خلاصه
- خوانش اپیزودهای غریبِ اقیانوسِ غربی در اودیسه بهعنوان موادی مربوط به اقیانوس اطلسِ بیرونی، آسانتر از آن است که آنها را همچون برنامهٔ سفری منظم در مدیترانه بخوانیم.
- نیرومندترین سرنخهای هومری عبارتاند از گذرگاهِ روزِ بلندِ لاستریگونیها، مهِ کیمریها در کرانهٔ اقیانوس، و کاریبدیس بهمثابهٔ گردابی دورهای که بستر دریا را آشکار میکند (Homer, Odyssey 10-12).
- نویسندگان یونانی و رومی واقعاً پروندهای گستردهتر از جزایر اطلس، سرزمینهای غربیِ فرخنده، و حتی زبانِ «قارهٔ مقابل» را حفظ کردهاند؛ بهویژه در افلاطون و پلوتارک.
- نیوفاندلند، گراند بنکس و خلیج فاندی همانگونه قیاسهای فیزیکیای را فراهم میکنند که شعر طلب میکند: مه، روشنایی شمالی، صخرهها و جزرومدهای سهمگین.
- این استدلال زمانی نیرومندتر است که آن را همچون خاطرهای لایهلایه از منابع در نظر بگیریم: نه اینکه «اودیسئوس از تروا تا بوستون دریانوردی کرد»، بلکه اینکه «هومر نقشمایههای قدیمیترِ سفر را به ارث برد که شاید از داستانهای اطلس سرچشمه گرفته بودند.»
«زمانی فراخواهد رسید که اقیانوس بندهای موجودات را بگشاید، هنگامی که زمین پهناور گشوده شود، هنگامی که تتیس جهانهای جدید را آشکار کند و توله دیگر واپسین سرزمین نباشد.»
- سنکا، مدئا ۳۷۵-۳۷۹، ترجمهٔ من از لاتینِ سنتی که در نمایشنامهٔ سنکا حفظ شده است
دقیقاً چه ادعایی مطرح میشود؟#
ویدئوی لنترن جک، «آیا اودیسئوس آمریکا را کشف کرد؟»، از این جهت سودمند است که با یک شیء جعلیِ منفرد آغاز نمیشود. نقطهٔ آغاز آن یک مسئلهٔ ادبی است: بسیاری از منابع یونانی و رومیِ باستان سرزمینهایی فراتر از اقیانوس را تصور میکنند، و برخی از غریبترین اپیزودهای اودیسه با اقیانوس اطلس شمالی سازگارترند تا با نقشهای معمولی از مدیترانه.
این راه درست ورود به پرسش است. راه نادرست آن است که هر توقفگاه در اودیسه را در یک برنامهٔ سفر واحد از تروا تا ایتاکا بگنجانیم. هومر دفتر ثبت سفر نیست. شعر، تبلور متأخرِ موادِ کهنترِ سرود، کیهانشناسی اسطورهای، دانش دریانوردان و داستانپردازیهای محلی است. یک مسیر میتواند بدون آنکه پیوسته باشد، از نظر تاریخی معنادار باشد. یک هیولا میتواند پس از سدهها دگرگونی شاعرانه، خطری فیزیکی را حفظ کند.
بنابراین این مقاله نیرومندترین صورت این ادعا را دنبال میکند:
اودیسه و جغرافیای کلاسیکِ متأخر، مجموعهای از سنتهای مربوط به اقیانوسِ بیرونی را حفظ کردهاند که با مسیرهای واقعی اقیانوس اطلس شمالی، جزایر، بانکهای مه، خطرهای جزرومدی و سرزمینی قارهمانند فراتر از دریای غربی همخوانی دارند.
این بحث در کنار، اما نه در درون، مناقشهٔ گستردهتری قرار میگیرد که در تماسهای فراآقیانوسیِ پیشاکلمبی و فنیقیها در قارهٔ آمریکا بررسی شده است. آن مقالات میپرسند آیا تماسی روی داده است یا نه. این مقاله میپرسد متون باستانی، پیش از آنکه کسی آنها را بر آمریکا منطبق کند، واقعاً چه میگویند.
بخشهایی از اودیسه که شایستهٔ بررسیاند#
استدلال اطلسمحور دربارهٔ اودیسه عمدتاً در کتابهای ۱۰ تا ۱۲ قرار دارد. شعر ابتدا از غارتهای عادی و ماجراهای جزیرهای به جغرافیایی بسیار غریبتر گذر میکند: روشنایی افراطی روز، از دست رفتن جهتیابی شرق و غرب، تبارشناسی اقیانوسی، سرزمین مهگرفتهٔ مردگان و هیولایی جزرومدی.
