خود، زمین را دوباره آباد کردند.
آپولودوروس، کتابخانه 1.7.2 روایت موجز یونانی را به دست میدهد: دوکالیون «صندوقی ساخت» و با آذوقه وارد آن شد؛ هنگامی که سیل آمد، صندوق شناور ماند تا به پارناسوس رسید. بازگویی رومی اووید مقیاس اخلاقی و کیهانی را بهروشنی مجسم میکند: تنها دو انسان فانی باقی میمانند، «بیگناه و پرستندگان خدایان» (دگردیسیها 1.313–347).
این شناور معمولاً یک لارناکس—صندوق، صندوقچه یا جعبهای سرپوشیده—است، نه کشتیای بزرگ. این جزئیات بعدها اهمیت یافت، زیرا همان حوزهٔ معنایی گسترده میتوانست صندوق نجات دوکالیون، تابوت اوزیریس، صندوقهای مقدس آیینهای اسرارآمیز و کشتی نوح را در بر گیرد. نویسندگان باستان نمیگفتند که همهٔ این اشیا یک شیء واحد بودند. مکتب آرکیت شکل مشترک آنها را کلیدی الهیاتی میدانست.1
سنت یونانی بیش از یک طوفان را حفظ کرده بود. اوگیگس به سیلی پیشین و مبهمتر تعلق داشت و روایتهای محلی وقوع سیلاب را در آتن، تسالی، دودونا، دلفی و جاهای دیگر جای میدادند. بااینحال، دوکالیون به شناختهشدهترین بازماندهٔ هلنی بدل شد: بنیانگذاری پس از ویرانی، پدرِ هلن، و ازاینرو نیای هلنیها. این امر او را به چهرهای طبیعی تبدیل کرد که نوزایی دیونوسوسیِ پس از سیل میتوانست پیرامونش تبلور یابد.
آنتستریا چگونه سیل دوکالیون را به یاد میآورد؟#
جشن آنتستریا از کهنترین جشنهای آتنیِ دیونیسوس بود. توسیدیدس پرستشگاه آن را «کهنترین پرستشگاه دیونیسوس» و خودِ این جشن را «کهنترِ دیونیسیا» مینامد (جنگ پلوپونزی 2.15.4). این جشن روزهای یازدهم تا سیزدهمِ آنتستریون را در بر میگرفت، هنگامی که شرابِ محصول سال پیش را میگشودند و میچشیدند.
سه روز این جشن در توالی خارقالعادهای پیش میرفت:
| روز | نام | آیینهای اصلی | ارتباط با توفان |
|---|---|---|---|
| ۱۱ آنتستریون | پیتویگیا، گشودن خمرهها | خمرههای شراب نو گشوده میشدند؛ نخستین شراب پیشکش میشد | ظهور دوبارهٔ فراوانی دیونیسوسی |
| ۱۲ آنتستریون | خوئس، سبوها | مسابقهٔ انفرادی شرابنوشی؛ ازدواج مقدس؛ گشودگی وهمآلود | مرز میان خانه، شهر، خدا و بیگانه سست میشود |
| ۱۳ آنتستریون | خوتروی، دیگها | دانهها/حبوبات مخلوط پخته میشدند؛ پیشکش زیرزمینی؛ مردگان بدرقه میشدند | نخستین غذای بازماندگان و یادبودِ مردگانِ توفان |
دو روز نخست، ورود شراب به چرخهٔ مصرف انسانی را جشن میگیرند. روز سوم رو به پایین میگردد: از شراب به دانه، از بزم به مردگان، از ورود دیونیسوس به یاد جهانی ویرانشده. این بدان معنا نیست که هر آیینِ روز خوتروی تشرفی به آموزهای سرّی و دیونیسوسی بوده است.2 اما یادبودِ توفانی را در پایانِ جشنی بیتردید دیونیسوسی قرار میدهد.
دیگِ دانهٔ بازماندگان#
تئوپومپوس، تاریخنگار سدهٔ چهارم پیش از میلاد که سخنانش در واژهنامهها و حاشیهنوشتهها باقی مانده است، سببشناسی تعیینکننده را ارائه میکند. روایت مفصلتر میگوید:
«پس از سیل، بازماندگان هر نوع حبوباتی را در دیگی جوشاندند، زیرا هیچ غذای جداگانهای نداشتند.»
— تئوپومپوس F 347b، محفوظ در سودا، ذیلِ مدخلِ خیتروس
این مخلوط نوعی پانسپرمیا، یعنی خوراکی «همهدانه» بود که از هر حبوبات یا غلاتی که میشد گرد آورد، تهیه میشد. مدخلی دیگر خیتروی را جشنی آتنی میخواند که در آن «همهگونه دانه» بهسبب سیل دئوکالیون برای هرمس پخته میشد (سودا، ذیلِ مدخلِ خیتروی). حاشیهٔ تفسیری مرتبط، عمل مربوط به مردگان را در یک جمله توضیح میدهد:
«آنان برای هرمس ختونیوس، از جانب کسانی که در سیل مردند، قربانی میکنند.»
— حاشیهٔ تفسیری بر اثر آریستوفان، قورباغهها ۲۱۸، نقلشده در سودا یادداشت
ازاینرو، دیگ هم به گذشته مینگریست و هم به آینده. به کسانی که سیل با خود برده بود خوراک میداد یا آنان را آرام میکرد، اما در عین حال نخستین آشپزی بشر پس از فروکشکردن آبها را نیز به یاد میآورد: بذرِ بازمانده به فرهنگ بازگشت. در زبان رمزیِ متأخر، این دیگ میتوانست بهآسانی به کشتیِ کوچکی بدل شود—دانههای بسیار که در یک ظرف حفظ شدهاند—اما آیین کهنتر بدون این بسط معنایی نیز نیرومند است. این آیین نخستین وعدهٔ تمدن را در کنار مردگانِ جهان پیشین قرار میدهد.
قربانیگیرنده هرمس ختونیوس، راهنمای ارواح و میانجیِ جهان زیرین بود، نه صرفاً دیونیسوس. این ایرادی مهلک بر این ارتباط نیست. جشنهای یونانی غالباً دربرگیرندهٔ آیینهایی برای چندین قدرت بودند. این نشان میدهد که در روز آخر، کدام جنبهٔ سیل اهمیت داشت: نه نمایشِ توفان، بلکه رابطهٔ میان بازماندگان، بذر و انبوهِ دفننشدهها.
ندای پایانیِ سنتی، که معمولاً چنین خوانده میشود «بیرون، کِرها؛ آنتستریا به پایان رسیده است،» مردگانِ خطرناک را با پایان یافتن بازهٔ مجاز بیرون میراند. قرائت متنیِ کِرها (ارواح) رقابت میکند با کاریها (کاریاییها)، و نوئل رابرتسون بازسازیِ رایجِ جشن ارواح را محل تردید میداند. با این همه، دریافتکنندهٔ زیرزمینی و سببشناسیِ مردگانِ سیل، مرگ را از نظر ساختاری در خوتروی حاضر میسازند، خواه همهٔ ارواح دیدارکنندهای که کتابهای راهنمای مدرن تصور کردهاند به کهنترین آیین تعلق داشته باشند یا نه.
هیدروفوریا و غرقشدگان#
مراسم هیدروفوریا، «آببری»، معنای یادبودین را بیابهام میسازد. تعریف باستانیِ واژهنامهای بهطرز تحسینبرانگیزی روشن است:
«جشنی سوگوارانه در آتن برای کسانی که در سیل جان باختند.»
این گزارش از آپولونیوس برگرفته شده و در شکلِ باقیماندهاش متأخر است، اما یک خاطرهٔ آیینیِ اصیل آتنی را ثبت میکند. پلوتارک نیز مستقلاً اشاره میکند که آتنیان در آنتستریون “آیینهای بسیاری مرتبط با ویرانیِ ناشی از سیل” انجام میدادند (زندگیِ سولا 14.6). این گواهیها در کنار هم بیش از یک آیینِ بزرگداشتِ سیل را در ماه دیونیسوس جای میدهند.
اینکه هیدروفوریا دقیقاً عملی از آیین خیتروی بود، آیینی مجاور که بعدها با آن در یک گروه قرار گرفت، یا بزرگداشتی که زمانی مستقل بود، همچنان محل بحث است. بررسی شواهد بهدست آر. گارتویت نشان میدهد که چرا هم ادغام سنتی و هم جداسازی تجدیدنظرطلبانه همچنان ممکناند (“کِرِسهای آنتستریای آتنی و همتایان خاور نزدیک،” صص. 7–10). نکتهٔ اساسی کمتر تردیدپذیر است: حافظهٔ آتنی، مردگانِ سیل، آبآوری، بذرِ آمیخته، جهان زیرین و آنتستریون را به هم پیوند میداد.
شکافی که سیل در آن فروکش کرد#
پائوسانیاس در سدهٔ دوم میلادی جغرافیای مقدس محلی را دید. در محوطهٔ زمینِ المپیایی نزدیک المپیون، سوراخی به پهنای یک ذراع محلّی را نشان میداد که گفته میشد آبهای سیلِ دوکالیون از آن فروکش کردهاند. آتنیان هر سال آرد گندمِ آمیخته با عسل را در آن میریختند:
“هر سال آرد گندمِ آمیخته با عسل را در آن میریزند.”
