خلاصه

  • گفتار آیینی اغلب پس از آن‌که معنای روزمره‌اش از میان می‌رود، به‌صورت صدایی ناب و برانگیزاننده باقی می‌ماند.
  • آیین‌های تشرف بومیان استرالیا روشن‌ترین نمونه‌های همجوار با bullroarer را ارائه می‌کنند: آوازهای مقدسی که هیچ‌کس نمی‌توانست ترجمه‌شان کند و در جهان‌های آیینیِ مردانه‌ای خوانده می‌شدند که از ساز غران نیز پاسداری می‌کردند.
  • آیین O-Kee-Pa در میان ماندان‌ها مسیرِ آویزش با قلاب را نشان می‌دهد: کَتل هنگام آویزش دعایی ثابت شنید و نتوانست ترجمه‌ای از آن به دست آورد.
  • روم، نپال، تروبریاندها، سولاوسی جنوبی، شمال آفریقا، زرتشتی‌گری، دهارانی‌های بودایی و پاپیروس‌های جادویی یونانی همگی همین الگو را نشان می‌دهند.
  • رسوایی ماجرا ساده است: آیین برای بقا به فهم معنایی نیاز ندارد. گاهی نفهمیدن، خودِ هدف است.

«هیچ‌کس نمی‌تواند آن را ترجمه کند»

  • K. Langloh Parker، The Euahlayi Tribe (1905)

آواز مرده چیست؟#

آواز مرده لزوماً آوازی به زبان مرده نیست.1
ماجرا بدتر و جالب‌تر از این است: آوازی که زندگی اجتماعی‌اش پس از شکسته‌شدن کلید معنایی آن ادامه پیدا می‌کند.
دهان هنوز آن را می‌شناسد.
بدن هنوز می‌داند چه وقت باید آن را بخواند.
سالخوردگان هنوز می‌دانند که آن آواز خطرناک، مقدس، خوش‌یمن، نیاکانی یا الزامی است.
اما معنای معمول آن به تاریکی فرو رفته است.

این نسخهٔ عامه‌پسند ماجراست: جسد هنوز آواز می‌خواند.

مردم‌شناسی برای همین پدیده واژگان آرام‌تری دارد: زبان آیینی باستانی، گونه‌های زبانی باطنی، واژه‌آواهای غیرواژگانی، نیایش‌های برگرفته از زبان‌های بیگانه، آوازهای رؤیایی، گفتار رازآمیز، نام‌های جادویی و فرمول‌های فسیل‌شده.
اما این برچسب‌های مرتب، سیم داغِ مرکز ماجرا را پنهان می‌کنند.
یک جامعه می‌تواند صدای دقیق را نسل‌ها پس از آن‌که حفظ معنای دقیق را متوقف کرده است، حفظ کند.

این نباید برای کسی شگفت‌آور باشد که کودکانی را دیده است که سرودهای بازی‌های حیاط مدرسه را زمزمه می‌کنند، تماشاگران فوتبال هجاهای بی‌معنای به‌ارث‌رسیده را فریاد می‌کشند، یا مؤمنان کلیسا اعتقادنامه‌هایی را به زبانی ادا می‌کنند که نمی‌توانند تجزیه و تحلیلش کنند.
اما نمونه‌های زیر صرفاً از جنسِ «من لاتین نمی‌دانم» نیستند.
این نمونه‌ها قوی‌ترند.
در میان آن‌ها آوازهایی هست که گفته می‌شود حتی برای خوانندگانشان نیز نامفهوم‌اند؛ سرودهای کاهنانه‌ای که کاهنان به‌ندرت آن‌ها را می‌فهمیدند؛ زبان‌های شمنی که گویندگان عادی نمی‌توانستند از آن‌ها پیروی کنند؛ هجاهای جادویی‌ای که گفته می‌شود قدرتشان با ترجمه از میان می‌رود؛ و آوازهای تشرفی‌ای که در کنار قدیمی‌ترین ابزار صداسازِ مجموعه‌ابزار آیینی بشر، یعنی bullroarer، اجرا می‌شدند.

برای استدلال گسترده‌ترِ snakecult.net دربارهٔ فناوری‌های آیینی به‌مثابه فسیل‌های ژرف فرهنگی، این موضوع خویشاوند نزدیکِ bullroarer به‌عنوان نشانگر تشرف مردانه، مجموعه‌میمِ پلیادها و bullroarer، و شیوه‌ای است که زبان، عدن را می‌شکند.
مقالهٔ حاضر سویهٔ زبان‌شناختیِ همان جانور است.

یک آیین می‌تواند از ترجمهٔ خودش بیشتر عمر کند. در چنین وضعی، صدا به‌صورت اثر باقی می‌ماند: فسیلی قابل‌حمل از اقتدار، هراس، نیاکان و تماس با امر الوهی.
— Parker 1905; Mathews 1907; Catlin 1867; Senft 2010

نمونه‌های bullroarer چندان ظریف نیستند#

از همان جمله‌ای آغاز کنیم که کل این جست‌وجو را برانگیخت.
K. Langloh Parker می‌گوید اجازه یافته بود «Byamee’s Song» را بشنود؛ آواز مقدسِ یوالایه‌ای که تنها مردان کاملاً تشرف‌یافته می‌توانستند آن را بخوانند.
پارکر اضافه می‌کند که زبان کهنِ آواز از پیش از میان رفته بود: آواز شناخته می‌شد، حق خواندنش پاسداری می‌شد، اما معنای کامل آن فهمیده نمی‌شد Parker، The Euahlayi Tribe (Bullroarer Atlas: Euahlayi Narran River Gayandi / Gurraymi Boorah bullroarer).

این نخستین نمونهٔ زیر شیشه است: آواز مقدسی پس از شکست ترجمه، درون نظامی از تشرف باقی می‌ماند.
نکته این نیست که همهٔ خوانندگان نادان یا بی‌ملاحظه‌اند.
نکته این است که آیین بیش از بازگوییِ معمول، به میراث، محدودیت و صدا اهمیت می‌دهد.
دهانِ تشرف‌یافته مجاز است الگو را بازتولید کند؛ توضیح معنایی در مرتبهٔ دوم قرار دارد.