| بخش اودیسه | محل ارجاع | ترجمهٔ کاریِ من | اهمیت آن |
|---|---|---|---|
| روشنایی روز در سرزمین لاستریگونیها | 10.80-86 | «در آنجا راههای شب و روز به یکدیگر نزدیک میشوند؛ مردی که خواب به چشم نداشته باشد میتواند دو مزد به دست آورد.» | این روشنترین سرنخِ عرض جغرافیایی شمالی است. به سیسیل یا مالت شباهت ندارد. |
| بندر لاستریگونیها | 10.87-96 | «بندر زیر صخرههای عمودی قرار داشت و دماغههای باریک در دهانهٔ آن روبهروی یکدیگر بودند.» | بندر حالوهوای آبدرهای دارد: محصور، دیوارهصخرهای و پس از ورود خطرناک است. |
| حملهٔ لاستریگونیها | 10.118-132 | «از فراز صخرهها سنگهایی به بزرگی قامت انسان پرتاب کردند؛ کشتیها درهم شکستند و مردان همچون ماهی نیزهباران شدند.» | خطر از صخرههای بالای لنگرگاهی محصور میآید، نه از ساحلی باز. |
| تبار اقیانوسیِ کیرکه | 10.133-139 | «کیرکه و آئیتس فرزندان هلیوس و پرسه بودند؛ همان پرسهای که اقیانوس او را به دنیا آورده بود.» | کیرکه صرفاً جادوگری بر روی نقشه نیست. او به کرانهٔ خورشیدی ـ اقیانوسیِ جهان تعلق دارد. |
| سردرگمی شرق و غرب | 10.190-193 | «نمیدانیم شامگاه کجاست یا سپیدهدم؛ خورشید کجا زیر زمین میرود و کجا طلوع میکند.» | اودیسئوس اذعان میکند که جهتیابی شکست خورده است. دقیقاً همین چیزی است که یک ویراستار مدیترانهایِ متأخر میکوشید آن را رام و عادی کند. |
| فرمول «روزهای بلند» | 10.466-474 | «هنگامی که ماهها کاستند و روزهای بلند دور کامل خود را پیمودند…» | این عبارت گذشتن یک سال را در آئایا نشان میدهد؛ در کنار روشنایی روزِ سرزمین لاستریگونیها، اپیزود را در چارچوبی فصلی و شمالی نگه میدارد. |
| سفر از فراز اقیانوس | 10.503-540 | «از جریان اقیانوس بگذر؛ کشتی را کنار بیشههای پرسفونه به ساحل برسان؛ سپس به خانهٔ هادس برو.» | اپیزود جهان زیرین با گذر از اقیانوس آغاز میشود، نه با دریانوردی به سوی جزیرهای معمولی در یونان. |
| مهِ کیمریها | 11.1-22 | «اقیانوس ما را به کیمریها رساند؛ مردمی پیچیده در مه و ابر که خورشید درخشان هرگز بر آنان نمیتابد.» | نیوفاندلند و گراند بنکس بهسبب مه مشهورند، و این تصویر در آنجا بهتر از محیطی روشن در مدیترانه قابل فهم است. |
| آئایا بهمثابهٔ سرزمین طلوع خورشید | 12.1-4 | «آئایا جایگاه و میدانهای رقصِ سپیدهدم و خاستگاههای خورشید را در خود دارد.» | این امر خوانش سادهٔ رو به غرب را پیچیده میکند. جغرافیای هومری اسطورهای و لایهلایه است، نه نقشهنگارانه. |
| کاریبدیس | 12.101-110 | «در صخرهٔ زیرین، انجیری برگپوش قرار دارد؛ و در زیر آن کاریبدیس روزی سه بار آب سیاه را فرو میکشد.» | خطری دریاییِ دورهای در زیر صخرهها، با نشانهٔ درخت، بیش از آنکه به زبان آتشفشانی نزدیک باشد، به زبان جزرومد شبیه است. |
| آشکار شدن بستر دریا | 12.234-243 | «آبپاشهها به هر دو صخره میپاشیدند؛ و چون او دریا را فرو میکشید، بستر دریا با شن سیاه آشکار میشد.» | این سرنخِ خلیج فاندی است: جزرومدهای شدید، بستر اقیانوس را در مقیاسی آشکار میکنند که قیاسهای مدیترانهای بهندرت با آن برابری میکنند. |
| بازگشت به گرداب | 12.426-446 | «هنگام طلوع خورشید به صخرهٔ اسکیلا و کاریبدیس رسیدم و همچون خفاش به انجیر بلند چسبیدم.» | صحنه از نظر مکانی منسجم است: صخره، درخت، گردابِ بازگشتکننده و زمانبندیِ جزرومدیِ خشونتبار. |
لاستریگونیها به آمریکا نیاز ندارند. نروژ شمالی، فارو، ایسلند یا دیگر محیطهای اطلسِ واقع در عرضهای جغرافیایی بالا، همگی با سرنخِ روشنایی روز بهتر از مدیترانه سازگارند. بااینحال، کیمریها مسیر خیالی را دورتر میبرند: سرزمینی که از راه اقیانوس به آن میرسند، در مه پیچیده است و خورشید در آن پنهان میماند. به همین دلیل نیوفاندلند وارد تصویر میشود.
چرا نیوفاندلند وارد این استدلال میشود؟#
نیوفاندلند از روی خیالپردازیِ آرزومندانه به بحث وارد نشده است. این سرزمین برای مسئلهٔ منابعِ حاضر، سه ویژگی مهم دارد.
نخست، گراند بنکس و ساحل نیوفاندلند درون یک ماشین تولید مه قرار دارند. خلاصههای امروزی این مه را حاصلِ منطقهای میدانند که در آن آب سردِ جریان لابرادور با سامانههای هوایی یا آبیِ گرمتر تلاقی میکند؛ این منطقه معمولاً یکی از مهآلودترین نواحی دریایی جهان توصیف میشود (گردشگری نیوفاندلند و لابرادور، پژوهش انجمن سلطنتی هواشناسی). از این رو، کیمریهای هومر ــ «مه و ابر» در کرانهٔ اقیانوس ــ بهگونهای فیزیکی قابل فهم میشوند که بسیاری از همانندسازیهای مدیترانهای چنین نیستند.
دوم، نیوفاندلند تنها نقطهٔ پایانیِ آمریکای شمالی است که از پیش به یک مسیر اثباتشدهٔ قرونوسطایی در اطلس شمالی تعلق دارد. حضور نورسها در لَنس آکس میدوز شاهدی محکم است بر اینکه مسیر واقعی بوده است: یونسکو آنجا را نخستین سکونتگاه شناختهشدهٔ اروپاییان در دنیای جدید معرفی میکند، و پژوهشی در مجلهٔ Nature در سال ۲۰۲۱ فعالیت وایکینگها در نیوفاندلند را به سال ۱۰۲۱ میلادی تاریخگذاری کرد (یونسکو، Nature).
سوم، باستانشناسی تجربی نشان میدهد که شناورهای کوچکِ پیشامدرنِ اطلس شمالی میتوانستند از این مسیر جان سالم به در ببرند. تیم سورِوین در سفر برندنِ سالهای ۱۹۷۶-۷۷، با یک کوراک چرمی از مسیر ایرلند، فارو، ایسلند، گرینلند و نیوفاندلند عبور کرد (مدخل آرشیو اینترنت). این موضوع برای هومر اهمیت دارد، زیرا این اعتراض سهلانگارانه را از میان برمیدارد که عبور از اطلس شمالی با شناورهای کوچکِ پیشامدرن ذاتاً نامعقول است.