— پائوسانیاس، توصیف یونان 1.18.7
آرامگاه دئوکالیون و نیایشگاه باستانی زئوسِ او در همان نزدیکی قرار داشتند. در اینجا، سیل چنین ثبت شده بود در آتن، بهصورت گذرگاهی عمودی: آب در زمین ناپدید میشود؛ خوراک هر سال در پی آن میرود. این عمل هم به پیشکشی یادبودین میماند و هم به آیین بستن یک زخم. هنگامی که در کنار خیتروی خوانده شود، چرخهٔ سیل، فرود، پیشکش و تغذیهٔ احیاشده را کامل میکند.
آتن باستان یاد بازماندگان و مردگان دئوکالیون را در فصل مقدسِ دیونیسوس جای داد: دیگی از همهٔ دانهها بر فراز زمین و پیشکشی سالانه از غله به درون زمینِ زیرین.
چرا دیودوروس دیونیسوس را پس از طوفان و دوبارزاده خواند؟#
صریحترین الاهیات باستانی دربارهٔ دیونیسوس و سیل در نوشتههای دیودوروس سیکولوس، که در سدهٔ نخست پیش از میلاد مینوشت، پدیدار میشود. روایت او صرفاً قیاسی گذرا نیست. این روایت تاک، تکهتکهشدن، دمتر، رازورزی اورفئوسی و دئوکالیون را در تفسیری واحد گرد میآورد.
دیودوروس نخست نام دیمِتور، “از دو مادر،” را از طریق رشد تاک توضیح میدهد: تاک در زمین کاشته میشود و بعدتر میوه میدهد. سپس او تمثیلی کشاورزی برای تکهتکهشدن دیونیسوس عرضه میکند. نیروهای زمینزاد خدا را از هم میدرند؛ دمتر اندامهایش را گرد میآورد؛ و او تولدی دوباره مییابد. بریدن تاک، پخشکردن شاخههای آن و بازگرداندن میوهٔ فصلیاش به پیکر طبیعیِ نهفته در پسِ اسطوره بدل میشوند (کتابخانه 3.62.5–8).
او میافزاید که این آموزه با اشعار اورفئوس و با آنچه در آیینها بیان میشود همخوانی دارد، اما «بازگویی تفصیلی آنها برای تشرفنیافتگان روا نیست.» این احتیاط اهمیت دارد. دیودوروس ادعا نمیکند که تمثیل طبیعی او تمام راز را توضیح میدهد. او نشان میدهد که چگونه یک حقیقت کشاورزی و روایتی مقدس و سرّی، بازتاب یکدیگرند.
سپس نوبت به طوفان میرسد:
«میوهٔ تاک همراه با هر گیاه دیگری در طوفان دئوکالیون نابود شد.»
— دیودوروس، کتابخانهٔ تاریخ 3.62.10، ترجمهٔ جدید
دیودوروس ادامه میدهد که وقتی تاکها دوباره روییدند، این رویداد همچون تجلی تازهای از خدا پدیدار شد. از همین رو نسلهای بعدی میتوانستند بگویند دیونیسوس بار دیگر از ران زئوس زاده شده است. آن فاجعهٔ کیهانی همان کاری را با تاک کرد که تیتانها با زاگروئوس کردند: بدن مرئی خدا را نابود کرد. بنابراین، نخستین میوهٔ پس از طوفان یک تجلیبود، دیونیسوس نزد بشریت بازگشته بود.
این ساختار را باید بهروشنی بیان کرد:
- دیونیسوس در تاک زنده حضور دارد.
- طوفان پوشش گیاهی را نابود میکند و ازاینرو بدن مرئی او را محو میسازد.
- نیروی زایندهٔ حیات در سراسر فاجعه بهصورت نهفته باقی میماند.
- تاک در زمین نوزاییشده سر برمیآورد.
- انسانها میوهٔ آن را همچون تولد دوم خدا تجربه میکنند.
این مقایسهای ویکتوریایی نیست که بر یونان تحمیل شده باشد. این یک مورخ یونان باستان است که تولد دوبارهٔ پس از طوفان را بهصراحت بیان میکند. مکتب آرکیتیِ متأخر آن را جهانشمول کرد، اما ابداعش نکرد.
دیودوروس در ادامه چندین دیونیسوس را از یکدیگر متمایز میکند. پسر بزرگتر زئوس و پرسفونه—یا، در روایتی دیگر، دمتر—به شخمزنی و کشاورزی تعلق دارد؛ پسر کوچکتر، زادهٔ سمله، کشت تاک و آیین تشرف را به کمال میرساند (3.63–65). زایشهای متعدد، دیونیسوسهای متعدد، و اعصار متعدد فرهنگ، این خدا را بهگونهای منحصربهفرد قادر میسازند که جهان پیش از و پس از آبها را دربرگیرد.
نونوس چگونه مرگ زاگروئوس را به سیل جهانی پیوند داد؟#
پنج قرن پس از دیودوروس، نونوسِ پانوپولیس این پیوند را به حماسهای کیهانی بدل کرد. کتاب 6 از دیونیسیاکا با لقاح، کودکیِ دگرپیکر، و به تخت نشستنِ زاگروئوس، نخستین دیونیسوس، فرزند زئوس و پرسفونه، آغاز میشود. تیتانها او را با اسباببازیها و یک آینه میفریبند، هنگام تغییر شکل به او حمله میکنند، و تکهتکهاش میکنند. آتنا قلبش را حفظ میکند؛ زئوس قاتلان را با آذرخش میزند.
سپس مجازات از تیتانوماخی به فاجعهای جهانی گسترش مییابد. آتش زمین را فرومیبلعد، اقیانوس طلب بخشایش میکند، و زئوس ابزار خود را عوض میکند. همان خشم الهی که آفرینش را سوزاند اکنون آن را غرق میکند:
“زئوسِ بارانزا سراسر آسمان را با ابرها پوشاند و تمام زمین را غرق کرد.”
— نونوس، دیونیسیاکا 6.229–2303
خلاصهٔ مقدماتی خود نونوس اعلام میکند که آبادیهای زمین “برای بزرگداشت زاگروئوس” غرق شدند. رودها و دریاها درهم میآمیزند، کوهها به جزیره بدل میشوند، جانوران و انسانها با هم در سیلاب فروبرده میشوند، و مرزهای معمول فرومیریزند. تنها دئوکالیون در کشتی سرگردان خود از فراز سیلابِ بالاآمده میگذرد. سرانجام پوزئیدون سد تسالیایی را میشکافد، آبها فروکش میکنند، خشکی سر برمیآورد، و شهرهای تازهای بنیان نهاده میشوند (6.249–388).
| رویداد نونوسی | معنای طوفان | معنای دیونوسوسی |
|---|---|---|
| زاگرئوس بر تخت نشسته | نخستین نظم الهی-انسانی | دیونوسوس ازلی در کودکی فرمان میراند |
| تیتانها او را تکهتکه میکنند | نظم نقض میشود | حیات الهی پراکنده میشود |
| آذرخش زئوس زمین را میسوزاند | داوریِ عقیمکننده | انتقام برای نخستین دیونوسوس |
| اوکئانوس به زئوس التماس میکند | آب میخواهد جایگزین آتش شود | وارونگی عنصری آغاز میشود |
| باران جهان مسکون را غرق میکند | پاکسازی و انحلال کیهانی | جهان برای زاگرئوس سوگواری میکند |
| دوکالیون با کشتیاش عبور میکند | بازماندگانی زنده میمانند | حیات میان دو دیونوسوس حفظ میشود |
| آبها فروکش میکنند؛ شهرها سر برمیآورند | آفرینش از سر گرفته میشود | صحنه برای دیونوسوسِ سمله آماده میشود |
بنابراین، طوفان فاصلهٔ میان دو تدبیر دیونوسوسی را اشغال میکند. زاگرئوس، آن کودک شاخدار فرزند پرسفونه، به جهان ازدسترفته تعلق دارد؛ خدای شراب که از سمله زاده میشود، جهان نوساخته را فتح و دوباره افسون خواهد کرد. قلبی که آتنا حفظ کرده است، در ساحت الهی همان کارکردی را دارد که کشتی در ساحت انسانی: بازماندهای فشرده که حیات از طریق آن میتواند بازگردد.
نونوس بعدها این خاطره را تکرار میکند. در کتاب 36، گویندهای به یاد میآورد که چگونه قتل «دیونوسوسِ باستانی » آتش زئوس را به بار آورد و سپس «باران سراسر گیتی را غرق کرد» (دیونوسیاکا 36.119–133). این پژواک تأیید میکند که این توالی معماری الهیاتی بود، نه کنارهمگذاریای تصادفی.
نونوس شاعری از سدهٔ پنجم میلادی است، نه تندنویسی حاضر در یک آیین تشرف کلاسیک. بااینحال، او شاهدی باستانی بر تلفیقی از پیش به کمال رسیده است: مرگ زاگرویس، آخرالزمانِ عناصر، کشتیِ دئوکالیون، جهانِ از نو بنیادشده، و ظهور دیونیسوسی دیگر، همگی یک تاریخ مقدس واحد را شکل میدهند. برای پروندهٔ کامل مرگ و بازگشت، بنگرید به همهٔ متون موجود دربارهٔ مرگ و تولد دوبارهٔ دیونیسوس.