نمونه‌ای حتی روشن‌تر از استرالیا از گزارش R. H. Mathews دربارهٔ تشرف Birdhawal Dyerrayal به دست می‌آید.
زنان و سالخوردگان پیرامون محوطهٔ آیینی حلقه می‌زنند و آوازی را می‌خوانند که به گفتهٔ مَتیوز، معنایش حتی برای کسانی که آن را می‌خواندند نامفهوم بود.
سپس، صبح روز بعد، صدای Turndun شنیده می‌شود: Turndun همان bullroarer است Mathews، “The Birdhawal Language,” ANU Press PDF (Bullroarer Atlas: Birdhawal Turndun initiation bullroarer).
در بخش‌های بعدی آیین، bullroarerها نشان داده می‌شوند، به چرخش درمی‌آیند و در سازوکار رازآمیز تشرف مردانه به کار گرفته می‌شوند.

این دقیقاً از آن نمونه‌هایی است که باید باعث شود دست از بیش‌ازحد مرتب‌کردن امور برداریم.
آواز مرده و bullroarer دو برچسب جداگانهٔ موزه‌ای نیستند.
آن‌ها در یک میدان ولتاژ آیینی واحد قرار دارند: تشرف، رازپوشی، محدودیت جنسیتی، صدای هراس‌انگیز و واژه‌های کهن.
اگر خودِ آواز دقیقاً همان bullroarer نباشد، باز هم در آب‌وهوای bullroarer حرکت می‌کند.

مواد استرالیایی همچنان گونه‌های دیگری پیش رو می‌گذارند.
در آرنهم‌لند غربی، Brown و Evans مجموعه‌آواز Marrku را توصیف می‌کنند که زبان‌های نیاکانی را زنده نگه می‌دارد، حتی زمانی که دیگر گویندگان روانی برای گفت‌وگوی معمول در دسترس نیستند Brown and Evans، “Songs that keep ancestral languages alive”.
آوازهای تشرفی Warlpiri در کردار معاصر Kurdiji به‌طور کامل نزد شمار کمتری از متخصصان شناخته شده‌اند، درحالی‌که بسیاری از شرکت‌کنندگان بدون تسلط بر تداعی‌های نمادین، آن‌ها را زمزمه یا همراهی می‌کنند Curran، Contemporary Ritual Practice in an Aboriginal Settlement.
آوازهای سیّار نیوساوث‌ولز، مانند Wanji-Wanji، در پژوهش‌های احیای آواز به‌عنوان نمونه‌هایی ذکر می‌شوند که در آن‌ها متن‌های کهن هنوز بدون فهم کامل خوانده می‌شوند Hodgetts، Guthi Girrmara.

bullroarer در همهٔ این نمونه‌های متأخر حضور ندارد.
اما داده‌های استرالیا نکتهٔ ژرف‌تر را به شکلی نامعمول آشکار می‌کنند: صدای کهن، محدودیت مقدس و فناوری تشرف معمولاً در کنار هم گرد می‌آیند.
ابزاری که صدایی بی‌گلو تولید می‌کند، همسایهٔ کاملی برای آوازی است که صدا دارد اما ترجمه ندارد.


مسیر آویزش با قلاب در دشت‌های بزرگ واقعی است، اما از آنچه میم‌ها می‌نمایانند آشفته‌تر است#

این مسیر اهمیت دارد، چون تصویری را در خود دارد که همه به یاد می‌آورند: مردانی که از پوست و گوشت آویخته شده‌اند، آن‌قدر چرخانده می‌شوند تا از هوش بروند و در میان درد دعا می‌خوانند.
گزارش George Catlin از O-Kee-Pa در میان ماندان‌ها منبع کلاسیک این موضوع است.
او نامزدها را توصیف می‌کند که به میله‌هایی آویخته شده، در هوا چرخانده می‌شدند و از آزمونی می‌گذشتند که او آن را مراسمی بزرگ و دینی می‌دانست Catlin، O-Kee-Pa: A Religious Ceremony.
در اوج مراسم، مردی آویخته دعایی ثابت یا فریادی خطاب به روح بزرگ سر می‌دهد.
کَتل می‌گوید نتوانست ترجمه‌ای از آن به دست آورد.

این همان نمونهٔ آویزش با قلاب است.
به‌اندازهٔ کافی واقعی است.
مسئلهٔ زبان درون همان آیینی قرار دارد که آویزش را دربرمی‌گیرد.

اما مسیر bullroarer را باید با اندکی خشونت و اندکی احتیاط دنبال کرد.
گزارش O-Kee-Pa کَتل سرشار از طبل‌ها، جغجغه‌ها، نقاب‌ها، تقلیدهای حیوانی، آوازهای پزشکی و وحشت نمایشیِ مقدس است، اما من در آن bullroarer نمی‌یابم.
پیوند نیرومندتر با دشت‌های بزرگ، یا پیرامون آن، چیز دیگری است.
پروژهٔ زبان آراپاهو bullroarer را به‌عنوان سازی هوایی مرتبط با باد و رقص ارواح معرفی می‌کند؛ سازی که گاه برای آغاز آوازخوانی به کار می‌رفته است، درحالی‌که سوت‌های استخوان عقاب به رقص خورشید تعلق دارند Arapaho Language Project، “Air Instruments” (Bullroarer Atlas: Arapaho toy or wind bullroarer).
این با گفتنِ «آیین آویزش با قلابِ ماندان‌ها از bullroarer استفاده می‌کرد» یکسان نیست.
این نکته‌ای خنک‌تر و پیچیده‌تر را بیان می‌کند: جهان‌های صدای مقدس در دشت‌های بزرگ و پیرامون آن، آویزش با قلاب، دعاهای ثابتِ ترجمه‌نشده، سوت‌های رقص خورشید، آوازهای رقص ارواح و آوازخوانیِ مرتبط با bullroarer را دربرمی‌گیرند، اما این عناصر در یک آیین مرتب و واحد فروکاستنی نیستند.