کاریبدیس و خلیج فاندی#
کتاب دریای تیرهرنگِ شراب اثر هِنریِت مِرتس، خلیج فاندی را به مشهورترین گزینهٔ مدرن برای کاریبدیس تبدیل کرد. این دیدگاه هنگامی که میکوشد سراسر اودیسه را همچون سفری پیوسته نقشهگذاری کند، ضعفهایی دارد؛ اما مقایسهٔ کاریبدیس نیرومندترین بخش کتاب است.
جزئیات هومری مشخصاند:
- کاریبدیس دورهای است.
- او آب را به پایین فرو میکشد و سپس آن را دوباره به بیرون میافکند.
- هنگامی که آب فروکش میکند، بستر دریا با شن سیاه پدیدار میشود.
- این خطر با صخرهها و درختی همراه است.
- این پدیده آنقدر خطرناک است که کشتیها را نابود کند، اما آنقدر فراطبیعی نیست که الگوی فیزیکی در آن ناپدید شود.
جزرومدهای خلیج فاندی میتوانند دامنههایی خارقالعاده داشته باشند؛ پارکهای کانادا جزرومدهایی تا حدود ۱۶ متر را در سامانهٔ خلیج توصیف میکنند، همراه با پهنههای گِلیِ جزرومدی که هنگام پایین آمدن آب آشکار میشوند (پارکهای کانادا). در نزدیکی دهانهٔ خلیج، اولد ساو یک سامانهٔ واقعیِ گرداب جزرومدی میان نیوبرانزویک و مِین است. توصیفهای منطقهای از چرخشهای گردابی، فرورفتگیها، فوارهها، حفرهها و قیفی بزرگ در مراحل فعال آن گزارش میدهند (خلیج فاندی).
برای یک پروندهٔ شواهد، این دقیقاً همان نوع قیاسی است که اهمیت دارد:
شعر نه صرفاً «آب خطرناک»، بلکه دریایی مکنده و تکرارشونده، بستری نمایان، صخرهها، درختی و تلاطم کشتیکُش را توصیف میکند.
پروندهٔ اقیانوس بیرونی در دوران باستان#
فهرستِ تصویر خوب است، اما جامع نیست. یک پروندهٔ کاملترِ یونانی ـ رومی باید چهار نوع شاهد را از یکدیگر جدا کند:
- سرزمینهای اسطورهایِ خجسته در غرب.
- گزارشهای مربوط به جزایر اقیانوس اطلس در آنسوی ستونها.
- زبان صریح دربارهٔ «سرزمین بزرگ» یا «قارهٔ مقابل».
- نظاممندکردن جغرافیاییِ متأخرِ رومی دربارهٔ جزایر خجسته، جزایر قناری، توله و پریپلویهای اقیانوس اطلس.
در اینجا فهرست گسترشیافته، همراه با قطعهای که جایگاه هر مورد را توجیه میکند، آمده است.
| منبع | محل ارجاع | قطعهای که جایگاه آن را توجیه میکند | مقوله |
|---|---|---|---|
| هومر، اودیسه | 10-12 | لاستریگونیانِ دارای روزهای طولانی، گذر از اقیانوس بهسوی مردگان، مهِ کیمریان و آشکارشدن بستر دریا بهوسیلهٔ کاریبدیس. | مشابهتهای اقیانوس اطلس شمالی درون اسطورهٔ حماسی |
| هزیود، کارها و روزها | 167-173 | قهرمانان در «کرانههای زمین»، در جزایر خجستگان و در کنار اقیانوس ژرف زندگی میکنند؛ زمین سالی سه بار میوه میدهد. | سرزمین خجستهٔ غربی |
| پیندار، المپیایی 2 | 68-83 | پاکشدگان نزد کرونوس زندگی میکنند؛ جایی که «نسیمهای اقیانوس» پیرامون جزیرهٔ خجستگان میوزند. | سرزمین خجستهٔ غربی |
| افلاطون، تیمائوس | 24e-25d | آتلانتیس در برابر ستونها قرار دارد؛ از آنجا مسافران میتوانند به جزایر دیگر و سپس به «قارهٔ مقابل» پیرامون دریای حقیقی بروند. | سرزمین بزرگ در آنسوی جزایر اقیانوس اطلس |
| افلاطون، کریتیاس | 108e-109a | داستان آتلانتیس بهمثابهٔ جنگی آغازین در اقیانوس اطلس، در چارچوب سرزمینهای بیرون از ستونها، از سر گرفته میشود. | دریافت آتلانتیس |
| شبهارسطو، دربارهٔ شنیدنیهای شگفت | 84 / 837a | کارتاژیان جزیرهای متروک در بیرون از ستونها مییابند که پوشیده از جنگل، دارای رودخانه و حاصلخیز است؛ سپس دسترسی به آن را محدود میکنند. | جزیرهٔ محرمانهٔ اقیانوس اطلس |
| دیودور سیسیلی، کتابخانه | 5.19-20 | فنیقیان که باد آنان را به غرب دوردست میبرد، جزیرهای حاصلخیز در اقیانوس اطلس، با رودخانه، میوه و چشماندازی مجلل مییابند؛ کارتاژیان گزارش آن را کنترل میکنند. | جزیرهٔ اقیانوس اطلس در روایت فنیقی ـ کارتاژی |