آیا دیونیسوس حتی مستقل از توفان نیز خدای آب بود؟#
دیونیسوس پوزئیدون نیست، اما اسطورههای یونانی بارها ورود و ناپدیدشدن او را در ساحل رقم میزنند. او در نوزادی، هنگامی که لیکورگوس تعقیبش میکند، به دریا میجهد و تتیس او را میپذیرد (هومر، ایلیاد 6.130–140). در سرود هومری، او بر یک کشتی دزدان دریایی ظاهر میشود، دکل را به تاکی زنده بدل میکند، و اسیرکنندگانش را به دلفین تبدیل میکند (سرود هومری برای دیونیسوس 7). به روایت پاوسانیاس، در لرنا، دیونیسوس برای بازگرداندن سمله به هادس فرود آمد؛ بنابراین، آیینهای اسرارآمیز محلی گذرگاهی را میان جهانها در ژرفای آب جای میدادند (توصیف یونان 2.37.5–6).
پلوتارک از همسانانگاری الهیاتیای سخن میگوید که به جانمایهٔ کشاورزیِ موضوع نزدیکتر است: یونانیان دیونیسوس را خداوندگار “نهتنها شراب، بلکه سراسر عنصر مرطوب” میدانستند (دربارهٔ ایسیس و اوسیریس 35). رطوبت میوه را آماسیده میکند، عصاره را تخمیر میکند، دانه را بیدار میسازد، و شکل ثابت را در خود حل میکند. کمبودش موجب ناباروری میشود؛ فزونیاش سیل به بار میآورد. دیونیسوس به تنش بارور میان این دو تعلق دارد.
این میدان آبی ثابت نمیکند که هر اسطورهٔ دریاییِ دیونیسوس، دوکالیون را در خود رمزگذاری کرده است. بلکه توضیح میدهد چرا طوفان نوح برای الهیات او فاجعهٔ مناسبی بود. آتش زندگی را مطلقاً نابود میکند؛ آب هم نابود میکند و هم با خود میبرد. شراب خود نوعی دگرگونیِ کنترلشدهٔ مایع است. دیونیسوس ناپدید میشود درون عنصری که میتواند از آن بازگردد.
آیا اسرار الئوسینی یک آیین رازآمیزِ مرتبط با طوفان نوح بودند؟#
هیچ منبع باستانیِ برجاماندهای نمیگوید که آیین تشرف مرکزیِ الئوسیس، ماجرای دوکالیون را بازآفرینی میکرد سیل. روایت بنیادین آن فاجعهای متفاوت است. در سرود هومری به دمتر، پرسفونه در زمین ناپدید میشود؛ دمتر در اندوه به جستوجو میپردازد و از رویاندن بذر خودداری میکند؛ خدایان و انسانها با قحطی روبهرو میشوند؛ مادر و دختر تا حدی دوباره به هم میپیوندند؛ و مناسک بنیان نهاده میشوند. این سرود تشرفیافتگان را میستاید:
“خوشا آن فانی که این چیزها را دیده است؛ تشرفنیافته در جهان زیرین بهرهای برابر ندارد.”
— سرود هومری به دمتر ۴۸۰–۴۸۲، ترجمهای تازه
بنابراین بحران الئوسیس عبارت است از خشکسالی و سترونی، نه سیل. این واقعیت را نباید کمرنگ کرد. بااینحال، اسرار در چند نقطهٔ مشخص به مجموعهٔ دیونوسوسی-سیل میپیوندند و همین نقاط توضیح میدهند که چرا خوانش باطنی چنین مجابکننده شد.
یاکخوس، دیونوسوس را به عرصهٔ الئوسیس میآورد#
تشرفیافتگان در امتداد راه مقدس از آتن به الئوسیس میرفتند، اشیای مقدس را حمل میکردند و نامِ یاکخوسرا فریاد میزدند. هرودوت فریاد فراطبیعیِ یاکخوس را که پیش از سالامیس شنیده شد، توصیف میکند (تواریخ 8.65)؛ تشرفیافتگانِ آریستوفان برای یاکخوس آواز میخوانند در جهان زیرین در قورباغهها ۳۱۶–۴۵۹. استرابون همانندسازیِ متأخرتر را به صریحترین شکل بیان میکند:
“آنان نام یاکخوس را نهتنها به دیونوسوس، بلکه به رهبر اسرار نیز میدهند.”
— استرابون، جغرافیا 10.3.10
یاکخوس ممکن است در آغاز تجسمِ فریاد آیینی، دایمونی جداگانه از دمتر، دیونوسوسی جوان، یا هویتی بوده باشد که در گذر زمان تغییر کرده است.4 همین ابهام عامل پیوند است. این ابهام اجازه داد آیینهای دستهروی الئوسیسی و دیونوسوسی بدون آنکه دو کیش را یکسان سازند، با یکدیگر همپوشانی پیدا کنند.
رازآموختگان به سوی دریا رفتند#
در روز دومِ اسرار بزرگ، ندای هالاده موستای—«رازآموختگان، به سوی دریا!»— شرکتکنندگان را برای تطهیر همراه با خوکچههایشان به ساحل، احتمالاً در فالرون، فرستاد. آب شور، پیش از راهپیمایی و مناسک شبانه، هم داوطلب و هم حیوان قربانی را شستوشو میداد (کوین کلینتون، «صاحبمنصبان مقدسِ اسرار الئوسینی »; والتر بورکرت، آیینهای رازآمیز باستانی).
تطهیر با آب دریا صرفاً به این دلیل که هر دو با آب سروکار دارند، نمادی از سیل جهانی نیست. کارکرد آن پاکسازی مقدماتی بود. اما در نگاه باطنیِ متأخر، این کار خُردهجهانی آیینی از همان گذار فراهم میکرد: ناپاکی پیش از آغاز وضعیتی مقدس و نو شسته میشود.
در پایان اسرار، دو ظرف موسوم به پلموخوی خالی میشدند، یکی به سوی شرق و دیگری به سوی غرب، و همزمان عبارتی آیینی بر زبان میآمد. آتنایوس پیوند این ظرف را با «آخرین روز اسرار» ثبت کرده است (ضیافت فرزانگان 11.93). باز هم، ساغرریزیْ طوفان نیست. بااینحال، آبتنی در دریا، همراه با ریختنِ دوگانهٔ مایعات، فرودِ کوره و بازگشت غله، چارچوبی نیرومند با درونمایههای آبی و زیرزمینی پدید میآورد.
اوگیگس برای الئوسیس تبارنامهای متعلق به عصر سیل فراهم کرد#
پوسانیاس یک تبارنامهٔ محلیِ عجیب را حفظ کرده است: برخی شاعران اوگیگس را پدرِ الئوسیس میدانستند (توصیف یونان 1.38.7). اوگیگس قهرمانِ نامبخشِ نخستین طوفانِ مبهمِ یونان بود؛ طوفانی چنان کهن که «اوگیگی» میتوانست صرفاً به معنای آغازین باشد. گاهنگارانِ متأخر حتی اوگیگس را بنیانگذار الئوسیس میدانستند. این تبارنامههای متأخر نشان نمیدهند که آیینهای اسرارآمیزِ تاریخی برای بزرگداشت طوفان او پایهگذاری شده بودند. اما نشان میدهند که نویسندگان باستانی و اواخر عهد باستان خود میتوانستند الئوسیس را در گذشتهای مقدس از عصر طوفان جای دهند.
سنگنوشتهٔ پاریان توالی مشابهی را در آتیک پدید میآورد. این اثر رهایی دئوکالیون و قربانیکردن او در آتن را پیش از مدخلهای مربوط به ورود دمتر، غله، تریپتولموس و مناسک الئوسینی قرار میدهد. ازاینرو، یک تاریخنگار جهانیِ متأخر میتوانست تاریخ مقدس آتیک را همچون سیر تحول از نجاتیافتن از طوفان تا مکاشفهٔ کشاورزی بخواند. مکتب کشتیباور این نزدیکیِ زمانی را به الهیاتی مشترک تبدیل کرد.
غله، الئوسیس را بهمثابه دینی پسافاجعهای فهمپذیر کرد#
الئوسیس در امور مقدسی که آشکار و اجرا میشدند به اوج میرسید؛ اموری که شاهدان باستانی از روایت کاملشان سر باز میزنند. هدیهٔ غله از سوی دمتر، چرخهٔ کوره و امید پس از مرگ همچنان دستور زبان عمومی آناند. بذر در زیر زمین ناپدید میشود، بهطور نامرئی زنده میماند و چندبرابر بازمیگردد. این امر شباهت نزدیکی دارد به دیگِ گونههای حفظشدهٔ خیتروی و تاکِ دیودوروس که پس از طوفان دوباره پدیدار میشود.
این شباهتها گواهِ وجود نمایش آیینیِ گمشدهای دربارهٔ طوفان در الئوسیس نیستند. آنها جلوهٔ منطقی مشترک در مدیترانه دربارهٔ باروریاند:
| الگوی الئوسینی | الگوی دیونوسی | الگوی طوفان |
|---|---|---|
| کوره فرود میآید | زاگرئوس از هم دریده میشود یا دیونوسوس ناپدید میشود | جهان کهن زیر آب ناپدید میشود |
| دمتر سوگواری میکند | باکانتها/همراهان برای خدا سوگواری میکنند | بازماندگان برای غرقشدگان سوگواری میکنند |
| بذر پنهان میماند | قلب، تاک، یا حیات الهی باقی میماند | بذر، حیوانات، و خانواده در کشتی باقی میمانند |
| نوآموز تطهیر میشود | داوطلب دیونوسی دگرگون میشود | سیل نظم فاسد را میشوید و میبرد |
| کوره و محصولات کشاورزی بازمیگردند | دیونوسوس دوباره زاده میشود/تجلی مییابد | زمین خشک و بشریت دوباره پدیدار میشوند |
| پس از رؤیت، سعادت از راه میرسد | نوآموز تبدیل میشود به نئوس یا تجدیدشده | پس از قربانی، عصری نو آغاز میشود |
مکتب باطنی نیازی نداشت شباهت را جعل کند. اقدام جنجالی آن این بود که این شباهت ساختاری را به ادعای تبار مستقیم نوحی تبدیل کند.