مواد مربوط به سوهای تتون در آثار Frances Densmore لایهٔ دیگری به این موضوع می‌افزاید.
او خوانندگان و آگاهانِ رقص خورشید را ثبت می‌کند که نزد آنان دعای خوانده‌شده با نیرویی ویژه به Wakan Tanka می‌رسد، و در مجموعهٔ موسیقایی گسترده‌تر دربارهٔ ابهام زبان مقدس بحث می‌کند Densmore، Teton Sioux Music.
George A. Dorsey، James Mooney و مواد متأخرتر مربوط به رقص ارواح نشان می‌دهند که آوازهای رؤیایی و عبارت‌های آیینیِ میان‌قبیله‌ای چگونه می‌توانستند به‌سرعت از مرزهای زبانی عبور کنند Mooney، The Ghost-Dance Religion.
یادداشت‌های Elsie Clews Parsons دربارهٔ کادو آوازهای رقص ارواحی را ثبت می‌کنند که واژه‌هایشان برای برخی قابل‌فهم و برای برخی دیگر نامفهوم بود؛ آوازهایی که اغلب گفته می‌شد در خواب دیده شده یا از منابع غیرانسانی شنیده شده‌اند Parsons، “Notes on the Caddo”.

پس پاسخ به حدس اولیه دربارهٔ دشت‌های بزرگ چنین است:

  1. آویزش با قلاب همراه با دعای ترجمه‌نشده: بله، O-Kee-Pa در میان ماندان‌ها.
  2. سوراخ‌کردن بدن در رقص خورشید همراه با آواز مقدس: بله، در جهان آیینی گسترده‌تر دشت‌های بزرگ.
  3. bullroarer همراه با رقص خورشید دشت‌های بزرگ: منابع روشن و معتبری که بررسی کردم از آن پشتیبانی نمی‌کنند.
  4. bullroarer همراه با رقص ارواح یا آوازخوانی: بله، مواد آراپاهو آن را در چنین زمینه‌ای قرار می‌دهند.
  5. bullroarer همراه با تشرف رازآمیز به‌طور کلی در آمریکای شمالی: بله، به‌ویژه در شواهد کالیفرنیا و ساحل شمال‌غربی.

این عقب‌نشینی نیست.
هیولایی بهتر است.


قارهٔ آمریکا تمام جهان زیرزمینیِ آوازهای نیمه‌فهمیده را در خود دارد#

وقتی دیگر اصرار نداشته باشیم که همهٔ نمونه‌ها متعلق به یک آیین واحد باشند، قارهٔ آمریکا گشوده می‌شود.
صدای کهن پیوسته در جامه‌های گوناگون بازمی‌گردد.

در کالیفرنیا، فردریک استار می‌گوید آوازهای رقص عقابِ کاهوییلا چنان قدیمی بودند که حتی خوانندگان نیز واژه‌هایشان را درک نمی‌کردند Starr, American Indians. این تقریباً بیش از حد کامل است: آواز صرفاً برای بیگانگان بیگانه نیست؛ خود خوانندگان نیز در زنجیره‌ای پس از کلیدی ناپدیدشده قرار دارند.

مجموعه‌های شبح و کوکسو در کالیفرنیا همان جایی هستند که بول‌روئر دوباره به صحنه بازمی‌گردد. مطالب اس. ای. بَرِت دربارهٔ پومو، مراسم شبحی را توصیف می‌کند که به مردانِ تشرف‌یافته محدود بود و در آن رقصندگان نقش مردگان را ایفا می‌کردند Barrett, Ceremonies of the Pomo Indians (اطلس بول‌روئر: روحِ ممنوعِ صدا و بول‌روئرِ درمانگرِ پومو). کار تطبیقی ادوین لوب دربارهٔ تشرف‌های قبیله‌ای و انجمن‌های سری، مطالب کالیفرنیا را به کاربرد بول‌روئر در زمینهٔ انجمن‌های سری پیوند می‌دهد Loeb, “Tribal Initiations and Secret Societies”. در اینجا بستهٔ مرتبط، آویزش از قلاب نیست. بلکه نقش‌آفرینیِ شبح، رازپوشی، تشرف، و شیءِ پنهانِ غرش‌کننده است.

در ساحل شمال‌غربی، مجموعه‌های آیینیِ زمستانی همین الگو را تشدید می‌کنند. لوب شواهد کواکواکاواکو را از بواس خلاصه می‌کند؛ شواهدی که در آن بول‌روئر به‌طور پنهانی، به‌عنوان بخشی از نمایشِ ربوده‌شدنِ نوآموزان به‌دست ارواح، چرخانده می‌شود Loeb 1929؛ گزارش بنیادین بواس همچنان بایگانی عمیق‌تر است Boas, The Social Organization and the Secret Societies of the Kwakiutl Indians (اطلس بول‌روئر: بول‌روئرِ مراسم زمستانیِ کواکیوتل). سپس Nootka and Quileute Music اثر فرانسیس دِنس‌مور فضای همسایهٔ آوازهای رؤیایی را ارائه می‌کند: آوازهایی که در رؤیا آموخته می‌شوند، آوازهایی منسوب به حیوانات، و مطالب آیینیِ کلوکالی که در آن‌ها بول‌روئر نیز در سوابق گسترده‌تر ظاهر می‌شود Densmore, Smithsonian record.

باز هم: این یک جعبهٔ مرتب و واحد نیست. این یک جهان زیرین است. آواز کهن، نقش‌آفرینیِ شبح، کسبِ رؤیایی، انضباطِ انجمنِ سری، و صداهای مصنوعیِ ارواح پیوسته از میان یکدیگر عبور می‌کنند.


روم کاهنانی داشت که جسدِ یک سرود را می‌خواندند#

این پدیده فقط قبیله‌ای، شفاهی، یا به معنای سهل‌انگارانهٔ قدیمی، «بدوی» نیست. روم نیز آن را در جامهٔ رسمی خود داشت.

سالی‌ها، کاهنانِ جهندهٔ مارس، در آیین‌های کهنِ رومی Carmen Saliare را می‌خواندند. خلاصه‌های باستانی و مدرن بارها تأکید می‌کنند که این سرود تا چه اندازه کهن و مبهم شده بود. فرهنگ‌نامهٔ کلاسیکِ اسمیت، که در لاکوس‌کورتسیوس حفظ شده است، می‌گوید آوازهای سالیایی حتی برای خود کاهنان نیز به‌سختی قابل فهم بودند LacusCurtius, “Salii”. ارائهٔ Carmen Saliare در Bibliotheca Augustana نیز آن را شعر آیینیِ کهنی معرفی می‌کند که از همان دوران باستان دشوار بوده است Carmen Saliare.