| دیودور سیسیلی، کتابخانه | 2.47 | آنسوی سلتها، در اقیانوس شمالی، جزیرهای بزرگ و هایپربوریایی با معبدی مدور برای آپولون قرار دارد. | جزیرهٔ اقیانوس شمالی |
| پوتئاس از طریق استرابون | Strabo 1.4.2 | توله شش روز در شمال بریتانیا و نزدیک دریای یخزده است؛ استرابون این ادعا را حفظ میکند، هرچند به پوتئاس بدگمان است. | اکتشاف اقیانوس شمالی |
| استرابون، جغرافیا | 1.4.6; 2.3.6 | استرابون دربارهٔ گذر اقیانوسی، جهانهای مسکون، آتلانتیس و مرزهای اقیانوس اطلس بحث میکند و در عین حال جغرافیای بیشازحد جسورانه را نقد میکند. | دریافت علمی |
| پلوتارک، دربارهٔ چهرهای که در قرص ماه پدیدار است | 941A-C | اوگیگیا پنج روز در غرب بریتانیاست؛ جزایر دورتر بهسوی سرزمین اصلی بزرگی میروند که اقیانوس را دربرمیگیرد. | نیرومندترین متن دربارهٔ «سرزمین اصلی بزرگ» |
| پلوتارک، سرتوریوس | 8-9 | دریانوردان از دو جزیرهٔ اقیانوس اطلس، در فاصلهٔ دههزار استادیا از آفریقا، برای سرتوریوس سخن میگویند و آنها را با جزایر خجستگان یکی میدانند. | جزایر خجسته |
| پلوتارک، دربارهٔ زوال پیشگوییها | 419E-420A | پیرامون بریتانیا جزایر مقدسِ دیوها قرار دارند؛ کرونوس در یکی از آنها به خواب فرو رفته و زندانی است. | جزایر مقدس شمالی |
| آیلیان / تئوپومپوس، تاریخ متنوع | 3.18 | اروپا، آسیا و لیبیا جزایری هستند که اقیانوس آنها را دربرگرفته است؛ در آنسوی آنها قارهای عظیم، به نام مروپیس، قرار دارد. | اسطورهٔ قارهٔ بیرونی |
| پومپونیوس ملا، جغرافیای توصیفی | 3.102 | جزایر خجسته در برابر آفریقای شنی قرار دارند و ساکنان خود را بینیاز از کار تغذیه میکنند. | جزایر خجسته در روم |
| سنکا، مِدئا | 375-379 | اقیانوس جهان را از هم خواهد گشود؛ سرزمینی پهناور آشکار خواهد شد؛ و توله دیگر واپسین سرزمین نخواهد بود. | پیشگویی ادبیِ کشف غرب |
| پلینیوس بزرگ، تاریخ طبیعی | 6.202-205 | سبوسوس و یوبا جزایر خجسته را برمیشمارند: اومبریوس، یونیونیا، کاپراریا، نینگوآریا و کاناریا. | فهرست رومی جزایر |
| بطلمیوس، جغرافیا | Book 1 | جزایر خجسته بهعنوان نصفالنهار صفرِ غربیِ جهانِ نقشهبرداریشدهٔ بطلمیوس عمل میکنند. | نظاممندکردن جغرافیایی |
| آوینوس، ساحلنامه | 90-129; 370-410 | اوستریمنیدها جزایر قلع و سرباند؛ هیملکو از آبهای کند، علفدریاییگرفته و دشوار اقیانوس اطلس گزارش میدهد. | سنت پریپلوی غربی / شمالی |
| سولینوس، چنددانشی | 56 | سولینوس مطالب مربوط به جزایر خجسته را تکرار و بسط میدهد: اومبریوس، یونیونیا، کاپراریا، نیواریا و کاناریا، همراه با میوه، پرندگان و عسل. | تدوین متأخر رومی |
| پروکلوس / مارکلوس | Commentary on Timaeus | مارکلوس سنتهای مربوط به جزایر دریای بیرونی را که با آتلانتیس پیوند دارند گزارش میکند؛ از جمله هفت جزیره و سه جزیرهٔ عظیم. | دریافت آتلانتیس در اواخر دوران باستان |
دو مدخل بیشترین کار را بر عهده دارند: «قارهٔ مقابل» در افلاطون و «سرزمین اصلی بزرگ» در پلوتارک. باقی موارد بیفایده نیستند، اما بیشترشان سنتهای مربوط به جزایرند. آنها نشان میدهند که یونانیان و رومیان جغرافیای نمادینِ پایدار و دیرپایی از غرب دوردست داشتند. بااینحال، این شواهد بهخودیخود آمریکا را شناسایی نمیکنند.
قطعات متون اصلی: ترجمههای کاری#
جدول بالا نشان میدهد کجا باید جستوجو کنیم. جدول بعدی واژههایی را ارائه میدهد که این پرونده را شایستهٔ توجه جدی میکنند. اینها ترجمههای کاریِ این مقالهاند که به معنای باستانی نزدیک نگه داشته شدهاند و از یک ویرایش معاصرِ دارای حقنشر رونویسی نشدهاند.