چگونه اوزیریس به پلِ کشتی میان دیونوسوس و طوفان تبدیل شد؟#
نویسندگان یونانی و رومی باستان بارها اوزیریس را با دیونوسوس یکی دانستهاند. هرودوت این همارزی را با ایجازی تقریباً بیرحمانه بیان میکند:
“اوزیریس، در زبان یونانی، دیونوسوس است.”
— هرودوت، تواریخ 2.42
او در جایی دیگر، آیینهای مصائب آن خدا را توصیف میکند و بیدرنگ رازآمیزی آنها را با اسرار دمتر مقایسه میکند (2.171). دیودوروس فراتر میرود: آیین اوزیریس “همان آیین دیونوسوس” است، در حالی که ایزیس همتای دمتر است (کتابخانه 1.96.5). این مقایسههای باستانی، مدتها پیش از رازباوری مدرن، مسیری واقعی میان تفسیر مصری، باکوسی، و الئوسینی گشودند.
اوزیریس در صندوقی محبوس و بر آب روانه میشود#
روایت پلوتارک ظرف ضروریِ مکتب متأخر را در اختیار آن میگذارد. تیفون پنهانی اندازهٔ اوزیریس را میگیرد، صندوقی زیبا و متناسب با او میسازد و وعده میدهد آن را به هرکس که در آن دقیقاً جا بگیرد بدهد. اوزیریس وارد میشود؛ توطئهگران درپوش را محکم میبندند، آن را میخکوب و مهروموم میکنند و از طریق مصب تانیسیِ نیل به دریا میبرند (دربارهٔ ایزیس و اوزیریس 13).
صندوق به بیبلوس میرسد و درون درختی محصور میشود. ایزیس آن را بازمییابد، اما تیفون بعدتر جسد را پیدا میکند، آن را تکهتکه میکند و قطعاتش را پراکنده میسازد. ایزیس جستوجو میکند، قطعات را گرد میآورد و طی آیینی خدا را از نو پیکربندی میکند. مرگ در صندوقِ متناسب، اختفای حملشده بر آب، درختی پیرامونِ محفظه، تکهتکهشدن، جستوجو و نیروی زایندگیِ احیاشده، مجموعهای خارقالعاده برای مفسران تطبیقی پدید آوردند.
اما صندوق باستانیِ اوزیریسی از نظر کارکرد کشتی نوح نیست. آن تابوت و ابزار قتل است، نه وسیلهٔ نجاتی که بازماندگانی زنده را حمل کند. خصلت کشتیگون آن نمادین است: محفظهای محدود حیات الهی را در گذار آن از آب و مرگ در خود نگه میدارد. دقیقاً همین شباهت نمادین برای خوانندگان رازآموز اهمیت داشت.
طغیان نیل مرگ را به باروری بدل میکند#
پلوتارک اوزیریس را از طریق نیل، باروری و اصل زایندهٔ مرطوب تفسیر میکند. افزایش آب رود، زمین سیاهی را که با ایزیس یکی دانسته میشود بیدار میکند؛ پسنشینی آن امکان بذرپاشی را فراهم میآورد؛ غله به پیکر مشهود خدای احیاشده بدل میشود. آیینها میتوانستند برای کاهش آب یا فقدان خدا سوگواری کنند و باروری تجدیدشده را جشن بگیرند، بیآنکه اوزیریس را به تمثیلی هواشناختی تقلیل دهند.
هنگامی که اوزیریس همان دیونیسوس دانسته شد، این الهیات نیلی الگوی یونانی را تشدید کرد:
- آن طغیان نیل با آبِ بارور و ویرانگر مطابقت دارد؛
- آن صندوق با کشتی، تابوت، زهدان و بذرْدان مطابقت دارد؛
- آن بدنِ تکهتکهشده با بذرِ پراکنده و زاگریوس مطابقت دارد؛
- جستوجوی ایزیس با جستوجوی دمتر برای کوره مطابقت دارد؛
- اوزیریسِ احیاشده با تاکِ بازگشته و دیونیسوسِ دوبارزاده مطابقت دارد؛
- هوروس با تداوم زندگی و نظم مشروع پس از فاجعه مطابقت دارد.
نظام آرکیتی این تناظرها را بازماندههای تاریخی واحد تلقی میکرد. باستانشناسیِ دین تطبیقی، با احتیاط بیشتری، آنها را ترجمههایی میان نامها و آیینهای الهی تلقی میکرد. در هر صورت، اوزیریس ظرفِ مفقود را فراهم کرد و تصورِ یک تشرف کاملِ دیونیسوسیِ طوفان را امکانپذیر ساخت.
برای نسخهای مهم از همین همسانانگاری در اوایل دوران مدرن، بنگرید به اوزیریسِ نیوتن = باکوس = سساک.
مکتب باطنی یا آرکیتی چه بود؟#
تفسیر آرکیتی کشتی (arca، صندوق) و طوفان را نمادهای بنیادینی میداند که کشتیها، مرگها، نزولها و باززاییهای اساطیر پاگانی از آنها پدید آمدند. در شکل کلاسیکِ مسیحی-باستانپژوهانهاش، نوح پدرسالار تاریخیِ پشتِ چهرههای محلیای چون دوکالیون، اوگیگس، اوزیریس و باکوس بود. کشتی او در قالب کشتی، تابوت، صندوق، غار، سبد مقدس، هلال، تخم یا زهدان بازپدیدار شد. آیینهای اسرارآمیز، حتی پس از آنکه تاریخ اصلی به اسطوره تبدیل شده بود، فاجعه را در قالب آیینی حفظ کردند.
این مکتب در معنای مدرن، بهصورت نهانگرایی آغاز نشد. ریشههای آن در تلاشهای دورهٔ رنسانس و سدهٔ هفدهم برای سازگار کردن گاهشماری بتپرستان با سفر پیدایش نهفته است. ساموئل بوخارت، گرهارد یوهان فوسیوس، پیر-دانیل اوئه، آتاناسیوس کیرشر و دیگر باستانپژوهان کتاب مقدس، خدایان اقوام را با پدرسالاران مقایسه کردند و پراکندگی ادیان را از خاندان نوح پی گرفتند. اسطورهنگاران تطبیقی سدهٔ هجدهم- این همارزیها را گسترش دادند؛ نویسندگان ماسونی سدهٔ نوزدهم آنها را به نظریهای دربارهٔ تشرف تبدیل کردند؛ تئوسوفی و جاودانگرایی بعدها این نظام را از گاهشماری سختگیرانهٔ کتاب مقدس رها ساختند.
| تاریخ | نویسنده یا جریان | سهم در خوانش طوفان |
|---|---|---|
| دههٔ ۱۶۵۰–دههٔ ۱۷۰۰ | بوخارت، فوسیوس، اوئه، کیرشر | خدایان و اقوام بتپرست از تاریخ پس از نوح پراکنده شدند |
| 1774–1776 | جیکوب برایانت | آیینهای الئوسینی، ایسیسی و باکوسی، خاطرهٔ کشتی و طوفان را حفظ کردهاند |
| 1784/1817 | سنت-کروا | اسرار بهمثابه وحشت نمایشی، مرگ نمادین و کیهانشناسی بازسازی شدند |
| 1803/1816 | جرج استنلی فیبر | نظام کامل کشتیمحور: نوح، کشتی، تخم کیهانی، خدایانِ میرا، باززایی جهانی |
| 1806/1825 | جیمز کریستی | نقاشیهای روی گلدان بهمثابه صحنههایی از نزول، آب، طوفان و تمهیدات نمایشی اسرار خوانده شدند |
| ۱۸۲۳–دههٔ ۱۸۵۰ | جرج الیور | تشرف بتپرستانه به مکاشفهٔ پدرسالارانه و الگوی اولیهٔ فراماسونری تبدیل میشود |
| از ۱۸۶۹ به بعد | آلبرت جی. مکی | دیدگاههای فیبر و الیور بهصورت آموزهٔ دانشنامهای ماسونی تدوین شدند |
| 1877–1888 | اچ. پی. بلاواتسکی | درونمایههای کشتیمحور در چرخهها، آتلانتیس و تاریخ جهانی علوم خفیه جذب شدند |
| 1928 | منلی پی. هال | درونمایههای ماسونی، تئوسوفیایی، کلاسیک و کشتیمحور در کنار هم رواج داده شدند |
بهترین رویکرد به این مکتب آن است که نه آن را باستانشناسیِ سرکوبشده بدانیم و نه صرفاً حماقت. این مکتب یک از نظر تاریخی قابلردیابی هرمنوتیک—شیوهای برای خوانش—بود که پیوندهای واقعیِ باستانی را تشخیص میداد و سپس انسجام نمادین آنها را شاهدی بر منشأ مشترکشان میانگاشت.
جیکوب برایانت: طوفان بهمثابه عصر بزرگ#
اثر جیکوب برایانت، نظامی نو؛ یا، تحلیلی بر اسطورهشناسی باستان (1774–1776) ، نقطهعطفی تعیینکننده است. پژوهشگران پیشین خدایان منفرد مشرکان را با پدرسالاران کتاب مقدس مقایسه کرده بودند. برایانت کوشید پراکندگیِ پس از طوفان را به دستور زبان کل اسطورهشناسی بدل کند. او استدلال میکرد که طوفان، «عصر بزرگ»ی بود که ملتهای غیریهودی تاریخ مقدس را از آن محاسبه میکردند (جلدها در پروژه گوتنبرگ).