روم همچنین Carmen Arvale، سرودِ برادرانِ آروال، را در اختیار ما می‌گذارد. متن حفظ‌شدهٔ آن مشهور است، زیرا می‌توان آن را چاپ کرد، بررسی کرد، و بااین‌حال هنوز به‌آسانی رامش نکرد: صورت‌های کهن، قرائت‌های مورد مناقشه، و تفسیر نامطمئن Carmen Arvale text. سرود آروال به‌اندازهٔ مورد سالی‌ها نمونهٔ کاملی نیست، زیرا مسئلهٔ پژوهشگر مدرن لزوماً مسئلهٔ خوانندهٔ باستانی نبوده است. اما این دو در کنار هم نسخهٔ دولتِ باسواد از آواز مرده را نشان می‌دهند: دین رسمی واژه‌های فسیل‌شده را حفظ می‌کند، زیرا خودِ کهنگی شاهدی است بر اعتبار.

این موضوع باید بر نحوهٔ خواندن نمونه‌های استرالیایی و آمریکایی اثر بگذارد. بقای زبان آیینیِ مبهم، شکستِ سواد نیست. این ویژگی‌ای عام در محافظه‌کاریِ آیینی است. اگر دولت روم بتواند سرودی نیمه‌مرده را در فهرست حقوق‌بگیران خود نگه دارد، یک انجمن سری نیز می‌تواند همین کار را در دل طبیعت انجام دهد.


زبان‌های شمنی طوری ساخته شده‌اند که خاموش شوند#

برخی آوازهای مرده، تصادف‌های ناشی از تغییر زبان‌اند. برخی دیگر به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که دشوار باشند. گفتار شمنی اغلب در میانهٔ این دو قرار می‌گیرد. کهن، استعاری، تخصصی، فشرده و محافظت‌شده است. ممکن است مردم عادی بدانند که آیین وجود دارد، اما همچنان واژه‌های آن را درک نکنند.

مطالب مربوط به رایِ چینتانگ از شرق نپال یکی از روشن‌ترین نمونه‌هاست. رای risiwa را زبانی آیینی برای خواندنِ سرودهای موندوم توصیف می‌کند: گویشوران عادی نمی‌توانند آن را بخوانند یا درک کنند، و حتی متخصصان آیینیِ باتجربه نیز ممکن است آن را در معنای معناییِ معمول به‌طور کامل درک نکنند Rai, “Mundum: A Case Study of Chintang Ritual Language”. این صرفاً یک زبان بیگانه نیست. این ابهامِ آیینی به‌مثابهٔ فناوری اجتماعی است.

الگوی هیمالیایی تکرار می‌شود. شمن‌های Igu در میان ایدو میشمی‌های آروناچال پرادش، سرودهای آیینیِ بلندی را در گونه‌ای ویژه به کار می‌برند که گویشوران عادیِ ایدو فقط تا حدی آن را می‌فهمند؛ دِلی و دیگر نویسندگان معاصر بر شکاف میان زبان روزمره و اجرای شمنی تأکید کرده‌اند Delley, “The Igu Shamanic Tradition of the Idu Mishmi”. شمن‌های تامانگِ bombo به‌جای تامانگِ محاوره‌ایِ معمول، در صورت‌هایی کهن و مبهم سرود می‌خوانند Holmberg, Order in Paradox. سنت‌های آوازِ رقصِ غاتو در میان گورونگ‌ها اغلب چنین توصیف می‌شوند که به زبانی خوانده می‌شوند که مخاطبان عادیِ نپالی یا گورونگ آن را به‌طور کامل درک نمی‌کنند Kailash/Wisdom Library, Ghatu study، و گزارش‌های معاصر نیز همان تصور را حفظ کرده‌اند: سنتی از آواز خلسه‌آور که واژه‌هایش بیش از آنکه تحلیل شوند، به ارث رسیده‌اند Nepali Times, “Ghatu dance of Lamjung”.

سولاوسی جنوبی نمونه‌ای کاهنانه را با نامی ارائه می‌کند که گویی از رمانی خیال‌پردازانه آمده، اما چنین نیست: basa to ri langiq، یعنی «زبان آسمان»، که با متخصصان آیینیِ بومیِ بیسو پیوند دارد. پژوهش‌های اخیر، بیسو را میانجی‌هایی توصیف می‌کنند که می‌توانند این زبان الهی یا کهن را در اجرای آیینی به کار برند Sage Open article on bissu؛ گزارش‌های دیگر تأکید می‌کنند که این زبان به بیسو و ارتباط الهی محدود است Atlantis Press PDF. این لزوماً به معنای «هیچ بیسویی آن را نمی‌فهمد» نیست. این گونهٔ متفاوتی است: جامعه آن را درک نمی‌کند، زیرا این زبان مجرایی کاهنانه برای گفت‌وگوست.

شمال آفریقا نمونه‌ای از زبان آیینیِ برگرفته از زبان بیگانه را ارائه می‌کند. در اجراهای دیوانِ الجزایری یا همجوار با گناوه، مجموعه‌های مرتبط با زبان هوسا می‌توانند در زمینه‌های خلسه و درمان باقی بمانند، حتی پس از آنکه جامعه دیگر هوسا را به‌عنوان زبان عادی سخن نمی‌گوید Turner, Diwan/Gnawa PDF. جوامع سیدیِ مکران نیز به‌همین‌سان آوازهایی به سبک آفریقایی را به زبانی با خاستگاه احتمالی سواحیلی حفظ می‌کنند که دیگر در محل فهمیده نمی‌شود During, “The Spirit Cults of the Makran Coast”. در اینجا آواز مرده زخمی از جابه‌جایی اجباری، تجارت، برده‌داری و پراکندگی است. واژه‌ها بی‌معنا نیستند؛ آن‌ها تبارِ جابه‌جاشده‌اند.


تروبریاندها جادو را به دستگاه ضبط تبدیل می‌کنند#

جزایر تروبریاند از این جهت اهمیت ویژه‌ای دارند که گونتر زِنفت دهه‌ها را صرف مستندسازی شیوهٔ کار گونه‌های ویژهٔ گفتار در آنجا کرده است. او در کیلیویلا میان زبان عادی، گفتار جادویی، و biga baloma، یعنی «زبان ارواح مردگان»، تمایز می‌گذارد. در آوازهای برداشت محصول و سوگواری، صورت‌های زبانیِ کهن ممکن است حفظ شوند، حتی زمانی که خوانندگان دیگر محتوای معنایی آن‌ها را درک نمی‌کنند Senft, “Magic, missionaries and religion”.