| منبع | ترجمهٔ مستقیم و کاری | آنچه به استدلال میافزاید |
|---|---|---|
| هومر، اودیسه 10.80-86 | «در آنجا راههای شب و روز به یکدیگر نزدیک میشوند. مردی که میتوانست بیخواب به راه خود ادامه دهد، شاید دو مزد به دست میآورد: یکی از گلهداری گاوها و دیگری از چوپانی گوسفندان سپید؛ زیرا گذرگاههای شب و روز به هم نزدیکاند.» | روشناییِ روز در عرضهای جغرافیایی بالا، ملموسترین سرنخ هومری است. این سرنخ از مدیترانهٔ مرکزی دور میشود و بهسوی اقیانوس شمالی اشاره میکند. |
| هومر، اودیسه 11.13-19 | «آنجا سرزمین و شهر مردم کیمریان است؛ پیچیده در مه و ابر. خورشید درخشان هرگز با پرتوهای خود بر آنان نمیتابد؛ نه هنگامی که بر آسمان پرستاره بالا میرود و نه هنگامی که از آسمان بهسوی زمین بازمیگردد؛ شبِ ویرانگر بر فراز مردمان نگونبخت گسترده است.» | سرزمینی مهآلود و بیخورشید در کرانهٔ اقیانوس، دقیقاً همان تصویری است که نیوفاندلند و گراند بنکس را مرتبط میکند. |
| هومر، اودیسه 12.235-243 | «هنگامی که آن را بیرون میریخت، همچون دیگی بر فراز آتشی بزرگ به جوش میآمد و غرش میکرد؛ پاشیدههای آب بر فراز هر دو صخره فرو میریخت. اما هنگامی که آب شور دریا را فرو میبلعید، شنِ زیرین را آشکار میکرد، تیره و آبیـسیاه؛ و صخره پیرامونش بهطرزی هولناک غرش میکرد.» | کاریبدیس پیش از آنکه توصیف هیولا باشد، توصیفی جزرومدی است: حرکت دورهای آب، بستر نمایان، صخرهها و غرش. |
| هزیود، کارها و روزها 167-173 | «کرونوس، پسر خدایان نامیرا، آنان را دور از خدایان نامیرا، در کرانههای زمین، جای داد. آنان در جزایر خجستگان، در کنار اقیانوس ژرفگرداب، بیآنکه اندوهی لمسشان کند، زندگی میکنند؛ زیرا زمینِ غلهزا برای آنان سالی سه بار میوههای شیرینِ عسلی میرویاند.» | بهشتِ دوردستِ غربی در کنار اقیانوس، از همان آغاز در مواد یونانیِ باستان حضور دارد و خیالپردازیِ متأخرِ قرون وسطایی نیست. |
| پیندار، المپیایی 2.68-83 | «کسانی که سه بار در هر دو سوی زندگی، جان خویش را از بیعدالتی دور نگه داشتهاند، راه زئوس را بهسوی برج کرونوس میپیمایند. در آنجا نسیمهای اقیانوس پیرامون جزیرهٔ خجستگان میوزند و گلهای زرین شعلهورند.» | پیندار مجموعهٔ جزایر خجستهٔ غربی را در شعر نخبگانیِ یونانی تثبیت میکند و کرونوس و اقیانوس را در کنار یکدیگر قرار میدهد. |
| افلاطون، تیمائوس 24e-25a | «در آن زمان، دریا در آنجا قابل گذر بود. در برابر دهانهای که شما آن را ستونهای هراکلس مینامید، جزیرهای قرار داشت بزرگتر از لیبیا و آسیا رویهم. از آنجا مسافران میتوانستند به جزایر دیگر و از آن جزایر به سراسر قارهٔ مقابل، که آن دریای حقیقی را دربرمیگرفت، بروند.» | این روشنترین قطعهٔ کلاسیک دربارهٔ مسیر «جزایر، سپس قاره» در آنسوی دروازهٔ اقیانوس اطلس است. |
| شبهارسطو، دربارهٔ شنیدنیهای شگفت 84 | «میگویند کارتاژیان جزیرهای را در اقیانوس، بیرون از ستونهای هراکلس، یافتند: بیسکنه، پوشیده از هر نوع درخت، آکنده از رودخانههای قابل کشتیرانی و سرشار از میوه. این جزیره چندین روز دریانوردی فاصله داشت.» | این داستانی از کشف اقیانوس اطلس بهدست مردمان پونیک است: جزیره، رودخانه، جنگل، میوه و رازپوشی. |
| دیودور سیسیلی، کتابخانه 5.19-20 | «در برابر لیبیا، در دل اقیانوس، جزیرهای با اندازهای قابلتوجه قرار دارد که چندین روز دریانوردی بهسوی غرب فاصله دارد. سرزمین آن حاصلخیز است؛ بخش بزرگی از آن کوهستانی و بخش بزرگی هموار است؛ رودخانههای قابل کشتیرانی آن را آبیاری میکنند؛ باغها و انواع بسیار درختان، آن را برای لذتبردن مناسب میسازند.» | دیودور همین سنتِ جزیرهٔ اقیانوس اطلس را با جغرافیایی گستردهتر ارائه میکند و آن را به دریانوردان فنیقی و کارتاژی پیوند میدهد. |
| پلوتارک، دربارهٔ چهرهای که در قرص ماه پدیدار است 941A-C | «اوگیگیا پنج روز دریانوردی در غرب بریتانیا قرار دارد. سه جزیرهٔ دیگر با فاصلهای برابر از آن و از یکدیگر، در جهت غروب تابستانی، جای گرفتهاند. در آنسوی آنها سرزمین اصلی بزرگی قرار دارد که دریای بزرگ را دربرمیگیرد.» | پلوتارک نیرومندترین متن باستانی برای مسیری شمالی از میان جزایر بهسوی سرزمین اصلی غربی است. |
| آلیان / تئوپومپوس، Varia Historia 3.18 | «اروپا، آسیا و لیبیا جزیرهاند و اقیانوس پیرامون آنها جریان دارد. بیرون از این جهان، تنها یک قاره وجود دارد، بیکران از نظر وسعت، که در آن شهرهای بزرگ برپا هستند و مردمانی با قوانین گوناگون زندگی میکنند.» | تئوپومپوس همان معماری ذهنی را حفظ میکند: جهان شناختهشده همچون جزیرهای در حلقهٔ اقیانوس، با قارهای بزرگتر در آن سوی آن. | | سنکا، Medea 375-379 | «در سالهای آینده روزگاری خواهد آمد که اقیانوس بندهای اشیا را میگشاید، زمین پهناور آشکار میشود، تِتیس جهانهای تازه را نمایان میکند و توله دیگر واپسین سرزمین نخواهد بود.» | سنکا نشان میدهد که در فرهنگ ادبی روم، پیش از 1492، تصور آشکارشدن سرزمینهای تازه در غرب امکانپذیر بوده است. |
بهترین متن باستانی پلوتارک است، نه هومر#
اگر پرسش این باشد که «کدام متن کلاسیک بیش از همه به آمریکای شمالی شباهت دارد؟»، پاسخ اودیسه نیست؛ بلکه اثر پلوتارک، دربارهٔ چهرهای که در قرص ماه دیده میشود، است.
سخنگوی پلوتارک اوگیا را پنج روز دریانوردی در غرب بریتانیا قرار میدهد. در آن سوی اوگیا، جزیرههای دیگری وجود دارند و در ورای آنها «سرزمین اصلی بزرگی» قرار دارد که اقیانوس را دربرمیگیرد. همین بند، یونانیان را در پیرامون خلیجی در آن سرزمین اصلی جای میدهد و کل این مجموعه را به کرونوس و دانش کارتاژی پیوند میزند (Plutarch, De Facie 941A-C).