درباره الئوسیس، فرمولبندی او صریح بود:
«آیینهای داماتر، همچون آیینهای ایزیس، به کشتی و طوفان مربوط بودند.»
— جیکوب برایانت، نظامی نو، جلد 3
«داماتر» همان دمتر است. استدلال برایانت اسرار او را به ایزیس، کشتی مصری، کابیریها، کشتیهای یادبود و کشاورزیِ پس از طوفان پیوند میداد. دیونیسوس از رهگذر هویت باستانیاش با اوزیریس و نیز نمادهای دریایی، زیرزمینی و باززاینده باکوسی وارد این دستگاه شد. نامهای اسطورهای متفاوت بودند، اما رویداد تاریخیِ نهفته در پس آنها یکی بود.
روش برایانت—ریشهشناسی جسورانه، جغرافیای مقدس، سکهها، نام کوهها و شهرها و مقایسه کشتیهای آیینی—با معیارهای نوین تاریخی-زبانشناختی سازگار نیست. نقطه قوت آن دیدگاه ترکیبیاش بود. این روش طوفان را نه اسطورهای در میان اسطورههای دیگر، بلکه گسست سازماندهندهای در پسِ اسطوره میدانست.
جورج استنلی فیبر: نظام کامل آرکی#
جورج استنلی فیبر برنامهٔ برایانت را به یک الهیات نظاممند تبدیل کرد. حتی عنوان فرعی از اثر او، رسالهای دربارهٔ اسرار کابیریها، (1803) اعلام میکند که آیینهای عیاشانهٔ ایسیس، سرس، میترا، باکوس، رئا، آدونیس و هکاته برگرفته از مناسکی «یادبود توفان» بودند. اثر سهجلدی او، خاستگاه بتپرستی پاگانی، (1816) این ادعا را به سراسر جهان بسط میدهد.
از نظر فیبر، الهیات پاگانی بارها دو چرخه را با هم ترکیب میکند:
- آرکی: جهان در آب فرو میرود، خانوادهای و بذرهای حیات درون محفظهای جای میگیرند، کشتی سرگردان میشود و جهانی نوساخته پدیدار میگردد.
- خورشیدی: خورشید در تاریکی یا جهان زیرین ناپدید میشود و دوباره طلوع میکند.
این دو در خدای میرا و بازآینده به هم میپیوندند. نوح میتواند به اوزیریس، باکوس، آدونیس یا پدر بزرگ تبدیل شود؛ کشتی میتواند به ایسیس، سرس، تابوت، کشتی هلالی، غار، زهدان یا تخممرغ کیهانی تبدیل شود؛ خروج از کشتی نیز میتواند به رستاخیز الهی و تشرف انسانی تبدیل شود. ازاینرو، فیبر میتوانست بنویسد:
«کشتی هادس همان کشتی اوزیریس یا کشتی نوح است.»
— فیبر، خاستگاه بتپرستی پاگانی
نوآموزِ آیین اسرار همان باززایی را از نو به نمایش میگذاشت. محوطهٔ بسته نمایانگر کشتی بود و مقبره؛ تاریکی هراسانگیز نمایانگر جهانِ نابودشده بود؛ مرگِ ظاهری، پدرسالار را به خدای مقتول پیوند میداد؛ رهایی نمایانگر گشودهشدن کشتی و احیای آفرینش بود. شهود بزرگ فابر این بود که کیهانشناسی، باروری فصلی و تشرف میتوانستند یک صورت را بیان کنند. زیادهروی بزرگ او این بود که تقریباً هر صورتی را از لحاظ تاریخی نوحی بداند.
سنتکروا و توماس تیلور: دو جریان مهمِ مجاور#
اثر بارون دو سنتکروا با عنوان پژوهشهای تاریخی و انتقادی دربارهٔ اسرار پاگانیسم (1784؛ بازنگریشده در 1817) باید در کنار تبارشناسی کشتیمحور قرار گیرد، نه دقیقاً درون آن. او گواهیهای باستانی دربارهٔ تشرف به آیینهای اسرار، وحشت نمایشی، رازداری و مرگ نمادین را سامان داد. بعدها نویسندگان ماسونی بارها از او بهعنوان مرجعی علمی یاد کردند. داوری منقول او مبنی بر اینکه قتل دیونیسوس بهدست تیتانها تمثیلی از “دگرگونیهای فیزیکی جهان” بود، بهطور طبیعی پلی بهسوی کیهانشناسی طوفانی فابر ایجاد کرد (نسخهٔ 1817 در گوگل بوکس).
توماس تیلور نمایندهٔ جریان مجاور دیگری است. ترجمههای افلاطونی او اسرار الئوسینی و باکوسی را نمایشهایی از هبوط روح به عالم تکوّن و بازگشت به امر الهی میدانستند. در اثر ویراستهشده پس از مرگ با عنوان اسرار الئوسینی و باکوسی ، ارجاعات کشتیمحور گاه در کنارتفسیر نوافلاطونی تیلور قرار میگیرند. این تمایز مهم است: خوانش کشتیمحور میپرسد این آیین کدام فاجعهٔ تاریخی را به یاد میآورد؛ خوانش افلاطونی میپرسد هبوط و عروج روح چه معنایی دارند. باطنگراییِ متأخر این دو را درهم آمیخت.
جیمز کریستی: آوردن طوفان نوح به صحنهٔ آیین اسرار#
جیمز کریستی پژوهشهایی دربارهٔ گلدانهای نقاشیشدهٔ یونانی (۱۸۰۶، بسطیافته در ۱۸۲۵) ارائه کرد ترکیب تصاویر و سازوکار نمایشی را. کریستی صحنههای روی گلدانها را صرفاً تصویرگریهایی از اسطوره نمیدانست، بلکه آنها را بازنماییهای احتمالیِ نمایشهایی میدانست که در آیینهای رازآمیز الئوسینی و دیگر مناسک رازآمیز اجرا میشدند.
او استدلال کرد که یکی از صحنهها یا به روحی مربوط بود که بر آبهای آغازین حرکت میکرد، یا به:
“نوزایی موجودات آفریدهشده پس از نابودی آنها بهدست آبهای طوفان.”
— کریستی، پژوهشها، ص. 110
در جایی دیگر، او “هبوط باکوس” و صعود دوبارهٔ او را بهصورت نمایشی عرفانی بازسازی کرد که در صحنههای شفافِ پیدرپی (به نمایش درمیآمد اسکن). بدینترتیب، آفرینش از آب، هبوط به هادس و نوزایی پس از طوفان میتوانستند اجزای یک نمایش آیینیِ تشرف باشند.
بازسازیهای کریستی گزارشهای شاهدان عینی از الئوسیس نیستند. اهمیت آنها در بازخوردشان نهفته است: آنها این امکان را فراهم کردند که دقیقاً تصور شود یک معبد باستانی چگونه میتوانسته تاریکی کیهانی، تندر مصنوعی، تصاویر متحرک، آب، مرگ و بازگشت را به صحنه بیاورد.
جورج الیور: از پدرسالاران تا تشرف ماسونی#
کشیش جورج الیور اسرار را در تاریخ مشیتباورانهای از تشرف جای داد. در آثار باستانی فراماسونری (1823), تاریخ تشرف (1829), نشانهها و نمادها، و آثار متأخرتر، وحی آغازین از طریق مشایخ فرود میآید، در آیینهای بتپرستانه تحریف میشود، و در فراماسونری پالایش مییابد. بررسی الیور از تشرف باکوسی شامل تطهیر، تاریکی، وحشت، مرگ و احیا است، حال آنکه یادداشتهای تطبیقی او پیوسته به موسی، نوح و طوفان بازمیگردند (تاریخ تشرف، گفتار باکوسی، صص. 104–120).
از نظر الیور، مصائب محوری بتپرستانه از پیش مصائب ماسونی را نوید میداد:
“مرگ اوزیریس، آدونیس، یا باکوس … سرنمون اسرارِ فراماسونری را تشکیل میداد.”
— جورج الیور، نمادِ شکوه
الیور صرفاً آرایههای بتپرستانه را برای فراماسونری وام نگرفت. او مدعی تداومی آسیبدیده از دانش مقدس بود. گذر نوآموز از میان حجره، غار، کشتی، تابوت، یا قبری نمادین صورتِ انسانیِ گذر جهان از طوفان بود.
آلبرت مکی: طوفان مصنوعی در یک تشرف دیونوسی#
آلبرت گالاتین مکی سنت کشتیمحور را برای نسلهای متمادی از خوانندگان فراماسونری مدون کرد. او میدانست که نظریه فابر همهچیزشمول بود و آن را نظامی توصیف میکرد که “هر آیین و نماد” را به نوح، کشتی و طوفان ارجاع میداد (نمادگراییِ فراماسونری). با این حال، مکی خاطره نوحی و شباهتهای میان تشرفهای باستانی را برای تاریخ فراماسونری ضروری میدانست.
مفصلترین روایت در سنت دانشنامهای فراماسونری، ذیل عنوان “اسرار دیونوسیوسی پدیدار میشود.” نامزد تطهیر میشود و در میان آذرخشهای مصنوعی و رعد، از غارها عبور داده میشود. او مرگی عرفانی را تجربه میکند و به مدت سه روز در پاستوس یا بستر قرار داده میشود، و سپس با طغیان ناگهانی آب به وحشت میافتد:
«هجوم ناگهانی آبها … برای بازنمایی طوفان نوح در نظر گرفته شده بود.»