این تقریباً آزمایشگاه ایده‌آل برای آوازهای مرده است. آواز صرفاً متنی زوال‌یافته نیست. آواز به نظریه‌ای دربارهٔ کارآمدی تعلق دارد. جادو اثر می‌کند، زیرا به‌درستی تکرار می‌شود، به‌درستی به ارث می‌رسد، و به اقتدار نیاکانی متصل است.

به همین دلیل استعارهٔ دستگاه ضبط مفید، اما ناکامل است. دستگاه ضبط صدا را بدون درک آن حفظ می‌کند. خوانندهٔ آیینی صدا را حفظ می‌کند، درحالی‌که جامعه او را مجاز، موظف، دگرگون‌شده یا خطرناک می‌داند. دستگاه ضبط انسانی همچنین یک کاهن است.

به همین دلیل الگوی آواز مرده برای مسئلهٔ انتشار و نقاب آیینی اهمیت دارد. بسته‌های آیینی می‌توانند صورت‌هایی را منتقل کنند که توضیحات اصلی‌شان دگرگون یا ناپدید می‌شوند. صدا باقی می‌ماند، زیرا کارکردی مستقل از بازگویی به دست آورده است.


واژه‌های جادویی به ترجمه نیاز ندارند#

در دورترین سوی این طیف، واژه‌های آیینی‌ای قرار دارند که صرفاً ترجمه‌شان دشوار نیست. آن‌ها قدرتمندند، زیرا در برابر ترجمه مقاومت می‌کنند.

پاپیروس‌های جادویی یونانی و مصری مملو از voces magicae هستند: نام‌هایی بیگانه‌نما، رشته‌هایی از واکه‌ها، لقب‌های الهی، و هجاهایی که مانند جمله‌های معمولی رفتار نمی‌کنند. مطالعهٔ مونیکا آملسر دربارهٔ voces magicae آن‌ها را زبان آیینیِ جهان‌ساز می‌داند، نه پرکننده‌هایی تصادفی Amsler, “Voces Magicae and Imperial / Late-Antique World-Making”. Ephesia Grammata، یعنی یک فرمول حفاظتی مشهور، به مجموعه‌ای نام‌گذاری‌شده از واژه‌های بی‌معنا یا جادویی با نیروی حفاظتی تبدیل شد Bernabe, Oxford Academic chapter.

یامبلیخوس صورت فلسفیِ همین غریزه را ارائه می‌کند.

در دربارهٔ اسرار، او استدلال می‌کند که نام‌های مقدسِ بیگانه نباید ترجمه شوند، زیرا ترجمه، پیوند الهی و نیروی آیینیِ آواها را از میان می‌برد ایامبلیخوس، دربارهٔ اسرار، بخش ۷.

آموزه در برابر دیدگان ماست: آوا وسیله‌ای برای انتقال معنا نیست؛ آوا جوهر است.

سنت‌های بوداییِ دارانی همین عصب را زنده نگه می‌دارند. دارانی‌ها اغلب در میان جوامعی که به زبان سانسکریت سخن نمی‌گویند، به‌صورت فرمول‌های هجاییِ سانسکریت‌مآب خوانده می‌شوند، و سنت‌های تفسیری نیز غالباً می‌پذیرند که ترجمهٔ کامل ناممکن است یا اساساً موضوعیت ندارد ۸۴۰۰۰، دارانیِ راتناکِتو; کوه طبل دارما، توضیح دارانی. سرود بیزانسی سنت غیرواژگانیِ خاص خود را در کرِتِماتا و تِرِتِسْماتا دارد؛ یعنی آوازخوانیِ ممتد بر پایهٔ آواها، نه واژه‌های معمول Varelas, “Nonsense Syllables in Byzantine Chant Tradition”.

مانتراهای ودایی به دقت بیشتری نیاز دارند.
این‌که بگوییم «مانتراهای ودایی بی‌معنا هستند»، بیش از حد ساده‌انگارانه است.
ادعای دقیق‌تر این است که خودِ سنت هندی دربارهٔ معنا، ابهام و تفسیر بحث کرده است. نیرُوکتایِ یاسکا از آن رو وجود دارد که واژگان ودایی چنان دشوار شده بودند که به توضیحی نظام‌مند نیاز داشتند، و مباحث معاصر دربارهٔ کوتسا مناقشهٔ کهن بر سر این پرسش را حفظ کرده‌اند که آیا برخی مانتراها اصلاً معنا دارند یا نه Viswanathan، چکیدهٔ PhilPapers.

فریتس استال این استدلال را بیش از پیش بسط داد و مدعی شد که آیین می‌تواند به‌جای معناشناسی، بر پایهٔ نحو و اجرا سامان یابد Staal، “The Meaninglessness of Ritual”. آن تز عامدانه تحریک‌آمیز است، اما به این پرونده تعلق دارد، زیرا این امکان هولناک را به‌روشنی بیان می‌کند: آیین می‌تواند، به معنای متعارف، بدون معنا اجرا شود.

اوستاییِ زرتشتی صورتِ فسیل‌شدهٔ آیینی را عرضه می‌کند.
اوستایی دیگر زبان گفتاریِ عادی نبود، اما همچنان از نظر آیینی ضروری باقی ماند؛ بعدها، مناقشه‌های اصلاح‌طلبانه به قرائت دعا حمله کردند، آن‌گاه که این دعاها برای بسیاری از اجراکنندگان و شنوندگان نامفهوم شده بود آندرس-تولدو، UNL Digital Commons; دالا، History of Zoroastrianism، فصل ۵۹.
باز هم، بحث بر سر نادانی به‌مثابه شکست نیست. این، حفظ‌کردن به‌مثابه کنشی دینی است.


راهنمای میدانیِ آوازهایی که واژه‌هایشان به تاریکی رفت#

جدول زیر عمداً دامنه‌ای گسترده دارد.
این جدول شامل موارد مستقیمِ آوازهای مرده، زبان‌های آیینیِ تخصصی، آواهای مقدسِ غیرواژگانی، و مجموعه‌های آیینیِ تشرفِ مرتبط با بول‌روئر است.
ستون آخر مهم‌ترین ستون است: به شما می‌گوید بول‌روئر تا چه اندازه به هر مورد نزدیک است.
این یک آزمون خلوص نیست.
این نقشه‌ای از میزان نزدیکی است.