این همان بندی است که بازسازیهای گمانهزنانهٔ مدرن بارها به آن بازمیگردند. لیریتزیس و همکارانش در Journal of Coastal Research استدلال کردند که دادههای نجومی و جغرافیایی موجود در پلوتارک را میتوان همچون مسیری در اقیانوس اطلس شمالی، به سوی خلیج سنلوران و نیوفاندلند، خواند (Liritzis et al. 2018). حتی خوانش اسطورهای/افلاطونی قدیمیتری که در مقدمهٔ لوب/تِیِر حفظ شده است، به این استدلال کمک میکند: این خوانش نشان میدهد که جغرافیای پلوتارک از همان ابتدا بخشی از مجموعهٔ آتلانتیس و اقیانوس بیرونی فهمیده میشده است (Thayer introduction). به همین دلیل، پلوتارک باید محور این استدلال باشد، نه یک پاورقی.
مسیر جنوبی: کارتاژ، جزیرهها و چرخند#
داستانهای جزیرههای کارتاژی در آثار شبهارسطو و دیودور، قویترین مواد مربوط به مسیر جنوبیاند. هر دو متن اساساً داستانی از یک نوع روایت میکنند: کشتیهایی که از ستونهای هرکول فراتر میروند، جزیرهای آباد و ثروتمند را در اقیانوس مییابند و کارتاژ بر این دانش کنترل دارد.
لوچیو روسو جسورانهترین استدلال فنی مدرن را از سوی جغرافیا مطرح کرده است. او در مقالهٔ «دانش جغرافیایی دوربرد هلنیستی که در دادههای بطلمیوس پنهان شده است» استدلال میکند که جزایر خجستهٔ بطلمیوس مختصاتی تحریفشده را حفظ کردهاند که در اصل با آنتیل کوچک، نه جزایر قناری، سازگار بودهاند (Russo 2018). اگر روسو درست بگوید، سنت «جزایر نیکبختان» ممکن است حاوی سایهای واقعی از کارائیب باشد.
مقصود این نیست که بتوان هر خطای بطلمیوسی را به سفری پنهان رمزگشایی کرد. پژوهش دیمیتری شچگلوف دربارهٔ خطای طول جغرافیایی بطلمیوس نشان میدهد که چرا نباید با اعداد همچون یک انحراف ساده و جهانشمول برخورد کرد (ISIS bibliography entry). نکته این است که روسو برای سنت جزیرهها مسیری فنی و نقشهنگارانه به درون مسئلهٔ کارائیب فراهم میکند.
بااینحال، سازوکارهای مسیر ناممکن نیستند. ادارهٔ ملی اقیانوسی و جوی ایالات متحدهٔ آمریکا، جریان گلفاستریم و جریان قناری را بخشهایی از سامانهٔ جریانهای اقیانوس اطلس شمالی معرفی میکند؛ گلفاستریم در برخی نقاط با سرعت تقریبی یک تا سه گره در امتداد ساحل آمریکا به سوی نیوفاندلند حرکت میکند (NOAA Ocean Service). آژانس فضایی اروپا نیز تصویر کلی مشابهی از چرخند ساعتگرد اقیانوس اطلس شمالی ارائه میدهد (ESA Eduspace). دریانوردان باستانی که از ساحل اقیانوس اطلس آفریقا یا ایبری به سوی غرب رانده میشدند، برای گرفتارشدن در سامانهای که میتوانست داستانهای هراسانگیز پدید آورد، به نقشهٔ مدرن نیاز نداشتند.
مسیر شمالی: پوتئاس، توله، اوگیا، نیوفاندلند#
مسیر شمالی برای مطالب مربوط به اودیسه ارتباط بیشتری دارد، زیرا روزهای طولانی، مه، سرما، صخرهها و حرکت پلهپله میان جزیرهها را توضیح میدهد. این مسیر از جهان پوتئاس میگذرد، نه از جهان کلمب: بریتانیا، جزیرههای شمالی، توله، دریای یخزده و شاید سنگهای پلهای دورتر.
استرابون ادعای پوتئاس را حفظ کرده است که توله در نزدیکی دریای یخزده، شش روز در شمال بریتانیا قرار داشته است؛ هرچند همزمان پوتئاس را همچون راویای غیرقابل اعتماد به تمسخر میگیرد (Strabo 1.4.2). این حفظ دوگانه سودمند است. این امر به ما میگوید که سنت یونانی، از دورهای بهاندازهٔ کافی زود، ادعایی واقعی دربارهٔ اقیانوس شمالی داشته که از همان زمان محل مناقشه بوده است.
هنگامی که شواهد متأخرتر را نیز وارد کنیم، مسیر از نظر فیزیکی روشنتر میشود:
| بخش | اهمیت آن | شواهد |
|---|---|---|
| بریتانیا تا جزیرههای شمالی | با پوتئاس، چارچوب غربِ بریتانیا در پلوتارک و روشنایی روز در عرضهای جغرافیایی بالای اودیسه سازگار است. | Strabo on Pytheas |
| ایسلند/گرینلند بهمثابه سنگهای پلهای | عبور از اقیانوس اطلس شمالی را به مجموعهای از مراحل دشوار تبدیل میکند، نه یک جهش ناممکن. | Severin’s Brendan Voyage |
| نیوفاندلند | مقصدی اثباتشده برای دریانوردان نورسِ متأخر؛ سرزمینی مهآلود، در لبهٔ اقیانوس و از نظر نمادین نزدیک به کیمریان اودیسه. | UNESCO L’Anse aux Meadows |
| خلیج فاندی | نمونهای واقعی از جزرومد شدید و گرداب برای کاریبدیس. | Parks Canada Fundy tides, Old Sow |
به همین دلیل، نباید خوانش اطلسمحور را بهصورت کاریکاتورگونه همچون این ادعا تصویر کرد که «یک کشتی یونانی مستقیماً به آمریکا رفت». الگوی بهتر، نقشهای شفاهی از شمال است: جزیرههای شناختهشده، جزیرههای شایعهشده، جزیرههای مقدس، سرزمینهای مهآلود و سرزمین اصلی بزرگی در دورترین کرانه.