— سنت مکی، «دیونوسی اسرار»
همین بازسازی، خدای پنهان را با اوزیریس-دیونوسوس یکی میداند. تیفون کشتی یا صندوق را مییابد، بدن را تکهتکه میکند و قطعات را روی آب پراکنده میسازد؛ رئا جستوجو میکند؛ نوآموز یافت میشود، احیا میگردد و تجدیدشده اعلام میشود. در یکی از متون آیینی، این مکتب موارد زیر را در کنار هم قرار داده بود:
- سیل دئوکالیون یا نوح؛
- صندوقِ اندازهشده و تکهتکهشدن اوزیریس؛
- مصائب تیتانیِ زاگریوس؛
- حبس سهروزهٔ نامزد؛
- رئا/دمتر/ایزیس در مقام مادر جستوجوگر؛
- رستاخیز بهمثابه گشودهشدن کشتی، مقبره و زهدان.
هیچ منبع کلاسیکی این توالی کامل را بهعنوان مراسم واقعی تشرف دیونوسی حفظ نکرده است. این توالی، ترکیبی آیینی متعلق به قرن نوزدهم است که از اسطورههای باستانی، اشارات مربوط به مناسک اسرارآمیز، کشتیباوریِ فابر، صحنهپردازی کریستی و تاریخ فراماسونریِ الیور ساخته شده است. اما بهعنوان بیانی از مکتب باطنی, روشنترین روایت باقیمانده است.
هیگینز، بالگارنی و لیک: محیط گستردهتر کشتیباوری#
اثر گادفری هیگینز، آناکالیپسیس (1836) ، نظام باستانگرای مسیحی را به نظامی جهانشمول و تطبیقی بدل کرد. الئوسیس، اوزیریس، باکوس، مسیحیت، هند و طوفان به تجلیات محلیِ حکمتی کهنتر تبدیل شدند. هیگینز این باور کشتیباورانه را حفظ کرد که شخصیتی عادل یا الهی از مرگ میگذرد و احیا میشود، و در عین حال تبارشناسی را بسیار کمتر به چارچوب کتاب مقدس (آناکالیپسیس، جلد 2).
اثر آر. بالگارنی، پرستش کشتیباورانه ، نظریهٔ الئوسیسی را بیهیچ تردیدی بیان کرد:
«اسرار الئوسینی … بازماندههای پرستشی بودند که پیش از ظهورِ اسطورهشناسی هلنی پدید آمده بود.»
— بالگارنی، آرکیت پرستش
اثر جی. دبلیو. لیک، اسطورهٔ کشتی همین برداشت را در تکنگاشتی فشرده مطرح کرد: « کشتی مقدس ابزاری ضروری بود» در برگزاری اسرار الئوسینی (مالکیت عمومی اسکن). این نویسندگان نشان میدهند که آرکیسم صرفاً مدخلی پراکنده در آثار مکی نبود. بلکه مکتبی تطبیقی و شناختهشده با ادبیات، واژگان و تخیل بصری خاص خود بود.
بلاواتسکی: از یک طوفان کتاب مقدسی تا چرخههای غیبی#
هلنا پتروونا بلاواتسکی مقایسههای عتیقهشناسانه را به ارث برد، اما در برابر فروکاستن اسطورههای جهان به برداشتی نادرست و محدود از سفر پیدایش مقاومت کرد. در ایسیس پردهبرداشته (1877) و آموزهٔ رازآمیز (1888)، نوح، خیسوتروس، دئوکالیون، اوزیریس و دیگر نجاتیافتگان یا خدایانِ در حال مرگ، به سابقهای غیبی و بسیار کهنتر از فجایع مکرر، قارههای گمشده، نژادهای ریشهای و تشرف تعلق دارند (متون اصلی در دانشگاه تئوسوفی پرس). الگوی آرکیتی پابرجا میماند، اما جهت آن معکوس میشود. از نظر فابر، اسرار پاگانی، خاطرات تحریفشدهای از طوفان کتاب مقدسیاند. از نظر بلاواتسکی، روایت کتاب مقدس نسخهای متأخر از یک سنت باطنی جهانی است. کشتی به رمزی از چرخههای انسانی، کیهانی و تشرفی بدل میشود؛ دیونیسوس-اوزیریس به نمادی از آگاهی تبدیل میشود که در ماده قربانی و سپس احیا میگردد.
این دگرگونی اهمیت دارد، زیرا بخش بزرگی از علوم خفیهٔ قرن بیستم، در حالی که دیگر بهمعنای دقیق کلمه نوحی نیست، آرکیتی به نظر میرسد. این سنت کشتی، طوفان، بذر، مرگ و زایش دوباره را حفظ میکند، در حالی که آنها را به آتلانتیس، چرخههای سیارهای، روانشناسی یا فلسفهٔ خالده منتقل میکند.
منلی پی. هال: کشتی، تابوت، مکتب اسرار#
اثر منلی پی. هال، تعالیم سرّی همهٔ اعصار (1928) ، بیش از آنکه منشأ این نظریه باشد، تلفیقی عامهپسند و عظیم است. هال اسرار الوزیسی، اورفئوسی، باکوسی و دیونیسوسی را در یک گروه قرار داد، معماران دیونیسوسی را نیاکان معنوی فراماسونری دانست و معادلهٔ کلیِ علوم خفیه میان کشتی، صندوق مقدس، تابوت و مخزن حکمت را تکرار کرد (1928 اسکن).
هال میتوانست ورود اوزیریس به صندوقش را با ورود نوح به کشتی همزمان بداند، زیرا هر دو صحنه، در روش جاودانگرایانهٔ او، زندگی یا حکمتی را به تصویر میکشند که هنگام گذار جهانی محصور شده است. در مبتدیان شعله، کشتی نگهدارندهٔ یادگارهای مقدس و “سرچشمهٔ حکمت” در ادیان اسرارآمیز است (“کشتیِ عهد”).
اهمیت هال فرهنگی است. برایانت و فیبر نظریهٔ طوفان را بنا کردند؛ الیور و مکی به آن صورتی ماسونی دادند؛ بلاواتسکی آن را به چرخههای علوم خفیه گسترش داد؛ هال تمام این موزهٔ نمادین را به مخاطبان قرن بیستم عرضه کرد.
مکتب آرکیتی چه الگوی تشرفی را میدید؟#
همسانسازیهای نویسندگان آرکیتی هنگامی روشنتر میشوند که بهصورت دگرگونیها مرتب شوند، نه بهصورت معادلات یکبهیک.
| رویداد کیهانی | تصویر اسطورهای | کنش رازآمیز | معنای درونی |
|---|---|---|---|
| جهان فاسد به حد نهایی خود میرسد | تیتانها زاگرئوس را میکشند؛ توفون اوزیریس را به دام میاندازد | داوطلب متهم، برهنه، یا سردرگم میشود | هویت معمول از کار میافتد |
| آبها یا تاریکی آفرینش را میپوشانند | توفان دئوکالیون/نوح؛ نیل؛ اقیانوس آغازین | تاریکی، رعد، وحشت از آب، فرود | صورت در آشوب حل میشود |
| زندگی درون یک محفظه منقبض میشود | کشتی، لارناکس، صندوق، تخم، غار، پاستوس | داوطلب محصور میشود یا همچون مردهای دراز میکشد | نطفه الهی محافظت میشود |
| ظرف میان جهانها سرگردان است | کشتی بر آبها؛ صندوق اوزیریس در دریا | گذر و آزمونی نامطمئن | آستانه میان خودِ قدیم و جدید |
| مردگان به یاد آورده میشوند | خیتروی و هیدروفوریا | سوگواری و پیشکش زیرزمینی | دِین به گذشته ملغیشده |
| آبها فروکش میکنند و ظرف گشوده میشود | دئوکالیون به خشکی میرسد؛ صندوق/درخت پیدا میشود | نور، آشکارگی، رهایی | تولد دوم یا تجلی |
| بذر جهان را احیا میکند | پانسپرمیا، تاک، غله، حوروس | خوراک مقدس و اعطای جامه و نشان | زندگی احیاشده تکثیر میشود |
| پیمان یا رازی باقی میماند | قربانی پس از توفان؛ قانون الهی | عبارت، نشانه، نام جدید | تازهرازآموخته سنت را با خود حمل میکند |
نیروی این الگو در ارزش دوگانه آب و ظرف نهفته است. آب جهانِ صورتبندیشده را میکشد اما کشتی را نیز بر خود حمل میکند. ظرف همزمان تابوت و زهدان است. بذر مرده به نظر میرسد اما برداشت بعدی را در خود دارد. دیونیسوس تکهتکه میشود اما همچنان حیاتی نابودناشدنی باقی میماند. آیین تشرف فاجعه را انکار نمیکند؛ بلکه آنچه را فاجعه نمیتواند نابود کند کشف میکند.
با این خوانش، شواهد آتنی چشمگیر است. در آخرین روز جشن دیونیسوس، کوزهای که همهٔ بذرها را در خود دارد، هم غرقشدگان و هم بازماندگان را به یاد میآورد. سپس دیودوروس میگوید که بازگشت تاک پس از همان طوفان، دومین تجلی خدا بود. نونوس قلب زاگروس را در خلال نابودی یک عصر دیونیسوسی حفظ میکند و کشتی دئوکالیون را از میان آبها میگذراند پیش از آنکه دیونیسوسی دیگر پدیدار شود. تلفیق متأخر از هر منبع باستانی منفردی گستردهتر است، اما نمادهای محوری آن حقیقتاً همگرا میشوند.
