در کیپ یورک، «دونگول» هم به «مار» و هم به «چرخانصدا» اطلاق میشود. این چندمعنایی دربارهٔ آیین تشرف، مارگزیدگی و صدای آیینی چه چیزی را آشکار میکند.
دونگول: مار، چرخانصدا و فرایند مردشدن

پژوهشهای مبتنی بر شواهد دربارهٔ ذهن، اسطوره و تکامل انسان.

در کیپ یورک، «دونگول» هم به «مار» و هم به «چرخانصدا» اطلاق میشود. این چندمعنایی دربارهٔ آیین تشرف، مارگزیدگی و صدای آیینی چه چیزی را آشکار میکند.

با استفاده از دیانای باستانی و امتیازهای چندژنی، و از دریچهٔ نظریهٔ حوا، به تصور اسکیزوفرنی، اختلال دوقطبی، هوش و آگاهی در اروپای آغازینِ هولوسن میپردازد.

ردیابی ریشهٔ نیا-هندواروپایی ǵneh₃‑ که سانسکریت jñā‑، انگلیسی know و یونانی gnō‑/gnosis را به هم پیوند میدهد.

چگونه ضمایر، آیینها، اسطورهها و سرپیکانهای شیاردار، وجودِ یک فرهنگ واحدِ عصر یخبندان را در پسِ تمامی جوامع پیشاکلمبی آشکار میکنند.

خوانشی موشکافانه از قطعات مانوی، اوفیتی و ناصری که از مسیح بهمثابهٔ مار، با اصطلاحاتی داروشناختی، سخن میگویند.

چگونه تیرهای زهرآگینِ هیدرای هراکلس، تراژدیِ اوریپید و جنونِ گرگوار، منطقِ ژرفِ مارگونهای را رمزگذاری میکنند که با فرقهٔ مار و نظریهٔ حوا در بابِ آگاهی همنواست.

مفهوم «کیهانزاییِ زنمحور» را تعریف میکند و با استناد به شواهد تبارزایشی و باستانشناختی استدلال میکند که هنر پارینهسنگی و الگوهای اسطورهایِ میانفرهنگی از وجود چندین آفرینندهٔ زنِ فعال، در برابرِ یک «مادر اعظم» یکپارچه، پشتیبانی میکنند.

آنچه گلوگاه کروموزوم Y در گذار از نوسنگی به عصر برنز دربارهٔ خشونت مردان، تیرههای پدرتبار و تکامل ذهن عصر برنز آشکار میکند.

چگونگی ایفای نقش محوریِ مشترکِ مارهای آبی و زنانِ بنیانگذار در روایتهای پیدایشِ ناواهو، زونی، تاینو، کیچه و اینکا و آنچه این همنشینی دربارهٔ زایش، آشوب و نظم آشکار میکند.

پیش از آگاهیِ دروننگر، انسانها سامانههای کنترلیِ فاقدِ خودِ روایی بودند. این جستار با بهرهگیری از سایبرنتیک، شناخت حیوانی و نظریهٔ آگاهی حوا، مرد زرین را بازسازی میکند.