چرا نباید سراسر مسیر را به زور منطبق کرد#
نسخههای ضعیف این نظریه میکوشند هر رویداد اودیسه را با یک مکان واقعی واحد شناسایی کنند. این کار شعر را شکننده میکند. اگر آئایا یک جزیره باشد، کیرکه جزیرهای دیگر، اسکیلا جزیرهای سوم، و هر گذار نیز ملزم باشد از منطق مدرن دریانوردی پیروی کند، استدلال بهمحض شکست یکی از این شناساییها فرو میریزد.
نسخهٔ نیرومندتر، شعر را همچون موادی لایهلایه در نظر میگیرد:
- برخی رویدادها احتمالاً مدیترانهایاند.
- برخی اسطورهای و کیهانشناختیاند.
- برخی ممکن است گزارشهای دریانوردان دوردست را حفظ کرده باشند.
- برخی نیز شاید بهدست تخیل یونانیِ متأخر جابهجا یا بومیسازی شده باشند.
مسئلهٔ آئایا ضرورت این رویکرد را ثابت میکند. اودیسئوس در آنجا شرق و غرب را گم میکند و کیرکه به تبارشناسی خورشیدیِ اقیانوسی تعلق دارد؛ امری که به استدلال اطلسمحور کمک میکند. اما کتاب 12 همچنین آئایا را مکان سپیدهدم و برآمدنهای خورشید میخواند، که آن را به سوی شرق میکشاند. این نکته یک «ایرادگیری غافلگیرکننده» نیست؛ دقیقاً همان چیزی است که جغرافیای اسطورهای، هنگامی که چند نظام نمادین در هم تنیده شدهاند، به نظر میرسد.
فهرست گسترشیافته چه چیزی نشان میدهد#
هنگامی که فهرست منابع گسترش مییابد، سه الگو آشکار میشود.
نخست، جزایر نیکبختان خیالپردازی متأخری نیستند که پس از کلمب ابداع شده باشند. هزیود و پیندار پیشاپیش زندگی نیکبختانهٔ غربی را در کنار اقیانوس قرار دادهاند. نویسندگان رومیِ متأخر نیز همین بنمایه را به مجموعهای جغرافیایی از جزیرهها تبدیل میکنند.
دوم، داستانهای اطلسمحور کارتاژی و فنیقی، بنمایههایی واقعی در آثار کلاسیکاند. شبهارسطو و دیودور همین الگوی اصلی را دو بار ارائه میکنند: دریانوردان پونیک جزیرهای ثروتمند در غرب مییابند و دسترسی به این کشف از نظر سیاسی کنترل میشود.
سوم، زبانِ «قارهای در آن سوی اقیانوس» وجود دارد. افلاطون، پلوتارک و تئوپومپوس از طریق آلیان، شاهدان اصلیاند. زمینههای آنان متفاوت است، اما نقشهٔ ذهنی مشترکشان انکارناپذیر است: جهان ما، اقیانوسی پیرامون آن، جزیرههایی در دریای بیرونی و سرزمینی بزرگتر در ورای آن.
بنابراین، پرسش این نیست که آیا نویسندگان کلاسیک برای سرزمینهای غربیِ آن سوی اقیانوس مقولهای در اختیار داشتند یا نه. داشتند. پرسش این است که آیا هر یک از این مقولهها گزارشهای واقعی از آن سوی جهان جزیرهایِ اقیانوس اطلس میانه را حفظ کردهاند یا نه.
داوری#
آیا اودیسئوس آمریکا را کشف کرد؟ اگر این را همچون تیتر خبریِ واقعی دربارهٔ عصر مفرغ مطرح کنیم، پرسش بیش از حد محدود است. اما اگر آن را برچسبی اسطورهای برای خاطرهای کهن از مسیرهای اطلس بدانیم، ارزش آن را دارد که جدی گرفته شود.
این استدلال بر بندهای قابل شناسایی استوار است: روزهای طولانی و سرزمین مهآلود هومر، کاریبدیس بهمثابه خطر جزرومدی دریا، قارهٔ مقابل در افلاطون، جزیرهٔ کارتاژیِ شبهارسطو و دیودور، سرزمین اصلی بزرگ در غرب بریتانیا در پلوتارک، قارهای در آن سوی حلقهٔ اقیانوس در تئوپومپوس و چشمانداز شاعرانهٔ سنکا از جهانهای تازه در ورای توله. اگر جغرافیای فیزیکی گراند بنکس، نیوفاندلند، گلفاستریم، سنگهای پلهای اقیانوس اطلس شمالی و خلیج فاندی را نیز به این مجموعه بیفزاییم، نتیجه دیگر شباهتی پراکنده نیست؛ بلکه الگویی منسجم از اقیانوس بیرونی است.
بنابراین بهترین نتیجه ساده است: اودیسه ممکن است یکی از کهنترین ظرفهای باقیماندهٔ یونانی برای داستانهای مربوط به اطلس بیرونی باشد و نویسندگان کلاسیکِ متأخر نیز بهاندازهای جغرافیای همسان حفظ کردهاند که مسئلهٔ آمریکا همچنان زنده بماند.
پرسشهای متداول#
پرسش: آیا اودیسئوس واقعاً آمریکا را کشف کرد؟
پاسخ: این عبارت را بهعنوان اختصاری اسطورهای بخوانید. استدلال واقعی این است که اودیسه بنمایههای کهنتری از اقیانوس بیرونی را حفظ کرده که با جغرافیای اقیانوس اطلس شمالی همراستا میشوند.
پرسش: کدام متن باستانی بیش از همه به آمریکا شباهت دارد؟
پاسخ: De Facie پلوتارک قویترین گزینه است، زیرا جزیرههایی را در غرب بریتانیا و سپس سرزمین اصلی بزرگی را در ورای آنها قرار میدهد. تیمائوس افلاطون منبع مهم دیگر دربارهٔ «قارهٔ مقابل» است.