در خوانش آرکیتی، طوفان بزرگ آیین رازآمیز تشرف کیهانی است: جهان وارد تابوت-کشتی خود میشود، نطفهای از حیات الهی را حفظ میکند و دوباره بهصورت دوبارزاده سر برمیآورد.
کدام پیوندها باستانیاند و کدامها به تفسیر باطنی تعلق دارند؟#
سودمندترین تلفیق، نردبانی از شواهد است، نه حکمی همه یا هیچ.
تصریحشده در منابع باستانی#
- قطعهٔ تئوپومپوس کوزهٔ بذر خیتروی را به نخستین خوراک پس از طوفان پیوند میدهد.
- حواشی، قربانی زیرزمینی آن را به کسانی پیوند میدهند که در طوفان جان باختند.
- هیدروفوریا برای قربانیان آتنی طوفان سوگواری میکند.
- پاوسانیاس شکافِ زهکشِ سیلاب و پیشکش سالانهٔ غلهٔ آغشته به عسل به آن را ثبت میکند.
- دیودوروس تولد دوبارهٔ دیونیسوس را با بازگشت گیاهان پس از طوفان دئوکالیون توضیح میدهد.
- نونوس طوفان کیهانی دئوکالیون را پس از قتل زاگروس قرار میدهد.
- هرودوت، دیودوروس و پلوتارک، اوزیریس و دیونیسوس را یکی میدانند یا از نزدیک با هم مقایسه میکنند.
همنشینیهای باستانیِ گشوده به خوانش نمادین#
- آنتستریا شراب نو، دیونیسوس، بیگانگان، مردگان، بذر آمیخته و نیروهای زیرزمینی را واردِ یک توالی سهروزه میکند.
- یاکخوس هویت دیونیسوسی را به آیین راهپیمایی الئوسینی پیوند میدهد.
- نامزدهای الئوسینی پیش از آیینهای نزول و بازگشت، خود را در دریا تطهیر میکنند.
- تبارشناسی اوگیگی و سنگنوشتهٔ تاریخی پاروس، الئوسیس را در چارچوب تاریخ عصر سیلابِ آتیک قرار میدهند.
- اوزیریس در صندوقی مهرومومشده از راه نیل و دریا میگذرد، قطعهقطعه میشود، جستوجو میشود و بازسازی میگردد.
- اسطورههای دیونیسوسی بارها از رسیدن از راه دریا، ناپدیدشدن در آب و بازگشت استفاده میکنند.
صورتبندیشده توسط مکتب آرکیت/باطنی#
- اسرار از نظر تاریخی از یک دین نوحی سرچشمه میگیرند.
- تابوت اوزیریس و هر صندوق مقدسِ اسرار، نمادهای مستقیم کشتی نوحاند.
- نامزدهای الئوسینی یا باکوسی از سیلابی مصنوعی عبور میکردند که مشخصاً بازاجرای طوفان بود.
- نوح، دئوکالیون، اوگیگس، اوزیریس و دیونیسوس نقابهای تاریخی یک نیای واحدند.
- کشتی، تخممرغ، غار، هلال، تابوت، رحم و معبد، از حیث منشأ همگی معادل یکدیگرند.
گروه سوم را نباید پنهانی وارد توصیفهای مناسک کلاسیک کرد. همچنین نباید آن را بیربط شمرد و کنار گذاشت. این کاملترین پاسخِ بسطیافته به این پرسش است که مکتب باطنی دیونیسوس و طوفان را چگونه درک میکرد، و تداومی نمادین و واقعی را در میان دو گروه نخست آشکار میکند.
اختلافنظرهای اصلی میان پژوهشگران چیست؟
آیا سببشناسی سیلاب واقعاً به آنتستریا تعلق داشت؟#
خوانش سنتی فرهنگهای لغت و شروح را میپذیرد: خیتروی روز مردگان بود که دیگِ دانههای مخلوطش یادآور طوفان بود. نوئل رابرتسون استدلال کرد که روایتهای مدرن بیش از حد این جشن را یکپارچه دانستهاند و آیین طوفان شاید مستقل بوده باشد. رابرت پارکر موضعی میانه دارد: آتن واقعاً مراسمی برای یادبود طوفان داشت، اما شارحان ممکن است آن را میان جشنها جابهجا کرده باشند. بااینحال، گارتویت خاطرنشان میکند که منابع سببشناسی را با ثباتی چشمگیر به خیتروی نسبت میدهند و اینکه تئوپومپوس از پیش مرجعی متعلق به سدهٔ چهارم پیش از میلاد است (گارتویت ۲۰۱۰).
نتیجهگیری محتاطانه اما مثبت این است که خاطرهٔ طوفان باستانی است و تقارن تقویمی واقعی است، حتی اگر رابطهٔ اصلی آن با دیونیسوس را نتوان در همهٔ جزئیات بازسازی کرد.
آیا نونوس آموزهای کهن از آیین اورفئوسی را حفظ کرده بود؟#
نونوس بیتردید از مواد کهن دیونیسوسی، اورفئوسی و مربوط به طوفان استفاده میکند، اما هیچ منبعی پیش از نونوس باقی نمانده که تمام توالیِ قتل زاگروس و سپس طوفان دئوکالیون را روایت کند. شعر او گواه آن است که این تلفیق در دوران باستان متأخر وجود داشت، نه مدرکی بر اینکه یک نوآموز باکوسی در سدهٔ پنجم پیش از میلاد همان نمایش کیهانی را میدید.
«انسانزایی اورفئوسی» گستردهتر نیز محل بحث است. بازسازیهای مدرن اغلب تکهتکهشدن تیتان، آذرخش زئوس، پیدایش بشریت از خاکستر تیتان، گناه موروثی و رستگاری دیونیسوسی را چنان با هم ترکیب میکنند که گویی یک شعر کهن همهٔ آنها را در خود داشته است. رادکلیف ادموندز و دیگران نشان دادهاند که بسیاری از این عناصر تا چه اندازه پراکنده و متأخرند (بحث مرکز مطالعات هلنی). پیوند با طوفان برای اعتبار خود به حل آن مناقشه وابسته نیست: توالی طوفان در اثر خود نونوس همچنان روشن است.
آیا ایاکخوس صرفاً دیونیسوس بود؟#
گاهی بله، اما نه همیشه. ایاکخوس میتواند ندای آیینی، تجسم آن، ملازم دمتر، یا دیونیسوسی جوان باشد. این همسانانگاری در شواهد دورههای هلنیستی و رومی قوت میگیرد. بهتر است بگوییم ایاکخوس پلی برای همسانانگاری ایجاد کرد، نه اینکه الئوسیس صرفاً یک آیین رازورزانهٔ دیونیسوسی بود.
آیا در الئوسیس صحنهای از کشتی یا سیل به نمایش درمیآمد؟#
هیچ توصیف باستانی، کتیبه، یا بخش باقیماندهای از معماری پرستشگاه بهطور قطعی وجود چنین صحنهای را ثابت نمیکند. ادعاهای مربوط به آبگرفتگی نمایشی به بازسازیهای مدرن، بیش از همه جریان کریستی–الیور–مکی، تعلق دارند. بااینحال، نبودِ متن نمایشیِ باقیمانده نمیتواند الئوسیس را شفاف سازد: رازداری جزء سازندهٔ آن بود و گواهیها عمداً از بیان نمایش محوری سر باز میزنند. خوانش حداکثریِ مسئولانه نمادین است، نه مستند.
آیا صندوق اوزیریس یک کشتی است؟#
در روایت پلوتارک، این صندوق اوزیریس را میکشد و جابهجا میکند؛ خانوادهای زنده را نجات نمیدهد. از نظر تاریخی، تابوت است. از نظر آیینی و باطنی، همچنین محفظهای کشتیمانند برای حیات زوالناپذیر است. این دو گزاره به پرسشهای متفاوتی پاسخ میدهند.
خطاهای رایجی که باید از آنها پرهیز کرد#
- آنتستریا را آیین تشرفی رازآمیز خواندن. این جشن مدنیِ دیونیسوس بود، هرچند آیینهایی محفوظ، زیرزمینی، و از نظر نمادین غنی را در بر داشت.
- گفتن اینکه پوسانیاس پیشکش سالانهٔ او را هیدروفوریا مینامد. او شکاف و پیشکشِ خوراک را توصیف میکند؛ این نام از مدخلی جداگانه در منابع واژهشناختی میآید.
- هیدروفوریا را قطعاً روز سوم آنتستریا دانستن. این پیوند قوی است اما جایگیری دقیق آن در تقویم محل اختلاف است.
- هر دیگِ دانههای مخلوط را کشتی خواندن. برداشتِ کشتی متأخر است؛ توضیحات باستانی عبارتاند از غذای بازماندگان و قربانی برای مردگان.
- توضیح دیودوروس را گمانهزنی مدرن دانستن. تجلی دیونیسوس پس از طوفانِ او گواهی صریح باستانی است.
- نونوس را بیهیچ تغییری به آتن کلاسیک نسبت دادن. تلفیق او باستانی اما متأخر و از نظر هنری ترکیبی است.
- یکسان انگاشتن تطهیر با آبگرفتگی. آبتنی دریاییِ الئوسینی شاهد مستقیمی بر یک نمایش طوفان نیست.
- صندوق اوزیریس را در پلوتارک کشتی نجات خواندن. آن ابزار مرگ اوست؛ نمادگراییِ حفاظت از طریق تفسیر شکل میگیرد.