موردمکان / سنتآنچه باقی مانده استچرا واژه‌ها به تاریکی می‌روندمیزان نزدیکی به بول‌روئرانطباق
سرود بایامییوآلای / یووالارایی، استرالیاسرود مقدس مردانِ تشرف‌یافتهمعنا از دست رفته است؛ در گزارش پارکر ترجمهٔ کاملی در دست نیستهمان جهان آیینیِ تشرفِ پدرِ همگان؛ بول‌روئر از منبعی جداگانه گرفته شده استبالا
دیِرایالِ بیردهاوالگیپسلند / جنوب‌شرق استرالیاآواز آیینیِ تشرفِ زنان / ریش‌سفیدانمَتیوز می‌گوید که این آواز حتی برای خوانندگان نیز نامفهوم بودهمان توالیِ آیین، شامل بول‌روئرِ تِرن‌دون استبسیار بالا
ترانه‌های تنگهٔ تورس غربیمورالاگ، مابیواگ، تنگهٔ تورسترانه‌های آیینی کهن دربارهٔ جنگ، مرگ، نقاب و آیین‌هازبان قدیمی‌تر در ضبط‌های آرشیوی دیگر به‌طور گسترده فهمیده نمی‌شودرازداری آیین تشرف منطقه‌ای شامل بول‌روئرِ waness است (بول‌روئرِ waness مورالاگ در اطلس بول‌روئرها)زیاد
ترانه‌های مالومِر / جزیرهٔ مِرِیزبان ترانه‌های آیینیِ آیین مردانهصورت‌هایی کهن، دگرگون‌شده و تا حدی بیگانهمجموعهٔ آیین تشرف مردان؛ بول‌روئر در منبع ترانهٔ مورد استناد نقشی محوری نداردمتوسط رو به زیاد
کردجیِ وارلپیریاسترالیای مرکزیآوازهای تشرفمتخصصان کمتری متون و معانی را می‌شناسندزمینهٔ تشرف؛ در منبع بررسی‌شده هیچ بول‌روئری به‌طور مستقیم وجود نداردبالا
مجموعه‌آواز مارکوسرزمین آرنهم غربیآوازهایی که زبان‌های نیاکانی را حفظ می‌کنندبرای برخی زبان‌ها هیچ گویشور روزمرهٔ روانی وجود ندارددر سرزمین آرنهم در نزدیکی این مجموعه‌آواز آیین‌های بول‌روئر وجود دارد، اما نه در خود این مجموعه‌آوازبالا
او-کی-پا‌ی ماندانماندان، دشت‌های بزرگنیایش هنگام تعلیق با قلابکتلین نتوانست ترجمه‌ای به دست آورددر آیین کتلین هیچ بول‌روئری یافت نشدبرای مورد قلاب بالا
رقص خورشیدِ تتون/لاکوتادشت‌های بزرگدعای آوازی و اجرای زبان مقدسساحت قدسی، نه گفتار عادیسوت‌ها محوری‌اند؛ در اینجا بول‌روئر تأیید نشده استمتوسط رو به بالا
رقص ارواحِ آراپاهوآراپاهوآوازهایی که در برخی زمینه‌ها با بول‌روئر آغاز می‌شوند یا همراهی می‌گردندانتقال میان‌قبیله‌ایِ آوازِ رؤیاییبول‌روئر به‌عنوان سازِ هواییِ رقص ارواح گواهی شده استمجاورت بالا
رقص ارواحِ کادوکادوآوازهای رقص ارواح که در رؤیا دیده شده‌اندواژه‌ها برای برخی قابل‌فهم و برای برخی دیگر نامفهوم بودندهیچ بول‌روئری یافت نشدبرای آواز بالا
رقص عقابِ کاهویلاکالیفرنیاآوازهای کهنِ رقص عقاببنا بر گزارش استار، واژه‌ها حتی برای آوازخوانان نیز قابل‌فهم نبودندهیچ بول‌روئر مستقیمی وجود نداردبالا
مراسم ارواح پومو / کوکسوکالیفرنیااجرای ارواحِ انجمن مخفیگفتار رازآمیزِ تشرف و شخصیت‌نماییبول‌روئر، از طریق لوب، مرتبط با مجموعهٔ انجمن‌های مخفی کالیفرنیاهمجواری زیاد
آیین زمستانی کواکوآکاواکْوساحل شمال‌غربینمایش روحانیِ ربودن نوآموززبان اجرایی و فریادهای انجمن مخفیبول‌روئر در زنجیرهٔ بواس/لوب به‌عنوان صدای پنهانِ روح به کار می‌رودهمجواری زیاد
کلوکالیِ نو-چا-نولت / ماکاساحل شمال‌غربیترانه‌های خواب و ترانه‌های آیینیزبان رؤیا و سطوح زبانی آیینیِ کهنمجموعهٔ کلوکالی در سابقهٔ مرتبط با دِنس‌مور شامل بول‌روئر استهمجواری متوسط رو به زیاد
بیگا بالومای تروبریاندپاپوآ گینهٔ نوترانه‌های برداشت محصول و سوگواریزبان باستانی ارواح که بسیاری از خوانندگان دیگر آن را درک نمی‌کنندهیچ موردی یافت نشدبسیار بالا
چینتانگ ریسیوانپالسرایش شامانیِ موندومزبان آیینیِ تخصصی که حتی برای بسیاری از اهل آن نیز نامفهوم استهیچ‌کدامبسیار بالا
ایدو میشمی ایگوآروناچال پرادشسرودهای شامانیگونهٔ زبانیِ ویژه از درک معمول فراتر می‌رودهیچ‌کدامبالا
تامانگ بومبونپالسرودهای شامانیگونهٔ زبانیِ آیینیِ باستانیهیچ‌کدامبالا
گورونگ گاتُونپالچرخهٔ آواز و رقص خلسه‌ایزبان ترانه‌ایِ به‌ارث‌رسیده‌ای که در گورونگ یا نپالیِ معمول فهمیده نمی‌شودهیچ‌کدامبالا
بیسوهای بوگیسسولاوسی جنوبیباسا تو ری لانگیق، زبان آسمانزبان کاهنی/الهیِ محدود به بیسوهاهیچ‌کدامبالا، از نوعی متفاوت
دیوان الجزایریشمال آفریقاآوازهای خلسه‌آمیز مرتبط با هوسااز دست رفتن زبان در میان جوامع دور از وطنهیچ‌کدامبالا
آیین‌های سیدیِ مکرانساحل مکرانآوازهای آیینی با خاستگاه آفریقایی/سواحیلیزبان دیگر در محل فهمیده نمی‌شودهیچ‌کدامبالا
کارمن سالیارهروم باستانسرود کاهنیِ باستانیصورت‌های منسوخ آن به‌ندرت حتی برای کاهنان قابل فهم‌اندهیچ‌کدامبسیار بالا
کارمن آروالهروم باستانسرود کشاورزیِ باستانیمتن حفظ‌شده دارای صورت‌های مبهم و معانی مورد مناقشه استهیچ‌کداممتوسط رو به بالا
واژه‌های جادوییِ یونانیجادوی اواخر عهد باستانهجاهای جادویی و نام‌های ایزدیغیرواژگانی، بیگانه، سرّی، یا عمداً ترجمه‌ناپذیرهیچ‌کدامزیاد
اِفِسیا گراماتاجادوی یونانیالفاظِ فرمول‌های حفاظتیفرمول جادوییِ بی‌معنا یا باستانیهیچ‌کدامزیاد
دهارانیِ بوداییآیین بوداییفرمول‌های سانسکریت در فرایند انتقالاغلب به‌جای ترجمه، آوانویسی می‌شوندهیچ‌کدامزیاد
نیایش اوستاییزردشتی‌گریقرائت آیینیزبانی که دیگر گفتاری نیست و به‌صورت آیینی حفظ شده استهیچ‌کدامزیاد
کراتماتاهای بیزانسیآواز بیزانسیواژه‌نماهای غیرواژگانیهجاهای صوتی، نه دارای معنای عادیهیچ‌کدامزیاد