پرسش: چرا خلیج فاندی به کاریبدیس مرتبط دانسته میشود؟
پاسخ: هومر گردابی دورهای را توصیف میکند که آب را به درون خود میکشد و بستر دریا را آشکار میسازد. خلیج فاندی جزرومدهای شدیدی دارد و اولد ساو سامانهای واقعی از گردابهای جزرومدی در نزدیکی دهانهٔ خلیج است.
پرسش: آیا این امر تماس باستانی فراآتلانتیکی را ثابت میکند؟
پاسخ: این امر ثابت میکند که متون کلاسیک، سنتهایی دربارهٔ سرزمینهای آن سوی اقیانوس را در خود دارند و برخی جزئیات نیز همتاهای واقعی در اقیانوس اطلس دارند. سطح بعدی شواهد، وجود ردپایی باستانشناختی یا زیستی و اطمینانبخش خواهد بود.
منابع#
- هومر. اودیسه، کتابهای ۱۰–۱۲. بخشهایی از حماسهٔ یونانی دربارهٔ لاستریگونیان، کیرکه، کیمریان و کاریبدیس.
- هزیود. کارها و روزها، سطرهای ۱۶۷–۱۷۳. جزایر خجستگان در کنار اقیانوس.
- پیندار. سرودهای المپی ۲، سطرهای ۶۸–۸۳. جزیرهٔ خجستگان و نسیمهای اقیانوس.
- افلاطون. تیمائوس، ۲۴e–۲۵d، و کریتیاس، ۱۰۸e–۱۰۹a. آتلانتیس، جزایر بیرونی و قارهٔ مقابل.
- شبهارسطو. دربارهٔ امور شگفتانگیز شنیدهشده، ۸۴ / ۸۳۷a. کشف جزیرهای در اقیانوس اطلس بهدست کارتاژیان.
- دیودور سیسیلی. کتابخانهٔ تاریخ ۵.۱۹–۲۰ و ۲.۴۷. جزیرهای فنیقی در اقیانوس اطلس و جزیرهٔ شمالیِ هایپربورئایی.
- استرابون. جغرافیا ۱.۴. پوتئاس، توله و تردیدباوری باستانی دربارهٔ ادعاهای مربوط به اقیانوس شمالی.
- پلوتارک. دربارهٔ چهرهای که بر قرص ماه پدیدار میشود، ۹۴۱A–C. اوگیژیا در غرب بریتانیا و سرزمین اصلی بزرگِ آنسوی آن.
- پلوتارک. سرتوریوس، ۸–۹. جزایر خجستگان در اقیانوس اطلس.
- پلوتارک. دربارهٔ زوال پیشگوییهای غیبی، ۴۱۹E–۴۲۰A. جزایر مقدس پیرامون بریتانیا و کرونوسِ خفته.
- آیلیان. تاریخ گوناگون ۳.۱۸. مروپیسِ تئوپومپوس و قارهٔ عظیمِ آنسوی اقیانوس.
- پومپونیوس ملا. شرح جغرافیایی، ۳.۱۰۲. جزایر خجستگان.
- سنکا. مِدئا، ۳۷۵–۳۷۹. اقیانوس، جهانهای جدید و توله.
- پلینیوس بزرگ. تاریخ طبیعی، ۶.۲۰۲–۲۰۵. فهرست جزایر خجستگان.
- کلودیوس بطلمیوس. جغرافیا. جزایر خجستگان بهمثابه نصفالنهارِ نقشهبرداریِ غربی.
- آویِنوس. کرانهٔ دریاها، ۹۰–۱۲۹ و ۳۷۰–۴۱۰. اوستریمنیدها و اقیانوس اطلسِ هیمیِلکو.
- سولینوس. چکیدهٔ دانش، ۵۶. بازپرداختِ روایت جزایر خجستگان.
- پروکلوس. شرح تیمائوس افلاطون. قطعهای از مارکلوس دربارهٔ روایات جزیرههای دریای بیرونی.
- لوچیو روسو. “دانش جغرافیایی گستردهٔ هلنیستیِ پنهان در دادههای بطلمیوس.” ریاضیات و مکانیک سامانههای پیچیده ۶، شمارهٔ ۳ (۲۰۱۸): ۱۸۱–۱۹۰.
- یانیس لیریتزیس و همکاران. “آیا اطلاعات نجومی و جغرافیاییِ دربارهٔ چهره اثر پلوتارک، سفری فراتر از اقیانوس اطلس شمالی را توصیف میکند؟” پژوهشهای ساحلی ۳۴، شمارهٔ ۳ (۲۰۱۸): ۶۵۱–۶۷۴.
- هِنریِت مرتس. دریای تیرهرنگِ شراب: حماسهٔ پهلوانی هومر دربارهٔ اقیانوس اطلس شمالی. ۱۹۶۴.
- تیم سورِوین. سفر برندان. ۱۹۷۸.
- بیرگیتا والاس و یونسکو. محوطهٔ تاریخی ملی لَنس او مِدوز. مرکز میراث جهانی یونسکو.
- مارگو کویتمس و همکاران. “شواهدی از حضور اروپاییان در قارههای آمریکا در سال ۱۰۲۱ میلادی.” نیچر ۶۰۱ (۲۰۲۲): ۳۸۸–۳۹۱.
- خدمات اقیانوسی NOAA. “جریانهای سطحی اقیانوس.” مروری بر چرخند اقیانوس اطلس شمالی و جریان گلفاستریم.
- آژانس فضایی اروپا. “چرخند اقیانوس اطلس شمالی.” مروری بر جریان اقیانوسی.
- پارکهای کانادا. “جزرومدهای فاندی.” دامنهٔ جزرومدیِ خلیج فاندی.
- گردشگری خلیج فاندی. “گرداب اولد ساو.” توصیف منطقهایِ سامانهٔ گردابهای جزرومدی.
- گردشگری نیوفاندلند و لابرادور. “چرا نیوفاندلند اینقدر مهآلود است؟” توضیح مه و جریانهای دریایی.
- انجمن سلطنتی هواشناسی. “ساختار مکانی و زمانی چرخهٔ زندگی مه بر فراز گراند بنکس.” پژوهشی دربارهٔ اقلیمشناسی مه.