- نسبت دادن نظریهٔ آرکیت به منلی پی. هال. برایانت و فیبر بیش از یک قرن پیشتر آن را نظاممند کردند؛ هال میراثی پخته را رواج داد.
- بیارزش دانستن خویشاوندی نمادین به این دلیل که تبارشناسی اثبات نشده است. تبار تاریخی و انسجام نمادین پرسشهایی جداگانهاند.
پس چرا دیونیسوس و طوفان به هم تعلق دارند؟#
دیونیسوس صرفاً خدایی نیست که اتفاقاً در نزدیکیِ روایتی از طوفان از او یاد شده باشد. او صورت الهیِ حیاتی است که از نابودیِ خود جان به در میبرد.
در آتن، جشن شراب او در کنار مردگانِ دوکالیون و کوزهای حاوی همهٔ بذرها پایان مییافت. از نظر دیودوروس، توفان تاک را محو کرد و بازگشت آن دومین تجلی خدا بود. از نظر نونوس، قتل زاگروئوس عناصر را به تلاطم افکند؛ جهان کهن سوخت و غرق شد؛ قلبی و کشتیای امکان را در فاصلهٔ پیش از آنکه دیونیسوس دوباره بیاید، منتقل کردند. از طریق اوزیریس، خدا وارد صندوقی شناور بر آب و نمایش سالانهٔ نیل، غله، سوگواری، و احیا شد. از طریق الئوسیس، او به مسیر مشعلافروزِ تطهیر، نزول، رازِ آشکارشده، و بازگشت متبرک نزدیک شد.
مکتب آرکیت این پارههای باستانی را در یک گزارهٔ عظیم گرد آورد: هر تشرف حقیقی، توفانی در مقیاس کوچک است. جهانی شکلیافته از هم میگسلد. آنچه ضروری است در قالب بذر، قلب، یا کشتیای فشرده میشود. داوطلب در تاریکی از آبها میگذرد. کشتی گشوده میشود. زندگی بازمیگردد، نه بهمنزلهٔ تکرار زندگی پیشین، بلکه همچون تولد دوبارهٔ آن.
این گزاره را نمیتوان یکسره بهعنوان متن گمشدهٔ آیینهای اسرارآمیز یونانی تثبیت کرد. اما میتوان آن را بهعنوان اوج باطنی الگویی اصیل و باستانی بازشناخت. دیونیسوس به توفان تعلق دارد، زیرا او خدای دوبارزادهٔ آن چیزی است که وقتی جهان به زیر آب رفته، زنده میماند.
پانوشتها#
منابع
متون باستانی#
- آپولودوروس. کتابخانه 1.7.2. صندوق دئوکالیون، سفر دریایی، و احیای بشریت.
- ارسطو. هواشناسی 1.14. سیل دئوکالیون، محدودشده به هلاس باستان.
- دیودوروس سیکولوس. کتابخانهٔ تاریخ 1.96.5 و 3.62–65. اوسیریس-دیونیسوس، رازداری اورفیکی، تاک، و دومین تجلی پس از سیل.
- هرودوت. تواریخ 2.42، 2.144، 2.171، و 8.65. اوسیریس-دیونیسوس، مقایسهٔ مصری/الئوسینی، و آیین راهپیمایی یاکخوس.
- هومر. ایلیاد 6.130–140. دیونیسوس در دریا به دست تتیس پذیرفته میشود.
- سرود هومری برای دمتر 470–482. بنیانگذاری و وعدهٔ مناسک الئوسینی.
- سرود هومری برای دیونیسوس 7. تجلی دیونیسوس در دریا.
- نونوس. دیونیسیاکا 6.155–388 و 36.119–133. زاگروئوس، آتش، سیل، و دئوکالیون.
- اووید. دگردیسیها 1.253–415. روایت رومی ادبیِ دئوکالیون و پیرا.
- پائوسانیاس. توصیف یونان 1.18.7–8, 1.38.7، و 2.37.5–6. شکاف سیل، اوگیگس و الئوسیس، و فرود آبی دیونیسوس در لرنا.
- پلوتارک. زندگی سولا 14.6 و دربارهٔ ایزیس و اوزیریس 13, 33–36. مناسک سیلِ آنتستریون، صندوق اوزیریس، دیونیسوس، و اصل رطوبت.
- استرابون. جغرافیا 10.3.10. یاکخوس و دیونیسوس.
- سودا. خیتروی χ 622, خیتروس χ 623، و هیدروفوریا υ 68.
- مرمرنامهٔ پاریوم 5, 12–16. دئوکالیون و گاهشماری مقدس آتیکیِ دمتر و الئوسیس.
- توسیدید. جنگ پلوپونزی 2.15.4. دیونیسیاهای کهن.
آثار اولیهٔ باطنی و عتیقهشناختی#
- برایانت، جیکوب. یک نظام جدید؛ یا، تحلیلی از اسطورهشناسی باستان، جلد 3. 1776.
- سنت-کروا، گیوم-امانوئل-ژوزف گیلم دو کلرمون-لودو. پژوهشهای تاریخی و انتقادی دربارهٔ اسرار پاگانیسم. ویرایش بازنگریشده، ۱۸۱۷.
- فابر، جورج استنلی. رسالهای دربارهٔ اسرار کابیری. 1803.
- فابر، جورج استنلی. خاستگاه بتپرستی پاگانی، جلد 1. 1816.
- تیلور، توماس، و الکساندر وایلدر. اسرار الئوسینی و باکوسی. مجموعهٔ ۱۸۹۱.
- کریستی، جیمز. پژوهشهایی دربارهٔ ظروف یونانی نقاشیشده. 1825.
- الیور، جورج. آثار باستانیِ فراماسونری. 1823.
- الیور، جورج. تاریخچهٔ تشرف. 1829; 1855 ویرایش.
- مکی، آلبرت جی. نمادگراییِ فراماسونری. 1869.
- مکی، آلبرت جی. “دیونوسی اسرار.” دانشنامهٔ فراماسونری سنت.
- بلاواتسکی، اچ. پی. ایسیس پردهبرداشته. 1877; آموزهٔ راز. 1888.
- هیگینز، گادفری. آناکالیپسیس، جلد 2. 1836.
- بالگارنی، آر. آرکیت پرستش. سدهٔ نوزدهم.
- لیک، جی. دبلیو. اسطورهٔ کشتی.
- هال، منلی پی. آموزههای رازآمیز همهٔ اعصار. 1928.
پژوهشهای نوین#
- آگیره، مرسدس. “دئوکالیون و پورها: بازخوانی سیل یونانی اسطوره.” الکتریونه 1.2 (2013): 1–12.
- باودن، هیو. آیینهای رازآمیز جهان باستان جهان. انتشارات دانشگاه پرینستون، ۲۰۱۰.
- بورکرت، والتر. آیینهای رازآمیز باستانی. انتشارات دانشگاه هاروارد، ۱۹۸۷.
- کلینتون، کوین. “ورود به اسرار الئوسینی: یک توصیف ‘مختصر’.” بریل، ۲۰۱۲.
- ادموندز، رادکلیف جی. سوم. بازتعریف اورفیسم باستان: پژوهشی در دین یونانی. انتشارات دانشگاه کمبریج، ۲۰۱۳.
- گارتویت، جان. “کِرِسهای جشن آنتستریای آتنی و همتایان خاور نزدیک.” اسکولیا 19 (2010): 2–13.
- کرنی، کارل. دیونیسوس: تصویر کهنالگویی زندگی نابودناشدنی. پرینستون انتشارات دانشگاه، ۱۹۷۶.
- پارکر، رابرت. چندخدایی و جامعه در آتن. انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۲۰۰۵.
- رابرتسون، نوئل. “جشن شراب نو در آتن.” مطالعات هاروارد در زبانشناسی کلاسیک 95 (1993): 197–250.
- رابرتسون، نوئل. “خوئس و خوترویِ آنتستریا.” مطالعات هاروارد در زبانشناسی کلاسیک 97 (1995): 223–267.
- سیفورد، ریچارد. عمل متقابل و آیین: هومر و تراژدی در دولتشهرِ در حال تکوین. آکسفورد انتشارات دانشگاه، ۱۹۹۴.
یونانی لارناکس, کیبوتوس، و اصطلاحات مرتبط با ظروف را میتوان بسته به بافت، صندوق، صندوقچه، جعبه، یا کشتی ترجمه کرد. بنابراین، واژهٔ انگلیسی «ark» گاهی این مقایسه را در خودِ ترجمه میگنجاند. ↩︎
“Mysteries” در معنای دقیق یونانی، آیینهایی بودند که مستلزم تشرف و رازداری بودند. جشن آنتستریا عمومی و مدنی بود، در حالی که تشرفهای اورفئوسی-باکوسی و الئوسیس سنتهای اسرارآمیز بودند. نویسندگان باطنیِ متأخر اغلب همهٔ آنها را چنین مینامیدند “the Dionysian Mysteries.” ↩︎
نقلقولهای حوزهٔ عمومی کوتاه شدهاند؛ نشانهگذاری و کاربرد حروف بزرگ اندکی یکدست شدهاند. ترجمهٔ نونوس فقط بهاختصار نقل شده و شمارهٔ سطرها برای مقایسه با متن یونانی ارائه شدهاند. ↩︎
رابطهٔ ایاکوس با دیونیسوس در طول زمان تغییر کرد. منابع باستانی ممکن است آنها را متمایز بدانند، یکی بشمارند، یا یکی را از نظر تبارشناختی وابسته به دیگری بدانند؛ تعریفی واحد آن تاریخ را تحریف میکند. ↩︎