چرا واژه‌ها می‌میرند، اما آواز باقی می‌ماند#

الگوی «سرود مرده» چندین سازوکار دارد.
این سازوکارها می‌توانند جداگانه عمل کنند، اما در نیرومندترین نمونه‌ها بر روی یکدیگر انباشته می‌شوند.

۱. آوای دقیق از توضیح مهم‌تر می‌شود.
فرمول‌های جادویی، مانتراها و سرودهای تشرف اغلب همچون دستورالعمل‌هایی تلقی می‌شوند.
آوا را تغییر دهید، و آیین شکست می‌خورد.
این امر محافظه‌کاری آوایی را از به‌روزرسانی معنایی نیرومندتر می‌کند.

۲. متخصصان تفسیر را در انحصار خود می‌گیرند.
اگر تنها مردانِ تشرف‌یافته، شمن‌ها، کاهنان یا بیسوها مجاز به اجرای این زبان باشند، فهم عمومی هدف نیست.
ابهام به بخشی از منصب تبدیل می‌شود.
فرد مناسب ممکن است بداند چگونه از واژه‌ها استفاده کند، حتی زمانی که هیچ‌کس نتواند آن‌ها را به زبان گفت‌وگوی روزمره ترجمه کند. ۳. جابه‌جایی زبانی پل را می‌شکند.
جامعه‌ای زبانش را تغییر می‌دهد؛ اما آواز تغییر نمی‌کند.
این همان چیزی است که در موارد آرشیویِ تروبریاند، مکران، دیوان، اوستایی و بسیاری از جوامع بومی دیده می‌شود.
آواز به فسیلی آوایی تبدیل می‌شود.

۴. منشأ رؤیایی، ابهام را موجه می‌کند.
اگر آواز از پرنده‌ای، خویشاوندی درگذشته، روحی، کوهی یا رؤیایی سرچشمه گرفته باشد، لازم نیست گفتاری عادی باشد.
این امر در آوازهای رقص ارواحِ آمریکای شمالی و آوازهای رؤیاییِ ساحل شمال‌غربی به‌ویژه آشکار است.

۵. نفهمیدن می‌تواند قدرت را افزایش دهد.
دستورالعملی شفاف به بازار تعلق دارد.
فرمولی مبهم به معبد تعلق دارد. به همین دلیل است که یامبلیخوس می‌تواند از نام‌های الهیِ ترجمه‌ناپذیر دفاع کند و به همین دلیل یک بول‌روئر می‌تواند پیش از آن‌که بدانید تنها چوبی متصل به بندی است، هراس‌انگیزتر باشد.

نکتهٔ آخر، نکتهٔ ناخوشایند است.
آیین صرفاً از جهل جان سالم به در نمی‌برد.
آیین می‌تواند از جهلِ کنترل‌شده تغذیه کند.
بول‌روئرِ پنهان کارگر می‌افتد، زیرا زنان و نوآموزان صدای روحی را می‌شنوند.
آواز مرده کارگر می‌افتد، زیرا خواننده به حاملِ چیزی بدل می‌شود که از تبیین قدیمی‌تر است.

به همین دلیل است که آواز مرده در کنار مسئلهٔ کیهان‌زاییِ بول‌روئر جای می‌گیرد.
هر دو، فناوری‌های آیینیِ عاملیتِ نامرئی‌اند.
یکی بدون بدنی قابل رؤیت، صدا ایجاد می‌کند. دیگری پیامی بدون معنای آشکار پدید می‌آورد.


رسوایی نهایی: معنا محموله نیست#

به انسان مدرن آموزش داده‌اند که زبان نظامی برای انتقال معناست.
واژه‌ها بسته‌هایی هستند؛ ترجمه بسته را می‌گشاید؛ و ارتباط زمانی موفق است که بسته به مقصد برسد.

زبان آیینی به این الگو می‌خندد.
در این موارد، محموله تنها محتوای معنایی نیست.
محموله عبارت است از قدمت، خطر، اقتدار، حافظه، مرز گروهی، خطاب الهی و اجرای بدنی.
جامعه صرفاً نمی‌پرسد: «این جمله چه معنایی دارد؟»
بلکه می‌پرسد: «چه کسی اجازه دارد آن را بر زبان آورد؟»
«چه کسی آن را آموزش داده است؟»
«اگر آن را نادرست بخوانند، چه رخ می‌دهد؟»
«چه کسی نباید آن را بشنود؟»
«کدام موجود نامرئی نخست آن را می‌شنود؟»

به همین دلیل است که آوازهای مرده همچنان آواز می‌خوانند.
آن‌ها ارتباطاتی ناکام نیستند.
آن‌ها بقاهایی موفق‌اند.

و شاید این مهم‌ترین درس برای اندیشه‌ورزی به سبک EToC باشد.
پیش از آن‌که زبان به صدای خصوصی خودآگاهی بدل شود، زبان همچنین ماشین عمومیِ تولید حالات تغییریافته، سلسله‌مراتب اجتماعی، تداوم نیاکانی و هراس مقدس است.
برخی از بادوام‌ترین صورت‌های زبان، روشن‌ترین آن‌ها نیستند.
آن‌ها صورت‌هایی هستند که محکم‌ترین پیوند را با کنش آیینی دارند.

واژه‌ها می‌میرند.
دهان همچنان جسد را به حرکت درمی‌آورد.
بول‌روئر شروع به چرخیدن می‌کند.
همه به‌اندازه‌ای می‌فهمند که بترسند.


پانوشت‌ها#


منابع#

  1. Parker, K. Langloh. The Euahlayi Tribe. 1905.
  2. Mathews, R. H. “The Birdhawal Language”. بازچاپ‌شده به‌وسیلهٔ ANU Press.
  3. Catlin, George. O-Kee-Pa: A Religious Ceremony; and Other Customs of the Mandans. 1867.
  4. Arapaho Language Project. “Arapaho Air Instruments”.
  5. Densmore, Frances. Teton Sioux Music. Bulletin 61, Bureau of American Ethnology, 1918.
  6. Mooney, James. The Ghost-Dance Religion and the Sioux Outbreak of 1890. Bureau of American Ethnology, 1896.
  7. Parsons, Elsie Clews. “Notes on the Caddo”. 1921.
  8. Starr, Frederick. American Indians. 1898.
  9. Barrett, S. A. Ceremonies of the Pomo Indians. 1917.
  10. Loeb, Edwin M. “Tribal Initiations and Secret Societies”. University of California Publications in American Archaeology and Ethnology 25(3), 1929.
  11. Boas, Franz. The Social Organization and the Secret Societies of the Kwakiutl Indians. 1897.
  12. Densmore, Frances. Nootka and Quileute Music. Bulletin 124, Bureau of American Ethnology, 1939.
  13. Laade, Wolfgang. Traditional Songs of the Western Torres Straits. یادداشت‌های Folkways Records، دههٔ 1960.
  14. British Museum. Muralag bullroarer object record.
  15. Haddon, A. C. and Sidney H. Ray. Reports of the Cambridge Anthropological Expedition to Torres Straits, Vol. III: Linguistics. 1907.
  16. Brown, Reuben and Nicholas Evans. “Songs that keep ancestral languages alive: A Marrku songset from western Arnhem Land”. 2017.
  17. Curran, Georgia. Contemporary Ritual Practice in an Aboriginal Settlement. ANU.
  18. Hodgetts, Leah. Guthi Girrmara. University of Newcastle.
  19. Senft, Gunter. “Magic, missionaries and religion: Some observations from the Trobriand Islands”. 2010.
  20. Rai, Novel Kishore. “Mundum: A Case Study of Chintang Ritual Language”. 2009.
  21. Delley, Razzeko. “The Igu Shamanic Tradition of the Idu Mishmi”. 2023.
  22. Holmberg, David H. Order in Paradox: Myth and Ritual among Nepal’s Tamang. Cornell University Press, 1989.
  23. Kailash / Wisdom Library. Study of Ghatu dance-song tradition.
  24. Nepali Times. “Ghatu dance of Lamjung”.
  25. Nurhayati et al. “Bissu and the sacred language of South Sulawesi”. Sage Open, 2023.
  26. Atlantis Press. Article on Basa To ri Langi and Bissu ritual language.
  27. Turner, Richard Brent. Study of Algerian Diwan/Gnawa trance music.
  28. During, Jean. “The Spirit Cults of the Makran Coast”.
  29. LacusCurtius / Smith’s Dictionary. “Salii”.
  30. Bibliotheca Augustana. Carmen Saliare.
  31. The Latin Library. Carmen Fratrum Arvalium.
  32. Amsler, Monika. “Voces Magicae and Imperial / Late-Antique World-Making”. Annuaire de l’EPHE, 2021.
  33. Bernabe, Alberto. Chapter on the Ephesia Grammata. Oxford Academic.
  34. Iamblichus. On the Mysteries, Section 7.
    1. The Ratnaketu Dharani.
  35. Dharma Drum Mountain. Explanation of dharani.
  36. Varelas, Christos. “Nonsense Syllables in Byzantine Chant Tradition”.
  37. Viswanathan, S. “Frits Staal, Kautsa, and the Meaning of Vedic Mantras”. رکورد PhilPapers.
  38. Staal, Frits. “The Meaninglessness of Ritual”.
  39. Andres-Toledo, Miguel Angel. Zoroastrian Avestan ritual language study. University of Nebraska-Lincoln Digital Commons.
  40. Dhalla, M. N. History of Zoroastrianism, Chapter 59.
  41. The Bullroarer: An Interactive World Atlas. سوابق مرتبط: Euahlayi Narran River Gayandi / Gurraymi Boorah bullroarer, Birdhawal Turndun initiation bullroarer, Muralug waness bullroarer, Arapaho toy or wind bullroarer, Kwakiutl winter-ceremony bullroarer و Pomo taboo spirit-voice and curing bullroarer.

  1. “Dead song” اصطلاح کوتاه‌شدهٔ شخصی من است، نه یک اصطلاح فنی استانداردشده. این اصطلاح چند پدیدهٔ مرتبط را دربرمی‌گیرد: گونه‌های زبانی آیینیِ باستانی، زبان‌های نیایشیِ فسیل‌شده، واژه‌گون‌های مقدسِ غیرواژگانی، آوازهای رؤیایی، گفتار تخصصی شمنی و آوازهای به‌ارث‌رسیده‌ای که اجراکنندگانشان دیگر بر معنای معمول آن‌ها تسلط ندارند. ↩︎